حاشيه هاي كنسرت شجريان -روح الله فرج زاده
1- همانگونه که برگزاری کنسرت و حتی انتشار نوار استاد شجریان اتفاق مهمی در جامعه به شمار می آید، حضور در کنسرت وی هم یکی از اتفاقات مهم زندگی دوستداران وی محسوب شده و خاطره ای فراموش نشدنی در زندگی آنان را رقم می زند. دیشب یکی از همین شبهای فراموش نشدنی برای من (و شاید خیلی از دوستدارانش) بود.
2- من موسیقی شناس نیستم ولی مانند صاحب ارض ملکوت شریف ترین لحظات زندگیم با آواز استاد شجریان و مخصوصا نوار بی همتایش «نوا مرکب خوانی» سپری شده است. بنابراین در این نوشته قصد ندارم (و البته نمی توانم هم) راجع به مسایل فنی و تکنیکی کنسرت شجریان نظری دهم.
3- کنسرت مثل اکثر برنامه های ایرانی با اندکی تاخیر شروع شد. با وجود اینکه دو روز قبل شجریان در آمستردام هم کنسرت داشت، تمام بلیطهای این کنسرت از یک ماه قبