
آخرین شب کنسرت گروه چهارنفره شجریان در میان استقبال فراوان مشتاقان وعلاقه مندان درتالاربزرگ کشور به پایان رسید.
در این برنامه ابتدا محمدرضا شجریان به نمایندگی از طرف گروه حادثه سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران را به جامعه فرهنگی کشور و خانواده های آنها تسلیت گفت و در ادامه حسین علیزاده به روی صحنه آمد و با حالتی مغموم (به علت حادثه دلخراش سقوط هواپیمای نظامی که منجر به جان باختن جمعی از اصحاب فرهنگ شد )به تکنوازی پرداخت.وی قطعات پراحساسی را درمایه ابوعطا نواخت که در حین نوازندگی قطرات اشکش سرازیر شد.
این برنامه همانند پنج شب دیگر در دوقسمت و در دستگاه شور و متعلقات آن و با اجرای تصانیف قدیمی،بزن آن پرده،دستی افشان و...به پایان رسید.درانتها به دلیل تشویق بسیار زیاد شنوندگان وبینندگان دو تصنیف دوش،دوش و مرغ سحر نیز اجرا شد.
بدین ترتیب شش شب کنسرت این گروه در حالی به پایان رسید که هنوز عده زیادی از علاقه مندان موفق به تهیه بلیت های این برنامه نشدند.بر اساس گزارش رسیده شب گذشته همچنان بازار سیاه فروش بلیت ادامه داشته است.
محمد رضا شجريان در دومين روز كنسرت به دليل وجود مشکلاتی در صدای سالن كه مانع ادامه كار بود، صحنه را ترك كرد.»
دومين روز كنسرت شجريان در حالي برگزار شد كه قطع و وصل شدن ميكروفن ها در بخش اول برنامه وقفه ايجاد كرد و باعث شد شجريان قطعه بزن آن زخمه را نيمه كاره رها كند. او پس از اينكه چندین بار صدا در طول اجرا قطع شد از ادامه اجرايبرنامه خود منصرف شد و حسين عليزاده، كيهان كلهر و همايون شجريان را نيز به قطع كار فراخواند. وآنها صحنه را ترك كرد. حميد رضا نوربخش، مدير اجرايي كنسرت با عذر خواهي از اساتیدموسیقی ایرانی از آنها خواست تاسالن را ترك نكنيد تا مشکل رفع شود
البته دقایقی بعد، دوباره گروه روي صحنه آمدند و برنامه خود را ادامه دادند. استاد شجريان پيش از آغاز دوباره برنامه در سخنانی گفت: «تكنولوژي هزار مزيت دارد و معایبی نیز دارد اين هم يكي از معايبش بود .» شجریان برنامه خودرا در حالي آغاز کرد كه بخشی از مردم سالن را ترك كرده بودند و يا هنوز سر جاي خود قرار نگرفته بودند. گروه پس از اينكه قطعه بزن آن زخمه را اجرا كرد باز صحنه را ترك كرد و مردمي كه تازه به سالن آمده و روي صندلي هاي خود نشسته بودند براي تنفس دوباره از سالن خارج شدند. ، علت اصلی قطع صدا در این برنامه تغيير دكور بدون هماهنگي با گروه صدابرداري عنوان شده است
خبرگزاري فارس-سحر طاعتی: صداي «محمدرضا شجريان» همراه با نواي سازهاي«حسين عليزاده»،« كيهان كلهر» و «همايون شجريان» ديشب در تالار بزرگ كشور طنين انداز شد.
به گزارش خبرنگار فارس،در شب نخست از اين اجرا سالن مملو از جمعيت بود كه با شور و شوق فراوان براي ديدن استاد آواز ايران لحظه شماري ميكردند.
قبل از اجراي گروهي،«حسين عليزاده»در صحنهاي كه با تورهاي سفيد به نشانه كوه دماوند و گلبرگهاي گل سرخ پوشيده شده بود به بداههنوازي تار پرداخت و بعد از آن گروه 4 نفره" شجريان" قطعاتي چون "پيش درآمد دشتي" از ساختههاي "يوسف فروتن"،" ساز و آواز"، "تصنيف قديمي" از شعر مولانا،" بزن آن زخمه "از اشعار" شفيعي كدكني "و از ساختههاي" حسين عليزاده" را نواختند. بخش اول اجرا تمام شد." شجريان" و" كلهر" از يك سو و "همايون" و" عليزاده" از سوي ديگر سالن را ترك كردند.
در بخش دوم كه به«آواز بيات ترك و افشاري»اختصاص داشت، «مقدمه روح الارواح»،" ساز و آواز"،" چهار مضراب"،" تصنيف قديمي"،" آواز افشاري"،" ضربي افشاري " "رقص زار" همراه با آواز و"دستي افشان" از اشعار" سهراب سپهري "را اجرا كردند. كه" مقدمه روح الارواح"،" چهار مضراب"،" دستي افشان "و" ضربي افشاري" از ساختههاي "حسين عليزاده" است.
قسمت دوم به پايان رسيد. دوستداران بزرگان موسيقي ايران به مقابل صحنه رفتند و با پرتاب شاخههاي گل و تقديم دستههاي گل علاقه خود را به آنها ابراز كردند و فرياد كنان خواستار اجراي قطعه «مرغ سحر»شدند.
گروه با تشويق مداوم مردم به سالن برگشت و يك قطعه ديگر را اجرا و به عنوان آخرين اجرا،قطعه«مرغ سحر» را به دوستداران خود تقديم كردند.
كنسرت "شجريان " تا 12 آذرماه در تالار وزارت كشور برگزار ميشود.

نخستين شب برگزاري كنسرت محمدرضا شجريان و کيهان کلهر با بداهه نوازي تار حسين عليزاده شامگاه چهارشنبه شب در تالار بزرگ وزارت كشور برگزار شد.
به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، برنامهي شب اول با نيم ساعت تاخير و با تشويق پياپي تماشاگران آغاز شد. بخش نخست كنسرت با آواز دشتي (پيش درآمد پشتي، ساز و آواز، تصنيف قديمي، ساز و آواز، بزن آن زخمه) ادامه پيدا كرد.
در اين اجرا همخواني همايون شجريان با پدرش محمدرضا شجريان از نكات برجسته و قابل تامل بود.
بر اساس همين گزارش بخش دوم كنسرت بعد از آنتراك 45 دقيقهاي اجراء شد . در بخش دوم آواز بيات ترك و افشاري، مقدمه روح الارواح، سازو آواز، چهار مضراب، تصنيف قديمي، آواز اقشاري، ضربي افشاري (رقصزار) ساز و آواز و دستي افشان با شعري از سهراب سپهري پايان بخش شب نخست كنسرت شجريان بود.
براساس همين گزارش : در اين اجرا تمامي ظرفيت 3000 نفر سالن وزارت كشور مملو از جمعيت علاقهمند بود و تعدادي از هنرمندان همچون حسين پاكدل، بهروز غريبپور و ... حضور داشتند.
در حاشیه

در اولين شب كنسرت شجريان در تالار وزارت كشور، حضور دلالان خريد و فروش بليط. به شدت مشهود بود و آنها به صورت دسته جمعي اقدام به خريد و فروش ميكردند. قيمت بليط شجريان تا دويست هزار تومان هم خريد و فروش ميشد. دلالان نيز هر لحظه كه به زمان برگزاري كنسرت نزديك ميشدند به جنب و جوش و فعاليتهاي خود ميافزودند.
به گزارش خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در هنگام ورود مردم به سالن، وقتي كه آنها بليط خود را تحويل ميدادند چند نفر همرا با بازگرداندن نصف بليط بروشورهاي تبليغي محصولات يك شركت آرايشي بهداشتي خاص را به آنها مي دادند.
ديشب شنيده شد كه نيروي انتظامي با چند نفر كه به صورت گسترده اقدام به خريد و فروش غير قانوني بليط ميكرد برخورد نموده است.
شب گذشته افرادي نيز مدعي بودند كه بيش از 90 درصد مردم بليطها از بازار سياه تهيه كردهاند.
كاغذهايي ميان برخي از مردم پخش ميشد كه در آن به صورت دستنويس نوشته شده بود، فروش بليط شجريان در كوچه آن طرف خيابان!
عليرغم آنكه مسوولان برگزاري كنسرت اعلام كرده بودند كه براي جلوگيري از بازار سياه، هر روز صدتا صد و پنجاه بليط در گيشه، فروش ميرود ولي هيچ بليطي در گيشه فروخته نشد و همين امر باعث اعتراض بسياري شد. چون آنها از ابتداي صبح سهشنبه، براي دريافت بليط به تالار وزارت كشور مراجعه و حتي ليستي را تهيه كرده بودند ولي تا آخرين لحظات از بليط فروش خبري نبود. اعلام خبر بليط فروشي در تالار وزارت كشور، از تلويزيون و روزنامهها، باعث شده بود كه افراد زيادي براي دريافت بليط مراجعه كند و ناكام بمانند.
ترافيك شديدي در اطراف ميدان فاطمي در هنگام آغاز كنسرت به وجود آمده بود و نيروهاي انتظامي در خيابان تالار وزارت كشور مستقر شده بودند.
هنگام آغاز كنسرت يكي از مسوولان برگزاري كنسرت لحظاتي به ميان مردم بيرون از سالن آمد، چند نفر از او پرسيدند با توجه به اينكه گفته ميشود الان سالن خالي است چرا بليط فروشي نميشود. او در پاسخ گفت كه سالن خالي نيست پر شده است. برخي اين شايعه را رواج دادند كه اگر سالن خالي باشد، جمعيت اضافي را به سالن راه ميدهند به همين خاطر وقتي يك نفر فرياد زد: “درها را باز كردند”، جمعيت به سمت در سالن هجوم آوردند و نيروي انتظامي براي جلوگيري از ورود جمعيت در سالن را كاملا بست.
كساني كه از ورود به سالن وزارت كشور ناكام مانده بودند پشت در ايستاده بودند ناگهان يكي از اين افراد كه توانسته بود با داخل ارتباط برقرار كند موبايل خود را بالاي سرش گفت و خطاب به جمعيت گفت بياييد: صداي كمانچه كلهر گوش كنيد! نفري هزار تومان!
يك از علاقمندان شجريان كه از شهرستان آمده بود ميگفت: براي آمدن به تهران، 2000 كيلومتر را طي كرده است!
تهران_ ميراث خبر
گروه هنر ،گيسو فغفوري : ديگر از دکور باشکوه بم خبري نيست. اين بار توري سفيد جاي آن دکور باشکوه بم را گرفته است. توري که مي گويند نمادي از دماوند است. 4 جايگاه سفيد براي نشستن گروه قرار دارد که نور آبي بر آن افتاده است. بر کف صحنه نيز تور قرمز قرار دارد با گلبرگ هاي سرخ.
مردمي که وارد شده اند جايگاه و صندلي خود را پيدا مي کنند و بر آن مي نشيبنند. خوان هاي بليت، ترافيک، شلوغي را پشت سر گذرانده اند.
صندلي ها تک تک پر مي شود. عقربه ها هم سريع حرکت مي کنند. 8 مي شود، 8:30 و صداي کف زدن ها بلند مي شود. هر بار از گوشه اي از سالن...و ناگهان سکوت و بعد تشويق ها هماهنگ مي شود. صداي بسته شدن صندلي ها مي آيد. مردم به پاخاسته اند براي حسين عليزاده و تارش،به احترام مردم خم مي شود
بر اولين جا مي نشيند.
سازش را کوک مي کند. او که هر بار با بداهه نوازي اش توانسته زخمه اي بر دل ديگران بزنداين بار هم موفق مي شود؟ ياد رودخانه سفيد و همراهي اش با ژيوان گاسپاريان را تداعي مي کند يا کنسرت قبلي گروه چهارنفره «همنوا بابم» را؟
چراغ ها هنوز روشن مانده اند نورشان بر چشم مردم مي تابد به ناگزير بسياري چشمان خود را مي بندند و بي توجه لبه تلويزيون هاي بزرگ تالار گوش مي سپارند به اين همراهي ساز و انسان.
وقتي چراغ ها خاموش مي شود دوربين ها نيز توان خود را نشان مي دهند و او را هر بار از زاويه اي تصوير مي كنند. پشت و جلو تا مردم عقب سالن راحت تر بتوانند حرکت دستانش را دنبال کنند. ديگر سکوت بر سالن حاکم است تا عليزاده راحت تر بتواند «بزن آن زخمه» را بنوازد.
فاصله بين رفتن او و آمدن گروه با هم فاصله اي کوتاه است که با تشويق پر مي شود. کيهان کلهر، محمدرضا شحريان ،پسرش همايون و عليزاده مي آيند. لباس هاي رنگ روشن پوشيده اند با يقه اي سنتي.مي نشينند.
اين بار نوبت نواختن و خواندن پيش درآمد آواز دشتي از «يوسف فروتن» است.
هرکس سازش را مي نوازد و شجريان با حرکت سر و گردن همراهي مي کندو سرانجام صداي شجريان بار ديگر در تالار وزارت کشور شنيده مي شود. پس از خواندن دوباره اش هنگام حضور در جشن خانه سينما در تالار وحدت که به خواندن تصنيفي که بسيار دوست داشت قناعت کرد. او اين بار خواند:«دل ز دستم رفت و جانم/ بي دل و جان چون کند/سر عشقت آشکار گشت/ پنهان چون کنم»
هم نوازي کمانچه کلهر و تار عليزاده با هم ادامه پيدا مي کند تا شجريان ها بخوانند:« چون خروشم بشنود هر بي خبر گويد خموش / مي تپد دل در برم مي سوزد دل جان چون کند
...
رو سر بنه به بالين / تنها مرا رها کن/ ترک من خراب شبگرد مبتلا کن/ ماييم و آب ديده در کنج غم خزيده »
....
تصنيفي قديمي از اشعار مولانا «چو گل هر دم جامه بر تن کنم چاک از گريبان تا به دامن»
گروه مي نوازد. اينک نوبت «بزن آن زخمه » است، همان که ابتدا بداهه نوازي اش را عليزاده اجرا کرد و آهنگسازي اش را نيز انجام داده است. گروه بر شعري از «شفيعي کدکني» مي خوانند و مي نوازند. پدر و پسر باهم . صداهايشان مي آيد و مي رود، يکي قبل از پايان ديگري هر چند با هم شروع کرده اند«بزن ساز اگر چند از آن سيم گسسته است / بزن زخمه اگر چند در اين کاسه تنبور نمانده است صدايي»
و بخش اول پايان مي گيرد با «اگر اين پرده بيفتد من و تو نيز نمانيم»
و با تنها قطعه جديد بخش اول اين برنامه.
اما بخش دوم همه قطعاتي است که براي اولين بار در ايران اجرا مي شود.شجريان ها «تصنيف قديمي» را با آواز افشاري مي خوانند
«دو چشم مست نيلگونم / دو خواب آلوده /...هر آينه باز نگو تو آزادي و غم گويد گرفتاران /..اگر آن عيار شهرآشوب روزي مال من شود...دمم با جان برآيئدد که درونم يک همدم نمي بيند... من و رازي است به خون ديده ....وليکن با که گويم چو محرم نمي بيند»
و حافظ نيز به کمک آنها مي آيد در قطعه «مقدمه روح الارواح» تا آنان با آواز بيات ترک و افشاري بخوانند:«شب نشين کوي سربازان و رندانم چوشمع/ روز و شب خوابم نمي آيد به چشم غم پرست – بس که در ذر بيماري هجر تو گريانم چو شمع» و پايان مي گيرد اين قطعه با «آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت/ آتش دل کي به آب ديده بنشانم چو شمع»
ضربي افشاري رقص زار همراه با آوازي که مي خواند«اي سلسله مو بر طره پر خم زن /يک سلسله مو بگشا صد سلسله برهم زن»
اما نيايش سهراب سپهري با نام «دستي افشان » قرار بود آخرين قطعه اجرا شده اين کنسرت باشد،اين بار هم آهنگساز حسين عليزاده .
آنان آغاز کردند «دستي افشان، تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد،هر قطره شود خورشيدي باشد که به صد سوزن نور ، شب ما را بکند روزن زوزن»
و تا پايان اين قطعه را خواندند:«اي دور از دست!پر تنهايي خسته است. گه گاه، شوري بوزان باشد که شيار پريدن در تو شود خاموش»
تشويق ها نشان مي داد که حاضران با بد و خوب کنسرت راضي هستند. به سوي صحنه مي روند تا گل هايشان را بدهند جماعت زيادي آن جلو جمع مي شود. گروه چندين بار طولاني تعظيم مي کنند و مي روند. مردم ناباور فرياد مي زنند «مرغ سحر» ، «مرغ سحر» و از گوشه ديگر «فرياد» را مي خواهند.
گروه بر مي گردد. تشويق ادامه پيدا مي کند. شجريان پدر مي خواهد تا سکوت بر قرار شود تا سازها کوک شوند. به افتخار مرغ حق ايران کف مي زنند. او باز هم سکوت مي خواهد تا «دوش دوش ... باز باز.... با دو چشم ابروي پيوسته ...آتش دل من ...» را بخوانند. پدر و پسر با هم. همايون شجريان ورزيده است مثل کنسرت بم صدايش از صداي پدر کم نمي آورد و دوشادوش او مي خواند. پدر نيز او را همراهي مي کند.
تشويق ها و صداهاي پايان قطعه «مرغ سحر» را مي خواهند، يک صدا تا خاطره هاي گذشته را زنده کنند و استاد پاسخ مي دهد:« مرغ سحر ناله سر کن ...داغ مرا تازه تر کن ..» و پسر هم او را همراهي مي کند.
و مردم را در حالي که دستانش را براي همراهي بلند کرده اند همراه آنان مي خوانندbr>اين دست ها با تشويق ها همان بالا مي ماند و بلند و يک صدا ادامه پيدا کرد تا اين سه هزار نفر اولين شب کنسرت از سالن خارج شوند
| گزارش شب اول کنسرت شجریان در تالار وزارت کشور | |
| شب اول کنسرت شجریان در حالی برگزار شد که فقط خبرنگاران معدودی از رسانه ها توانستند - برای تهیه گزارش - خود را وارد تالار نمایند، آن هم در حالی که صندلی برای نشستن نداشتند و تا پایان اجرا، بصورت ایستاده گزارش خود را نوشتند. | |
|
به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، محمدرضا شجریان شب گذشته با همراهی تار حسین علیزاده، کمانچه کیهان کلهر و تنبک همایون شجریان در سالن 3000 نفری وزارت کشور با اجرای چند قطعه تازه و نو به صحنه رفت. کنسرت گروه اساتید، به خوانندگی محمدرضا شجریان ، شب گذشته ، با 45 دقیقه تاخیر، در دو بخش جداگانه در تالار وزارت کشور برگزار شد. در بخش نخست این کنسرت، حسین علیزاده به صورت مرکبنوازی در دو دستگاه "نوا" و "راست پنجگاه" به بداههنوازی تار پرداخت. بعد از بداههنوازی علیزاده، در "آواز دشتی" نیز به ترتیب پیشدرآمد دشتی از یوسف فروتن، ساز و آواز، یک تصنیف قدیمی با شعری از مولانا، ساز و آواز و "بزن آن زخمه" با شعری از دکتر شفیع کدکنی از ساختههای حسین علیزاده اجرا شد.
همچنین بخش دوم با مقدمه "روح الارواح" که اذان موذنزاده اردیبلی نیز در آن ساخته شده، با بداههخوانی شجریان و بداههنوازی حسین علیزاده شروع شد. به علاوه یک قطعه سازی و آوازی برگرفته از کلام شعر سعدی، چهارمضراب از حسین علیزاده به همراه آواز، تصنیف قدیمی، آواز افشاری، ضربی افشاری، ساز و آواز و دستی افشان از علیزاده نیز اجرا شد. حسین علیزاده قطعه "بزن آن زخمه" را در "دشتی " با شعر شفیعی کدکنی همراه کرده بود. این هنرمند قبلا این تجربه را در قطعه ترکمن و آلبومهای "فریاد" و "شورانگیز" نیز نشان دادن بود. همچنین در قطعه "دستی افشان" نیز یک بدعت آشکار دیده میشد که در آن شجریان برای اولین بار شعری از سهراب سپهری را خواند. شهرام ناظری این تجربه را 15 سال پیش در آلبوم "در گلستانه" به منصه ظهور رسانده بود. دو تصنیف "دوش دوش دوش" از علی اکبرخان شیدا در افشاری به روایت عبداله دوامی و "مرغ سحر" ساخته مرتضی خان نیداوود با شعر بهار پایانبخش این کنسرت بود که بعد از اصرار مخاطبان اجرا شد. به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، طی روزهای گذشته بلیتهای کنسرت شجریان تا سقف 200هزار تومان در بازار سیاه خرید و فروش می شده است. در حالی که شب گذشته پیش از آغاز اولین اجرای کنسرت، شخصی که در حال فروش تعداد زیادی بلیت بود، توسط ماموران انتظامی دستگیر شد. همچنین به دلیل استقبال زیاد مردم از این کنسرت و فروش بلیت های کلیه شبهای این کنسرت در همان روز اول پیش فروش، قرار بود شبهای اجرا نیز 150 بلیت روز فروش شود، اما جمعیت زیادی که برای خرید بلیت های روز فروش، جلوی تالار وزارت کشور جمع شده بودند، با بدقولی مسئولان برگزاری کنسرت مواجه شدند و از تماشای کنسرت شجریان بینصیب ماندند. این گزارش حاکی است : درطول زمان اجرا، علاقه، شور و اشتیاق، در صورت مخاطبان به وضوح دیده میشد، این در حالی بود که سکوت جمعی ناشی از هیجان، مخاطبان را تا آخر اجرا، همراهی میکرد. اما این سکوت در آخر به هیاهو مبدل شد. گفتنی است؛ کنسرت محمدرضا شجریان هشتم تا چهاردهم آذر(غیر از روز دهم) درتالار وزارت کشور برپاست و مدیر برنامههای شجریان اعلام کرده است : "عواید این کنسرت به ساخت باغ هنر بم اختصاص نمییابد، چرا که این پروژه 3 میلیارد تومانی به بودجهای بیش از این حرفها محتاج است که با برگزاری 10 تا از این نوع کنسرتها هم کاری از پیش برده نمیشود." همچنین شایان ذکر است ؛ به طور کلی متولیان برگزاری کنسرت های موسیقی از یک قاعده و ضابطه مشخص و منطقی در تعامل با رسانه ها پیروی نمی کنند. لذا در مورد اخیر نیز، رسانه ها مورد بی اعتنایی قرار گرفتند. درحالی که فعالیت های فرهنگی- هنری نیازمند انعکاس رسانه ای هستند تا ماهیت "مردمی" پیدا کنند. | |
اولين شب كنسرت شش روزه محمد رضا شجريان با حضور خيل مشتاقان او در تالار وزارت كشور برگزار مي شود.
به گزارش خبرنگار گروه هنر ايلنا، سه شنبه شب خيابان هاي اطراف تالار وزارت كشور با وجود حضور ماموران انتظامي شاهد ترافيك سنگيني بود.
ساعاتي پيش از آغاز برنامه جمعيت زيادي مقابل درب ورودي تالار وزارت كشور جمع شده بودند ؛ در اين جمع افرادي حضور داشتند كه موفق به گرفتن بليت نشده و حاضر بودند با پرداخت رقمي دو تا سه برابر قيمت بليت آن را خريداري كنند.
بليت ها هشت تا 20 هزار توماني كنسرت تا حدود پنجاه هزار تومان نيز در ورودي تالار وزارت كشور به فروش مي رفت.
عده اي از افرادي كه از موسسه فرهنگي هنري دل آواز بليت رزرو كرده بودند تا شروع برنامه موفق به دريافت بليت خود نشده و در سر درگمي به سر مي برند
برنامه با 35 دقيقه تاخير آغاز شد جمعيتي كه از ساعت 20 در صندلي ها خود حضور داشتند پس از گذ شت نيم ساعت و وجود تاخير در برنامه با تشويق ها مكرر خود خواهان شروع برنامه شدند.
حضور حسين عليزاده بر روي سن به عنوان آغاز گر برنامه شوري در جمعيت حاضر برپا كرد كه تا چند دقيقه اي مانع از اين شد كه عليزاده برنامه را آغاز كند.
برنامه با بداهه نوازي عليزاده در دستگاه هاي نوا و راست پنجگاه بود كه مورد استقبال حاضران در تالار قرار گرفت پس از آن پيش درآمد دشتي اثر يوسف فروتن ، ساز و آواز دشتي و تصنيف قديمي با شعر مولانا به اجرا در آمد و در پايان بخش اول برنامه تصنيف بزن آن زخمه با شعر شفيع كدكني كه حسين عليزاده آن را ساخته بود اجرا شد.
زمان استراحت كه بيش از حد به طول انجاميد جمعيت زيادي در اين زمان سالن را ترك كرده وپس از چندين بار اعلام از بلندگوخود حاضر شدند زمان تنفس 45 دقيقه طول كشيد.
بخش دوم برنامه با آواز بيات ترك و افشاري آغاز شد .
مقدمه روح الارواح اثر حسين عليزاده ، چهار مضراب ساخته عليزاده نيز به اجرا درآمد.
آواز افشاري تصنيف و دستي افشان با شعر سهراب سپهري، ساخته عليزاده نيز پايان بخش برنامه بود.
اما جمعيت مشتاق با تشويق هاي مكرر خود باعث شدند تا دوباره شجريان به همراه گروه خود روي صحنه بيايد و قطعه "دوش دوش" از ساخته هاي زنده ياد" شيدا" اجرا كند.
قطعات درخواستي در حالي اجرا شد كه بسياري از حاضران در نزديك صحنه نظاره گر اين قطعات بودند.
پس از به اجرا درآمدن قطعه اول ، شجريان به دليل درخواست هاي زياد تماشاگران كه با صداي بلند خواستار اجراي قطعه مرغ سحر بودند از گروه خود خواست تا اين تصنيف رابه اجرا در بياورد ، صداي جمعيت مشتاق به حدي بود كه شجريان از آنان خواست تا اجازه دهند كه بتواند صداي كوك سازها را بشنود.
به اجرا درآمدن اين تصنيف چنان با استقبال حاضران رو به رشد كه گروه مدتي براي پاسخ به تشويق افراد حاضر در تالار مدتي را روي صحنه سپري كردند.
محمد سرير رسول خادم، بهروز غريب پور و تعدادي از هنرمندان سينما در اولين شب اين كنسرت حضور داشتند.
در سالن انتظار كمك هاي مردمي براي احداث پروژه باغ جمع آوري ميشد عكس هاي مربوط به ساختمان باغ هنر بم و نقشه آن نيز ديده شد.
چند موسسه فرهنگي هنري نيز در گوشه اي از سالن اقدام به برپايي غرفه فروش محصولات خود كردند.

تهران_ ميراث خبر
گروه هنر، آزاده شهميرنوري: «يعني استاد مي داند اينجا پشت ديوار هاي سالن چه مي گذرد. يعني مي داند؟ ما داريم خودمان را مي كشيم كه يك بليت بخريم.» اين را يكي از آقاياني گفت كه آمده بود جلوي در تالار وزارت كشور تا شايد بتواند بليت كنسرت بخرد.
روز گذشته، اولين روز كنسرت از ساعت هشت صبح علاقه مندان به استاد شجريان مقابل در ورودي سالن وزارت كشور تجمع كرده اند. ساعت سه بود و داشتم از ميدان فاطمي پياده به طرف وزارت كشور مي رفتم. دو كوچه پايين تر دو پسر جوان به هم چسبيده بودند و پول رد و بدل مي كردند. بالاتر كه آمدم جمعيتي كه مقابل تالار ايستاده بودند، آنها را با انگشت نشان مي دادند. يكي رو به من كه تازه به جمعشان پيوسته بودم گفت: «خانم بليت مي خواهي برو پيش همان آقا، صد تومان مي فروشد اگر هم پول نداري بيا اسمت را توي اين ليست بنويس، گفتند هر شب صد تا بليت مي فروشند. تا حالا سه بار ليست نوشتيم، يك نماينده هم فرستاديم كه با نوربخش حرف بزند اما ديگر برنگشت خودش هم رفته پيش آنها.»
چرخي بين جمعيت مي زنم. يك مادر و دختر در حالي كه وقتي حرف مي زدند گوشه چشم هايشان اشك جمع مي شد، منتظر خانمي بودند كه در شركت دل آواز كار مي كرد: «ما از سايت خريد كرديم. خريدمان هم ثبت شد و بعد شماره حسابي اعلام شد كه به آن پول ريختيم. اما وقتي رفتيم بليت بگيريم گفتند خريد شما ثبت نشده. آنقدر گريه كرديم كه آن خانم گفت حتما به شما بليت مي دهم. حتي گفت سهميه خودش را مي دهد. يك آقاي ديگري هم همين مشكل را دارد.»
دقايقي مي شد رسيده بودم. مردي با كاپشن بلند مشكي آمد جلو و گفت بليت مي خواي؟ گفتم نه گفت پس براي چي آمدي؟ گفتم بليت اضافه دارم چند مي خري؟ پوزخندي زد و رفت.
سمت راست در تالار پسر جواني با قد كوتاه و يك كت پوست پيازي روي سنگ هاي دور باغچه نشسته بود و دورش را چند نفر گرفته بودند. از لباس و سر و وضعش به راحتي مي شد فهميد كه پول خريد بليت از بازار سياه را ندارد. پسر دانشجويي كه باراني بلندي پوشيده بود و كت و شلوارش را هم با چوب لباسي از اصفهان تا اينجا آورده بود، گفت: «از يكي از دهات هاي شيراز آمده، ديشب هم اينجا خوابيده از صبح تا حالا هم دارد شعر مي خواند. به خدا حاضرم اين برود تو و كنسرت ببيند اما من دست خالي برگردم اصفهان.»
جلو تر رفتم پسر يك ني بلند و كلفت دستش گرفته بود و مثنوي مي خواند. هر كس هم مي پرسيد كه اين ني را براي چي دستت گرفتي مي گفت: «ني حريف هر كه از ياري بريد/پرده هايش پرده هاي ما دريد» بعد هم ادامه مي داد : «من به عشق مرغ سحر آمدم.» جوان خوش لباس اصفهاني برايم توضيح مي داد: «اطلاعاتش هم خيلي زياد است. از همه كساني كه اينجا هستند بهتر موسيقي مي داند.» پسر ساده شيرازي با لهجه زيبا داشت شعر مي خواند هر از چند گاهي هم از داخل جيبش يك كتاب در مي آورد و شروع مي كرد به خواندن. تا جلوي در شلوغ مي شد مي پريد جلو كه از كسي عقب نماند.
نزديك ساعت چهار بود كه كيهان كلهر به اتفاق يكي از دوستانش رسيد. تا آمد به خود بجنبد. جمعيت به طرفش هجوم آورد. مي پرسيدند كه بالاخره بليت مي فروشيد يا نه. كلهر لبخند مي زد و سعي مي كرد هر طور شده خودش را به در برساند. حتما داشت فكر مي كرد چه اشتباهي كرده كه مثل بقيه گروه از در پايين نيامده. فشار جمعيت بيشتر شد. سرش ريخته بودند و مي خواستند روبوسي كنند. كلهر با آن قد بلند مدام پايين تر مي رفت. داشت زير دست و پاي جمعيت گم مي شد. جلوي در زمين خورد. مردم با موبايل از او عكس مي گرفتند. با كمك حراست سالن از در عبور كرد و آن طرف دوباره لبخند زد. جمعيت پراكنده شدند. بين جمعيت قدم مي زدم. هر كسي داشت گوشه اي با چند نفر ديگر حرف مي زد: «تا فاميل هاي درجه پنج و شش و در و همسايه ها سير نشوند نوبت ما نمي شود..... استاد كه از اين چيز ها خبر ندارد وگرنه خيلي ناراحت مي شد.... خانم من فاميل خانم آقاي عليزاده است اما در اين سال ها يك بليت هم براي فاميل نياوردند. از اول همه را اين طور عادت داده است و هر كس بليت بخواهد خودش اقدام مي كند.... تقصير آنها نيست تقصير اطرافيان است. همين هايي كه بليت بازار سياه مي فروشند، اين همه بليت از كجا مي آورند حتما آشنا داشتند. چون مراكز فروش به هر كس فقط دو بليت مي فروختند.... ....اگر شجريان هر سه چهار ماه يك بار كنسرت بده اين طوري نمي شه....»
آقايي كه پنجاه سال سن داشت، بليت هواپيمايي دستش گرفته بود، مدام مي گفت هر طور شده امشب بايد بروم تو، فردا بايد برگردم اهواز. يكي از ميان جمعيت گفت: «شما كه وضعت خوه برو يك بليت هشتاد توماني بگير. اصلا مي خواستي با هواپيما نيايي و پولش را بليت بخري.» آقاي اهوازي چپ چپ نگاهش كرد: «با دقايقي مي شد رسيده بودم. مردي با كاپشن بلند مشكي آمد جلو و گفت بليت مي خواي؟ گفتم نه گفت پس براي چي آمدي؟ گفتم بليت اضافه دارم چند مي خري؟ پوزخندي زد و رفت.
چي مي آمدم؟ نمي توانستم كارم را ول كنم.»
گروهي جلوي در داشتند نماينده دوم را مي فرستادند داخل سالن تا با نوربخش حرف بزند: «نري مثل آن يكي بماني تو. خبر بيار. اين ليست را هم بگير ببر.»
كم كم سر و كله فروشنده هاي ديگري هم پيدا شد. آقايي با كيف و وسايلي كه نشان مي داد از سر كار آمده با خجالت جلو آمد و گفت خانم من دو تا بليت براي فردا دارم و مي خواهم بفروشم شما نمي خواهيد؟ خيلي هم گران نمي دهم هر كدام سي تومان اما جايش خوب است. يك دفعه خانم ديگري آمد و گفت: «من يك بليت امشب دارم براي دوستم از بازار آزاد خريدم ولي گفت كه نمياد. همان قيمتي كه خريدم مي فروشم.مي خواهم پنجاه تومانم در بيايد.»
پسر شيرازي ميان جمعيت دور مي زد و آواز مي خواند و از استاد تقليد مي كرد. آآآ...هاي... پسر بچه هفده هجده ساله اي كه فقط يك پيرهن مردانه چهارخانه صورتي پوشيده بود و داشت از سرما مي لرزيد آمد جلو، به موهايش كه آنها را سيخ سيخ به هوا داده بود و لباسش، نمي آمد موسيقي سنتي گوش بدهد. گفت شما هم بليت مي خواهي؟ با سر اشاره كردم نه. گفت پس توي اين سرما براي چي وايسادي؟ بليت اضافه داري؟ گفتم آره ولي براي شنبه آينده است. پرسيد مي فروشي؟ اشاره كردم كه نه. گفت من امروز مدرسه نرفتم. از هفت صبح اينجا هستم. شايد بليت گيرم بياد.
ساعت شش و نيم شده بود و هنوز جمعيت منتظر فروش بليت بودند. كم كم جمعيت بيشتر مي شد. سه نفر آن طرف ميله ها داشتند آماده مي شدند كه بليت ها را جمع و مردم را به داخل هدايت كنند. نگراني و اضطراب جمعيت پشت در بيشتر مي شد و صداي اعتراض ها بلند تر: «اگر مي خواهيد بليت بفروشيد همين حالا قبل از اينكه شلوغ تر بشود بفروشيد....»
يك پرشيا جلوي تالار ايستاد و خانمي از آن پياده شد. آقاي راننده، پرشيا را آن طرف تر پارك كرد. خانم يك راست رفت سراغ بليت فروش كه دورش شلوغ شده بود. بعد از چند دقيقه صداي اعتراض ها بالا رفت خانم كه داشت مي رفت طرف ماشين، رو به جمعيت گفت: «من چهار تا بليت خريدم هفت صد تومان هر كسي مي خواهد مي فروشم.»
جمعيت ساكت شد و خانم سوار ماشين شد و رفت. پسر شيرازي گفت: «من هم هشت هزار تومان بيشتر ندارم و مي خواهم بليت بخرم. شما نداريد.» باز هم شروع كرد به شعر خواندن اين بار شعري مي خواند درباره تهران كه شهر بي وفايي ها و نا مهرباني هاست...پسري كه لهجه كردي داشت گفت :«بياييد پول روي هم بگذاريم و براي اين پسره بليت بخريم. من حاضرم ده هزار تومان بدهم.» ديگران خيلي استقبال نكردند....
ساعت هشت شده و هنوز از بليت فروشي خبري نيست. فكر پسر شيرازي كه صورتش را به ميله ها چسبانده و مرغ سحر مي خواند رهايم نمي كند. سراغ بليت فروش مي روم با همان پسر كردي كه مي گفت حاضر است ده تومان بدهد. گفتم يك بليت شنبه دارم با يك بليت براي امشب عوض مي كني؟ گفت :چند توماني است؟ گفتم دوازده توماني. خيلي گران نباشد. براي خودم نمي خواهم براي همان پسر شيرازي مي خواهم.»
خنديد و گفت: «خانم ول كن ترو خدا. دلت براي اينا نسوزه. من براي هر كسي دلم سوخت سرم كلاه گذاشت. توي خيابون از اينا پر است. تو كه نمي تواني براي همه يك كاري بكني.»
گفتم: «اين حرف ها را نزن تو بليتت را بفروش. گفت: «بليت ندارم. شما هم ول كن. وقتي پول نداره مگر مجبوره بياد كنسرت. بنشيند خانه نوار گوش بده. اين كه چيزي نمي فهمد همش داره شعر مي خوانه، كم داره.»
از خريد منصرف شدم. پسر كرد گفت اين آقا يك بليت اضافه دارد دوستش قرار بوده از اهواز بيايد نرسيده. بليت را نشان دادم آقا گفت: «بليت شما دوازده توماني است. مال من جايش خيلي بهتر است. ده تومان اضافه مي گيرم.» گفتم بليت را براي اين آقا مي خواهم كه از شيراز آمده، نگاهي كرد و گفت خوب من چه كار كنم. گفتم هشت تومان بيشتر ندارد. گفت: «همان هشت تومان را بده.» پسر شيرازي زودتر از همه به بليتش رسيد. بقيه اما همچنان منتظر فروش بليت بودند.

چندين ساعت تلاش بي وقفه علاقه مندان كنسرت شجريان در پايان با يك صحنه كمدي به پايان مي رسد . فردي كه گويا با موبايل توانسته با داخل سالن وزارت كشور ارتباط برقرار كند كساني را كه پشت درهاي بسته مانده اندرادعوت مي كند تا صداي ساز كلهر را از گوشي موبايلش بشوند و بعدبا حالتي خاص اداي كلهررا درمي آورد ...
به گزارش خبرنگار ايرانيوز ، سالن وزارت كشور از ساعتها قبل از اجراي اولين اجراي كنسرت شجريان شاهد حضور قابل توجه مردمي بود كه نمي شد تشخيص داد كه كدام يك علاقه مند موسيقي هستند وكدام يك دلال بليط شجريان ! نيروي اتظامي در اطراف سالن وزارت كشور حضور مشهودي با ماشينها و تجهيزات خوددارد و ترافيك سنگيني در اطراف ميدان فاطمي حكمفرماست..
يك سرباز نيروي انتظامي به عكاس يكي از خبرگزاريها اعتراض ميكند كه چرا از جمعيت بيرون از سالن عكس مي گيرد ! عكاس هم در جواب مي گويد كه درجاهايي بدتر از اينجا كسي به او گير نداده .نشان دادن كارت خبرنگاري هم فايده اي ندارد و سرباز ادامه ميدهد.
در جايي ديگر جوان علاقه مندي در حال خريد بليط شخصي است كه عنوان مي كند به خاطر اينكه پول موبايل قطع شده اش را بپردازد حاضر شده بليطش را بفروشد. جوان علاقه مند براي بليط شجريان 35000تومان مي دهد چون معتقد است هنر قيمت ندارد. اوبليط شجريان را دربازار سياه آن خيلي ارزان خريده است.
بهروز غريب پور و عادل فردوسي پور از چهرههاي شناخته شدهاي هستند كه در شب اول ديده مي شوند.
آقا اگه بليطتو مي فروشي بيا اينجا، جملهاي است كه امشب هر شخص حاضر در محل ميتوانست آن را بارها و بارها بشنود. يك نفر مانده در پشت سالن وزارت كشور غر مي زند كه اگرچه حتي پول براي بليط شجريان ريخته ولي بليطي نگرفته و پولش را هم پس گرفته است
يك نفر مي گويد: نيروي انتظامي يك نفررا كه خريد وفروش بليط مي كرده دستگير كرده است.
در كوچه جنب سالن وزارت كشوركسي را راه نمي دهند چون مي ترسند برخي از روي نرده هاي بلند سالن وارد تالار شوند !
ناگهان از ميان جمعيت جلوي در سالن صداهايي بلند مي شود، بليط تقلبي ! يكي بليط را به ديگران نشان مي دهد ومي گويد :چون مهر ندارد تقلبي است .
سربازان نيروي انتظامي به مردم جلوي در ها مي گويند آقا وجلوي در تجمع نكنيد.
دلالهاي بليط در اطراف سالن وزارت كشورفراوانند . يكي از آنها به دوستش مي گويد بيا بريم آن طرف ، اينجا بده به ما گير مي دهند دوستش در جواب مي گويد :مگه داريم دزدي مي كنيم .
قيمت بليط ها در بازارسياه به دويست هزار تومان هم مي رسد.
در يك گوشه جمعيت يك فرد كه خودش يك استاد ايراني دانشگاه توكيو در ژاپن معرفي مي كند و برروي سكويي قرار گرفته كه بالاتر از ديگران ديده مي شود مثل ميتينگي سياسي براي حضار سخنراني مي كند.
او تمام اين بي نظمي ها و به و جود آمدن بازار سياه را گردن مدير برنامه هاي شجريان مي اندازد و بعد بحث به مسائل سياسي و اجتماعي روز كشيده مي شود
يكي از كساني كه بليط گيرش نيامده با عصبانيت مانند ترانه هاي لس انجلسي كه درباب عشاق شكست خورده منتشر مي شود فرياد مي كشد: ديگه نوارهاي شجريان هم گوش نمي دهم.
گويا براساس اخباري كه قبلا از تلويزيون پخش شده قرار بوده چيزي حدود صد و پنجاه بليط در همان روز در گيشه سالن وزارت كشور فروخته شود به همين خاطر از صبح سه شنبه عده اي منتظر همين بليط ها مي مانند وحتي به طور خود جوش ليستي تهيه مي كنند اما از فروش بليط در گيشه خبري نمي شود.
يكي با اعتراض فرياد مي زند ديگر به اخبار تلويزيون هم نمي شود اعتماد كرد.
ديگري هم مدعي مي شود كه خود استاد گفته است كه هرروز بليط فروشي مي شود ديگري مي گويد از دفتر دل آواز به مردم قول داده اندكه حتما 70 -80بليط براي گيشه نگه داشته اند .
يكي كاغذي رانشان مي دهد كه در آن نوشته شده بليط شجريان صدوده هزار تومان آن طرف خيابان !
ديگري با عصبانيت مي گويد :دزدهاي بليط آن طرف هستند.
يك نفر كه گويا از مسولان برگزاري كنسرت هست به ميان جمعيت مي آيد مردم او را سوال پيچ مي كنند.
يكي مي پرسد درست است كه گفتند اگه سالن خالي باشد مردم را راه مي دهيم .اين مسئول مي گويد كه سالن اصلا خالي نيست .
يك سرباز نيروي انتظامي به گزارش نوشتن خبرنگاري اعتراض ميكند. خبرنگار هم در جواب او مي گويد نوشتن او چه ربطي به او دارد و جرو بحث بالا مي گيرد. مردم جمع مي شوند و سرباز خبرنگار را به كناري مي برد و خبرنگار هم مي گويد باشد برويم. بعد كه قرار مي شود بروند سرباز منصرف مي شود.
ناگهان يكي فرياد مي زند: درهارا باز كردند و جمعيت به سمت در هجوم مي آورد .
اين گزارش فقط به حواشي كنسرت پرداخته است چرا كه هيچ بليطي به خبرنگاران رسانهها و مطبوعات از سوي برگزار كنندگان اين كنسرت تعلق نگرفته است و خبرنگاراني كه به هر دليلي موفق به خريد بليط نشدهاند فقط ميتوانند به حواشي كنسرت آن هم خارج از محل برگزاري بپردازند!.
WWW.IRANEWS.ORG

ظاهرا حواشي كنسرت استاد شجريان پاياني ندارد. در تازهترين حاشيه، يك سايت اينترنتي اقدام به دلالي رسمي و خريد فروش بليط كنسرت شجريان نموده است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اين سايت به كساني كه بليط اضافي تهيه كردهاند پيشنهاد خريد بليطشان را داده و براي كساني كه مي خواهند بليط شجريان را تهيه كنند قيمت پايه! پنجاه هزار تومان را داده است.
برخورد توهين آميز ؟!
شجريان از سال 74 به بعد که كنسرتهايش به بهانههاي مختلف تعطيل شد، تصميم گرفت ديگر در ايران كنسرتي اجرا نكند؛ چون به اعتقاد او رفتاري كه با مردم تشنه و علاقهمند اين برنامهها مي شد بسيار توهين آميز بود. محمدرضا شجريان تنها پس از سالها به خاطر مردم بم خواند و به مدت سه شب پي در پي از در تالار بزرگ وزارت کشور به اجراي برنامه پرداخت.
شجريان تا روزهاي آخري كه در ايران به سر مي برد، هر گونه اخباري مبني بر اجرا در ايران را بارها تكذيب كرده بود؛ ولي وقتي كه او در اروپا در حال برگزاري تور سي وپنج روزه اش بود، مدير برنامههايش خبرنگاران را به شركت دل آواز دعوت كرد تا خبري كه بارها تكذيب شده بود را اين بار تاييد كند.
تاييد اين خبر در حقيقت آغاز رنجها و مصائب مردم تشنه وعلاقهمندي بود كه براي دريافت چند عدد بليط كنسرت برخورد چندان مناسبي با آنها نميشود.
سايتها مختل مي شوند
از هفته گذشته كه روز رزرو بليت كنسرت محمدرضا شجريان، اعلام شده بود، سايت دل آواز براى ساعت ها بالا نمى آمد و مختل شد؛ مسئولين سايت از مردم خواستند تا از مراجعه به اين سايت خودداري كنند و هر كاربر احتمالاً بايد بيشتر از چندين بار دكمه را فشار مى داد تا مى توانست بليت هاى موردنظر خود را رزرو كند
سايت خانه موسيقي نيز كه به رزرو بليط ميپرداخت اعلام كرد، به علت اتمام مرحله نخست فروش اينترنتي خدمات فروش اين بليتها تا روز شنبه هفته گذشته متوقف شد.
بااين حال يكي از دست اندركاران خانه موسيقي ديروز، يكشنبه، به ايسنا گفت:
"حتي براي افرادي كه بليط رزرو كردهاند تا اين لحظه بليطي وجود ندارد و ما شرمنده اين افراد هستيم."
او در ادامه گفت: قرار بوده بليط در اختيار ما قرار گيرد، ولي هنوز اين كار انجام نشده است."
حمله به مراكز فروش بليط
از هفته گذشته مراكز فروش بليط شجريان هر يك با هجوم علاقهمندان كنسرت شجريان به نوعي خود را يا كنار كشيده و يا به گونهاي از ارائه خدمات لازم به مراجعه كنندگان سرباز زدند و همين امر باعث شد، بسياري از علاقهمندان كه به مراكز خريد بليط كنسرت شجريان مراجعه كردهاند، موفق به دريافت بليت نشوند.
در ميان علاقه مندان آثار استاد شجريان
افرادي وجو دارند كه روزهاي متوالي براي تهيهي بليت به تهران مي آيند و به تمام مراكز مربوطه مراجعه كرده ولي موفق به دريافت بليتي نمي شوند.
در ميان اين افراد پيرزن بيماري كه از درد پا مينالد نيز وجود دارد كه به خاطر تنها فرزند بيمارش كه عاشق شجريان است در صف ايستاده است.
هفته گذشته نيز خيابانهاي اطراف مراکز فروش بليت کنسرت شجريان به صورت شبانهروزي با ترافيک مواجه شد و علاقهمندان به شرکت در اين برنامه، شبها را در انتظار تهيهي بليت در خيابان به سر بردند.
همچنين معابر عمومي اين خيابانها و حتي خيابانهاي اطراف تا شعاع يک کيلومتري بسته شده و صفي ششصد متري شامل افرادي كه اغلب آنها نگران به دست نياوردن بليتهاي اين کنسرت بودند تشکيل شد.
آنهايي كه در صف بليط شجريان مي ايستادند، بايد اسم خودرا در ليست اسامي ثبت مي كردند تا در ساعتهاي دوازده شب، 3 صبح و شش بامداد در هنگام حضور غياب حاضر باشند!
حتي مراکزي که فروش بليت اين کنسرت را هم به عهده ندارند، با مراجعه و تلفنهاي مکرر علاقهمندان مواجه شدهاند که باعث شده دفاتري چون بتهوون و هرمس تلفنهاي خود را تا روز آخر كنسرت شجريان روي پيغامگير بگذارند.
همچنين دفتر موسيقي اعلام كرده برگزاري كنسرت استاد شجريان توسط بخش خصوصي اجرا ميشود و اين مركز هيچگونه دخالتي در آن ندارد.
يكي از مراكز ديگر از هفته پيش بليت رزرو مىكرد، ولي بعد كسانى كه به صورت تلفنى اقدام به تهيه بليت كرده بودند، وقتى در روزهاى بعدى براى پرداختن پول و دريافت بليت تلاش مي كردند، با تلفنهاى سراسر اشغال و درهاى بسته مواجه شدند. روى تابلوى اين مركز پارچهاى هم كشيده شده بود تا بلكه عابران متوجهي آن نشوند!
مردمى هم از شهرهاى ديگر آمده و چند شب جلو مراكز اعلام شده خوابيده بودند.
شجريان به همراه پسرش همايون، عليزاده و كلهر بعد از كنسرت اروپا مستقيما به ايران ميآيند، چهار شب در برابر جمعيتي عظيم در تالار وزارت كشور قرار ميگيرند و اگر اجرا براي دو شب تمديد شود، بعد از آخرين اجرا به سمت آمريكا پرواز ميكنند. ولي آيا استاد شجريان را مطلع خواهند کرد كه عاشقان او براي تهيه بليتهاي نه چندان ارزان قيمت رنجهاي بسياري كشيده اند و اكثر آنها ناكام ماندهاند.

تالار وحدت به علت ازدحام جمعيت فروش بليت ها را لغو و اعلام كرد كه علت اين كار تراكم زياد برنامه هاى اين تالار است. در شهر كتاب كامرانيه هم از ساعت ۱۰ شب شنبه انتظار براى خريد بليت آغاز شد و تا روز بعد ادامه يافت. از متقاضيان ليستى تهيه و اعلام شد كه ساعت ۳ نيمه شب دوشنبه اسامى حاضر غايب خواهند شد و به حاضران بليت فروخته مى شود. هر نفر با در دست داشتن كارت شناسايى تنها مى تواند دو بليت خريدارى كند. كانون عارف كه البته روز چهارشنبه هم تلفنى بليت رزرو مى كرد، اگرچه اين خبر را اعلام نكرده بود. اما روزهاى بعد كسانى كه به صورت تلفنى و خوش بينانه اقدام به تهيه بليت كرده بودند وقتى در روزهاى بعدى براى پرداختن پول و دريافت بليت تلاش كردند با تلفن هاى سراسر اشغال و درهاى بسته مواجه شدند. روى تابلوى عارف پارچه اى هم كشيده شده بود تا بلكه عابران متوجه نام آشناى آن نشوند و نخواهند توقف كنند و احياناً علاقه مند به خريد بليت شوند. مردمى هم از شهرهاى ديگر آمده و چند شب جلو مراكز اعلام شده خوابيده بودند. امروز برو فردا بيا. اين جمله اى بود كه بارها مراجعان شنيدند و بو روكراسى ادارى سال هاى قبل را به ياد آوردند.
اما با اين اوصاف رزرو بليت در سايت چنين محدوديتى نداشت و يك نفر با وارد كردن شناسه كاربرى و آدرس هاى مختلف مى توانست براى شب هاى مختلف و به اندازه دلخواه بليت رزرو كند، اگرچه تا روز سه شنبه خبرى از اينكه آنها چطور بايد بليت خود را دريافت كنند، نبود. با اين حساب گويا برنامه برگزاركنندگان اين اجرا براى جلوگيرى از ايجاد بازار سياه با شكست روبه رو شده است. كسانى كه ناكام از خريد بليت از طريق مراكز اعلام شده هستند، طبيعتاً به بازار سياه مراجعه خواهند كرد.
همه در آغاز فكر مى كردند با اين سيستم توزيع بليت و فروش تدريجى آن در مراكز مختلف، از ازدحام و تشكيل بازار سياه جلوگيرى خواهد شد همچنان كه حميدرضا نوربخش مدير اجرايى كنسرت هم در جلسه خود با خبرنگاران چنين اميدى را داده بود. اما اين طرح با موفقيت اجرا نشد و دليل آن برنامه ريزى اشتباه طراحان بود. برنامه اى كه در آن اجراى برنامه هاى مختلف در تالار وحدت و مراجعه علاقه مندان براى گرفتن بليت آنها جمعيت مقابل گيشه را دوچندان مى كند. به همين دليل هم در تاريخ اعلام شده در اين تالار بليتى به فروش نرسيد و بعد هم اعلام شد كه فروش بليت در گيشه آن لغو شده است. از فروش بليت در خانه موسيقى هم به عنوان يكى ديگر از مراكز اعلام شده، خبرى نبود.
|
سرنوشت نامعلوم کنسرت شجريان | |||||||||
اين کنسرت، در دو قسمت برنامه ريزى شده بود: براى بخش اول، "بزن آن زخمى" به بداهه نوازى هاى تار "حسين عليزاده" ، و براى بخش دوم، "پيش درآمد دشتى" از ساخته هاى يوسف فروتن مهيا مورد نظر بود. تصنيف قديمى اشعار مولانا و شعرى از شفيعى کدکنى نيز از قطعه هاى پيش بينى شده براى بخش اول بود. همچنان که در بخش دوم هم، آواز بيات تک و افشاري، مقدمه روح الارواح، چهارمضراب و آواز، ضربى افشاري، رقص زار و در پايان دستى افشان بر اساس شعرى از سهراب سپهرى پيش بينى شده بود. اين کنسرت از آغاز با مخالفت نيروى انتظامى روبه رو شد و با توافقى مبنى بر پرداخت هر شب 50 ميليون ريال بابت حفظ امنيت کنسرت اين مشکل ظاهرا حل شد. همچنين قرار بود که شبانه 80 ميليون نيز بابت اجرا سالن به وزارت کشور پرداخت شود. اما با توجه به استقبالى که از کنسرت شده بود و ميزان پيش فروش بليت ها، برگزار کنندگان اين هزينه ها را هم پذيرفتند تا بلکه پس از دو سال صدای شجريان در تهران هم شنيده شود. آخرين بار شجريان دو سال پيش براى کمک به زلزله زدگان بم کنسرت اجرا کرده بود. او سال ها بود که کنسرتى اجرا نکرده بود. در محافل هنري، عدم اجراى برنامه توسط شجريان را که هميشه در روز هاى آخر لغو مى شد، به خواست مقام هاى عالى رتبه نسبت مى دهند. از ديروز نيز دوباره زمزمه لغو کنسرت به گوش مى رسد. يکى از نزديکان برگزار کنندگان کنسرت اصل خبر را تأييد مى کند، اما معتقد است که با توجه به شرايط جامعه هنري، نهايتاً از اجراى کنسرت استاد جلوگيرى نخواهد شد. با اين همه بايد کمى منتظر ماند تا خبر تازه اى برسد. در عين حال شرکت "دل آواز" ناشر کاست هاى استاد، فروش بليت را متوقف کرده و منتظر نتيجه مذاکرات است. همه اين پيچيدگى ها در حالى است که اين روزها، در گوشه و کنار شهر افراد زيادى را مى توان ديد که در جست و جوى بليت کنسرت استاد شجريان هستند. کنسرتى که منابع موثق از احتمال لغو آن خبر داده اند، اما تلاش ها و مذاکرات براى برگزارى آن ادامه داردآخرين خبرها حاكى از آن است كه کنسرت محمدرضا شجریان که قرار بود تنها چهار شب برگزار شود، دو شب دیگر نیز تمدید شده است. به دلیل استقبال گسترده مردم از کنسرت "محمدرضا شجریان" به همراه "کیهان کلهر"،" حسین علیزاده" و " همایون شجریان" در روزهای 8 تا 12 آذرماه جاری در تالارر وزارت کشور، این کنسرت به مدت دو روز تمدید شد. در روزهای 13 و 14 آذرماه نیز تالار وزارت کشور میزبان کنسرت این موسیقیدانان خواهد بود. دلیل اصلی این تمدید، تمام شدن بلیت های چهار روز گذشته در مدت زمان کوتاهی بوده است که باعث شد تا شرکت دل آواز و مانون موسیقی عارف که برگزاری این برنامه را به عهده دارند، به فکر تمدید این کنسرت بیفتند. این درحالی است که هنوز بلیتی چاپ نشده است و مردم که تنها حق گرفتن دو بلیت را دارند، در صف های طویل، به رزرو آن اقدام می کنند. _____________________________________________________ منبع: سايت تهروني | |||||||||
WWW.IRANEWS.ORG
در حالي كه استاد محمد رضا شجريان هم اكنون در اروپا در حال اجرا در شهرهاي مختلف اين قاره است حواشي رو به افزايش برگزاري كنسرت شجريان در كنار استقبال نه چندان قابل پيشبيني مردم ادامه دارد. دانشجويي كه سه روز پشت سرهم براي تهيه بليت به تهران مي آيد و به تمام مراكز مربوطه مراجعه مي كند ولي موفق به دريافت بليتي نميشود.
يا پيرزن شصت ساله اي كه از درد پا مينالد ولي به خاطر تنها فرزند بيمارش كه عاشق شجريان است و به او تاكيد كرده كه حتما بايد برايش بليت تهيه كند ... .
![]() |
به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرانيوز، در اين شرايط بسياري از علاقهمندان كه به مراكز خريد بليط شجريان مراجعه كردهاند، موفق به دريافت بليت نشدهاند. مسئولان گيشه تالار وحدت نيز اعلام كرده اند به دليل اتمام بليت كنسرت، فعلا فروش آن متوقف شده است .
به نوشته وبلاگ طرفداران شجريان در ميان علاقه مندان آثار استاد شجريان مثلا
دانشجوي دندانپزشكي از يزد وجودارد كه سه روز پشت سرهم براي تهيه بليت به تهران مي آيد و به تمام مراكز مربوطه مراجعه مي كند ولي موفق به دريافت بليتي نمي شود.
يا پيرزن شصت شصت ساله اي كه از درد پا مينالد ولي به خاطر تنها فرزند بيمارش كه عاشق شجريان است و به او تاكيد كرده كه حتما بايد برايش بليت تهيه كند حاضر است رنجهاي تهيه بليط شجريان را تحمل كند.
يا يك علاقه مند ديگر شجريان ميگويد كه اگر موفق به خريد بليت نشود شكايت مي كند! يا يك نفر ديگر مي گويد :شجريان اگرچه يك هنرمند ايراني است ولي تنها ايرانيهاي مقيم خارج از كشور ميتوانند از او استفاده كنند .
شركت كتاب نيز به دلايل نامشخصي از فروش بليت خودداري ميكند.
همچنين دفتر موسيقي اعلام كرد برگزاري كنسرت استادشجريان توسط بخش خصوصي اجرا ميشود و اين مركز هيچگونه دخالتي درآن ندارد.
بهاي بليت اين كنسرت تا شصت هزار تومان نيز رسيده است.
هفته گذشته نيز اعلام شد خيابانهاي اطراف مراکز فروش بليت کنسرت شجريان به صورت شبانهروزي با ترافيک مواجه هستند و علاقمندان به شرکت در اين برنامه شبها را در انتظار تهيه بليت در خيابان به سر بردهاند.
شهر کتاب کارنامه واقع در تقاطع نياوران و کامرانيه در هفته گذشته به صورت مداوم با خيل علاقمندان به شرکت در اين برنامه مواجه بوده است.
در همين خيابان خيل عظيم علاقمنداني که برخي از آنها از ساعت 20 شب گذشته در صف تهيه بليت اين کنسرت ايستاده بودند، باعث شدند تا ترافيکي سنگين بر اين خيابانها حاکم شود. همچنين معابر عمومي اين خيابان و حتي خيابانهاي اطراف تا شعاع يک کيلومتري بسته شد . از فاصله بيمارستان فرهنگيان چمران تا روبروي نشر کارنامه هم صفي 600 متري تشکيل شد.
آنهايي كه در صف بليط شجريان مي ايستادند بايد اسم خودرا در ليست اسامي ثبت مي كردند تا درساعتهاي دوازده شب 3 صبح و شش بامداد در هنگام حضور غياب حاضرباشند !
اين در حالي است که اطراف شهر کتاب نياوران نيز صفهاي طويلي از علاقمندان ايستاده بودند و اغلب آنها نگران به دست نياوردن بليتهاي اين کنسرت بودند .
حتي مراکزي که فروش بليت اين کنسرت را هم به عهده ندارند، با مراجعه و تلفنهاي مکرر علاقمندان مواجه شده اند که باعث شده دفاتري چون بتهوون و نشر موسيقي هرمس تلفنهاي خود را تا روز 12 آذر ماه روي پيغامگير بگذارند.
همچنين در اين ميان شايعه غير موثقي رواج يافته كه همايون شجريان به جاي خود استاد شجريان مي خواند !!
در همين حال برخي سايتها، اخيرا در اخباري مدعي شده اند كه برخي ناشران و تهيهكنندگان موسيقي ميگويند از كنسرت شجريان بهرهبرداري سياسي خواهد شد و به اين منظور ميخواهند نامهاي را براي اين گروه بفرستند.
به نوشته وبلاگ طرفداران استاد شجريان و راوي ، آنها در توضيح اين ادعا ميگويند: وقتي مركز موسيقي به دفتر موسيقي تقليل يافته و برگزاري جشنواره موسيقي فجر هم با گنجاندن مباحث ديني مثل بزرگداشت موذنزاده اردبيلي امكان يافته براي اينكه نشان داده شود فضاي موسيقي بسته نشده با كنسرت شجريان موافقت شده است.
از سوي ديگر برخي ديگر به اين نكته اشاره ميكنند در روزهايي كه برخي منتظر بستهتر شدن فضاي فرهنگي بودند حميدرضا نوربخش سخنگوي اين كنسرت در جلسهاي با خبرنگاران وقتي از او پرسيده شد: آيا فكر ميكنيد شرايط عوض شده كه استاد تصميم به برگزاري كنسرت گرفتهاند؟ گفت: حتما عوض شده است.
همچنين در همين حال برخي سايتهاي اپوزوسيون نيز طي اخباري در پي بهربرداري سياسي از شرايط مدعي شده اند كه احتمال لغو كنسرت محمدرضا شجريان که بليت هاي زيادي تاکنون براي آن به فروش رسيده وجود دارد.
اين سايتها در ادمه ادعاهاي خود افزودهاند: از ديروز نيز دوباره زمزمه لغو کنسرت به گوش مي رسد. يکي از نزديکان برگزار کنندگان کنسرت اصل خبر را تأييد مي کند، اما معتقد است که با توجه به شرايط جامعه هنري، نهايتاً از اجراي کنسرت استاد جلوگيري نخواهد شد. با اين همه بايد کمي منتظر ماند تا خبر تازه اي برسد. در عين حال شرکت "دل آواز" ناشر کاست هاي استاد، فروش بليت را متوقف کرده و منتظر نتيجه مذاکرات است.
در حالي كه استاد محمد رضا شجريان هم اكنون در اروپا در حال اجرا در شهرهاي مختلف اين قاره است حواشي رو به افزايش برگزاري كنسرت شجريان همچنان در ايران ادامه دارد.
اما به هر حال اكنون كه استادان فعلا ايران نيستند و بعد از كنسرت هم به سرعت كشور را براي اجراي برنامههاي بعدي خود ترك ميكنند. او، همايون، عليزاده و كلهر بعد از كنسرت هلند يك راست به ايران ميآيند، چهار شب در مقابل جمعيت سه هزار نفري در تالار كشور قرار ميگيرند و اگر اجرا براي دو شب تمديد شود، بعد از آخرين اجرا و براي اجراي ديگري به سمت آمريكا پرواز ميكنند.
"حسين پرنيا"، آهنگساز و سرپرست گروه "همايون" در گفتوگوي اختصاصي با خبرنگار گروه هنر "ايلنا"، ضمن انتقاد از عملكرد استاد شجريان درباره ساير گروههاي موسيقي و عدم حمايت ايشان به عنوان سردمدار موسيقي ايران از گروههاي ديگر، اظهار داشت: استاد شجريان گفته بودند كه من هيچ انگيزهاي براي اجراي كنسرت ندارم و تا وقتي كه شرايط مساعد نباشد، كنسرت نخواهم داد، چرا در شرايطي كه دولت و حكومت خيلي از كنسرتها را لغو ميكند، ايشان كنسرت ميگذارند؟
سرپرست گروه "همايون" افزود: استاد هميشه گفتهاند من حامي و خاك پاي مردم و هنرمندان هستم ولي حركت اخير ايشان با اين حرفها تناقض دارد.
پرنيا به انتقاد از نحوه برگزاري اين كنسرت پرداخت و گفت: قيمت بليطها بالاست و معلوم نيست بليطها چگونه به دست مردم ميرسد، مدير برنامههاي ايشان اعلام كردهاند كه 35 ميليون تومان براي حفظ امنيت و ترافيك آن محدوده طلب شده است، مگر چند نفر براي برقراري نظم و امنيت احتياج است كه اين همه پول خواستهاند، چرا برگزاري كنسرت موسيقي يك حركت امنيتي تلقي ميشود و از آن براي مردم "لولوخورخوره" درست ميكنند، مگر درآمد يك كنسرت چقدر است كه بايد نيروي انتظامي را سيراب كرد، در صورتي كه دولت بايد براي چنين برنامههايي سوبسيد نيز بدهد.
اين آهنگساز، درخواست پول از سوي برخي نهادها را يك حركت ناپسند دانسته و آن را بدعتي بد براي ساير گروهها تلقي كرد و گفت: چرا عدهاي با موسيقي عناد دارند؟
اختصاصي روز - برخي منابع موثق از احتمال لغو کنسرت پيش بيني شده محمدرضا شجريانکه بليت هاي زيادي تاکنون براي آن به فروش رسيده خبر مي دهند. اين در حالي است که خبر برگزاري کنسرت شجريان، در روزهايي که بازار موسيقي راکد است و اغلب دست اندرکاران موسيقي در مواجهه با مشکلات امکان برگزاري کنسرت را ندارند، در ميان در ميان هنردوستان و هنرمندان بسيار خبرساز شده است.
در کنسرت شجريان که اعلام شده از 8 آذر به مدت 4 شب در تهران برگزار مي شود، قرار بود تمامي قطعات جديد باشند. اين کنسرت، در دو قسمت برنامه ريزي شده بود: براي بخش اول، "بزن آن زخمي" به بداهه نوازي هاي تار "حسين عليزاده" ، و براي بخش دوم، "پيش درآمد دشتي" از ساخته هاي يوسف فروتن مهيا مورد نظر بود. تصنيف قديمي اشعار مولانا و شعري از شفيعي کدکني نيز از قطعه هاي پيش بيني شده براي بخش اول بود. همچنان که در بخش دوم هم، آواز بيات تک و افشاري، مقدمه روح الارواح، چهارمضراب و آواز، ضربي افشاري، رقص زار و در پايان دستي افشان بر اساس شعري از سهراب سپهري پيش بيني شده بود.
اين کنسرت از آغاز با مخالفت نيروي انتظامي روبه رو شد، اما اين بار نيروي انتظامي براي مخالفت خود بهانه هاي اقتصادي داشت و وقتي توافق شد که هر شب 50 ميليون ريال بابت حفظ امنيت کنسرت به اين نيرو پرداخت شود، اين مشکل ظاهرا حل شد. همچنين قرار بود که شبانه 80 ميليون نيز بابت اجرا سالن به وزارت کشور پرداخت شود. اما با توجه به استقبالي که از کنسرت شده بود و ميزان پيش فروش بليت ها، برگزار کنندگان اين هزينه ها را هم پذيرفتند تا بلکه پس از دو سال صدای شجريان در تهران هم شنيده شود.
آخرين بار شجريان دو سال پيش براي کمک به زلزله زدگان بم کنسرت اجرا کرده بود. او سال ها بود که کنسرتي اجرا نکرده بود. در محافل هنري، عدم اجراي برنامه توسط شجريان را که هميشه در روز هاي آخر لغو مي شد، به خواست مقام هاي عالي رتبه نسبت مي دهند.
از ديروز نيز دوباره زمزمه لغو کنسرت به گوش مي رسد. يکي از نزديکان برگزار کنندگان کنسرت اصل خبر را تأييد مي کند، اما معتقد است که با توجه به شرايط جامعه هنري، نهايتاً از اجراي کنسرت استاد جلوگيري نخواهد شد. با اين همه بايد کمي منتظر ماند تا خبر تازه اي برسد. در عين حال شرکت "دل آواز" ناشر کاست هاي استاد، فروش بليت را متوقف کرده و منتظر نتيجه مذاکرات است.
از سوي ديگر گفته مي شود تعدادي از دست اندرکاران موسيقي ايران مشغول تدوين نامه اي خطاب به استاد شجريان هستند که در آن با ارائه گزارشي از برخوردهاي ناصواب با موسيقي و سخت گيري هايي که منجر به لغو کنسرت هاي اغلب موسيقي دانان شده، از امکان سوء استفاده از برگزاري کنسرت توسط شجريان در چنين شرايطي سخن رفته است.
همه اين پيچيدگي ها در حالي است که اين روزها، در گوشه و کنار شهر افراد زيادي را مي توان ديد که در جست و جوي بليت کنسرت استاد شجريان هستند. کنسرتي که منابع موثق از احتمال لغو آن خبر داده اند، اما تلاش ها و مذاکرات براي برگزاري آن ادامه دارد.
علاوه بر او، حسين عليزاده و كيهان كلهر هم به وسيلههاي مختلف نارضايتي خود را اعلام كرده بودند. آن هم در دولتي كه دولت اصلاحات ناميده ميشد و كمترين درگيري را با هنرمندان داشت.
بهانه كنسرت سال 1382 كمك به بازماندگان فاجعه بم بود. سال 1377 او با اركستر موسيقي ملي به صحنه رفت. اما اجراي كنسرتي مستقل از استاد آن هم در شرايط فعلي كمي بعيد بود. در روزهايي كه همه منتظر بستهتر شدن فضاي فرهنگي هستند. حميدرضا نوربخش سخنگوي اين برنامه اما در جلسهاي با خبرنگاران وقتي از او پرسيده شد: «آقاي نوربخش آيا فكر ميكنيد شرايط عوض شده كه استاد تصميم به برگزاري كنسرت گرفتهاند؟» گفت: «حتما عوض شده.»
شرايط عوض شده اما بهتر نشده. خيلي از تهيه كنندگان آثار موسيقايي و برگزاركنندگان كنسرت با جواب منفي وزارت ارشاد براي صدور مجوز مواجه ميشوند. اجراي گروههاي خارجي به كلي تعطيل شده يا در انحصار تالار وحدت است. در اين شرايط اجراي كنسرت شجريان آن هم با اين عجله چه معني دارد؟ او، همايون، عليزاده و كلهر بعد از كنسرت هلند يك راست به ايران ميآيند، چهار شب در مقابل جمعيت سه هزار نفري در تالار كشور قرار ميگيرند و اگر اجرا براي دو شب تمديد شود، بعد از آخرين اجرا به سمت آمريكا پرواز ميكنند. يعني ميشود از اين كنسرت بهرهبرداري سياسي را احتمال داد؟
ناشران و تهيهكنندگان موسيقي ميگويند كه دولت از اين كنسرت حتما بهرهبرداري سياسي خواهد كرد. دولتي كه مركز موسيقي را به دفتر موسيقي تقليل داده يا شرطش براي برگزاري جشنواره موسيقي فجر گنجاندن مباحث ديني مثل بزرگداشت موذنزاده اردبيلي است. حالا ديگر نميشود گفت فضاي موسيقي بسته شده و از اين بابت دولت را تحت فشار قرار داد. آن وقت دولت هم كنسرت شجريان را علم ميكند و ميگويد استاد كه چندين سال از حضور در صحنه خودداري كرده، ترجيح داده در اين دولت كنسرت خود را برگزار كند.
حالا ناشران از اين ميترسند كه كنسرت شجريان تبديل به مدرك مستند وزارت ارشاد شود و پشت آن چهره واقعي خود را پنهان كند. به مردمي كه تشنه ديدن شجريان از نزديك و شنيدن صداي او هستند اين باور را بدهد كه هر چه غير از اين هست، تهمت است. ناشران ميخواهند نامهاي را امضا كنند و به صورت محرمانه براي شجريان، عليزاده و كلهر بفرستند تا آنها بدانند كه چه نيتي پشت اين همكاري صميمانه از طرف دولت نهفته است. اما استادان كه فعلا ايران نيستند و بعد از كنسرت هم به سرعت كشور را براي اجراي برنامههاي بعدي خود ترك ميكنند. پس كار از كار گذشته است.
يك مساله ديگر هم هست. غير از كنسرت همنوا با بم كه با شرايط ويژهاي برگزار شد، اين نخستين بار است كه بليتهاي برنامهاي به قيمت 20 هزار تومان فروخته ميشود. اين قيمت چطور به دست آمده است؟ آيا از اين به بعد بايد انتظار داشته باشيم كه بليت ديگر كنسرتها را با قيمت مشابه بخريم و آيا اين كار شجريان و گروه الگوسازي براي اين كار نيست؟ امروز در ايران اين كنسرت همان درآمدي را دارد كه در يك كشور خارجي. به هر حال مردمي كه سالهاست از رفتن به چنين برنامهاي محروم بودهاند اين بها را ميپردازند. بت شجريان اما با اين كارها و بدگمانيها فرو نميريزد.
بهگزارش خبرنگارگروه فرهنگيايرنا،بليت اين كنسرت قرار بود از ۲۵آبان ماه از طريق سايت "دل آواز" رزرو و از ۲۸آبان ماه در گيشه تالار وحدت، شركت دل آواز، كانون موسيقي عارف و خانه موسيقي به فروش برسد.
اين كنسرت همراه با "حسين عليزاده"، "كيوان كلهر"و "همايون شجريان قرار است از هشتم آذر ماه جاري بهمدت چهارشب درسالن وزارت كشور برگزار شود.
اين درحالي است كه شمار كثيري از علاقهمندان كه به اين مراكز مراجعه كردهاند، موفق به دريافت بليت نشدهاند.
متصديان گيشه تالار وحدت نيز اعلام كردند به دليل اتمام بليت كنسرت، فعلا فروش آن متوقف شده است.
"علي شكرانه"دانشجوي دندانپزشكي از يزد نيز ميگويد: امروز سومين روزي است كه براي تهيه بليت به تهران آمدهام و به تمام مراكز مربوطه مراجعه كردم ولي موفق به دريافت بليت نشدم.
وي تصريح كرد: از ۲۸آبانماه همه روزه از صبح زود به مراكز فروش بليت مراجعه ميكنم ولي تاكنون حتي يك بليت هم تهيه نكردم.
يكي ديگر از شهروندان نيز گفت: اين چهارمين روز است كه براي بليت مراجعه ميكنم ولي نه تنها موفق به تهيه بليت شدم بلكه هيچ كس جواب درست و قانعكننده اي نميدهد.
"مهين كردي" ۶۰ساله هم درحاليكه از درد پا مينالد و در گوشهاي از خيابان نشسته، ميگويد: فرزند بيمارم عاشق شجريان است به من تاكيد كرده كه حتما بايد برايش بليت تهيه كنم.
وي گفت:امروز چهارمين روز است كه براي تهييه بليت ميآيم ولي نه بليت خريدم و نه جواب منطقي شنيدم.
اين شهروند مدعي است كه "هر قطعهبليت در دست برخي از سود جويان به قيمت ۵۰۰تا ۶۰۰هزار ريال به فروش ميرسد."
وي گفت: برغم اين كه مستمري بگير بازنشسته هستم ولي مجبورم به قيمت بازار آزاد بليت تهيه كنم.
جوان ۲۳سالهاي هم كهاز فاش كردن نامش خودداري كرد، گفت: شجريان هنرمند ايراني است ولي تنها ايرانيهاي مقيم خارج از كشور ميتوانند از او استفاده كنند.
وي افزود: قبلا از طريق سايت دل آواز بليت رزرو كردم ولي اين شركت اعلام كرد بعد از اجراي كنسرت براي دريافت پولتان مراجعه كنيد.
"اين سومين روز است كه براي تهيه بليت ازكاروزندگي دست كشيده وبه تهران آمدم ولي موفق به دريافت آن نشدم."
وي با طنز و استهزا ميگويد: بهتر است بليت هواپيما را ارزان كنند تا بتوانيم براي استفاده از كنسرت شجريان به خارج از كشور برويم.
اين نوازنده جوان سنتور بابيان اينكه جوانان ما از موسيقي خودمان محروم هستند،افزود: درصداوسيما سازها را نشان نميدهند و هر از گاهي هم كه كنسرت ارزشمندي برگزار ميشود به دليل زد و بندهاي پنهاني مردم نميتوانند از آن بهرهمند شوند.
علاقهمندان صداي استاد، به شهروندان تهراني محدود نميشوندچنان كه بسياري از افرادي را كه براي تهيه بليت سرگردان شدهاند شهروندان شهرستاني تشكيل مي دهند.
"علي موحدي"از بهبهان هم گفت: قبلا از طريق سايت دل آواز بليت رزرو كردم ولي اين شركت اعلام كرد بعد از اجراي كنسرت براي دريافت پولتان مراجعه كنيد.
ويافزود:اين سومين روزاست كه براي تهيه بليت از كار و زندگي دست كشيده و به تهران آمدم ولي موفق به دريافت آن نشدم.
"محمد اسپندار" ۳۴ساله از كرج گفت : تاكنون بيش از ۳۰۰هزار ريال براي رفت و آمد هزينه كردهام ولي هنوز نتوانستم بليت تهيه كنم.
او ميگويد كه اگر موفق به خريد بليت نشوم به مراجع ذيصلاح شكايت مي كنم.
شركت دل آواز اعلام كرد فروش بليت اين شركت به صورت اينترنتي صورت گرفت و كسانيكه بدون توجه بهميزان سهيمه پول واريز كردند پس از برگزاري كنسرت ميتوانند با ارائه شماره حساب مبلغ واريز شده را دريافت نمايند.
شركت كتاب نيز به دلايل نامشخصي از فروش بليت خودداري ميكند.
همچنين مركز موسيقي اعلام كرد برگزاري كنسرت استادشجريان توسط بخش خصوصي اجرا ميشود و اين مركز هيچگونه دخالتي درآن ندارد.
براساس اظهارات منابع غير رسمي بهاي بليت اين كنسرت تا ۶۰۰هزار ريال نيز رسيده است.
قسمت اول كنسرت در مايه دشتي شامل بداهه نوازي عليزاده، پيش درآمد دشتي از "يوسف فروتن"، ساز و آواز و قطعه "بزن آن زخمه با شعر" شفيعي كدكني است.
بخش دوم كنسرت مذكور در آوازهاي بيات ترك و افشاريشاملمقدمه روحالرواح، ساز و آواز، چهارمضراب و آواز، تصنيف قديمي، ضربي افشاري (رقص زار) همراه با آواز، ساز و آواز، دستي افشان با شعر سهراب سپهري است.
"حميدرضا نوربخش" مدير برنامه اين كنسرت پيشتر اعلام كرد كه قيمت بليت اين كنسرت از ۸۰تا ۲۰۰هزار ريال است.



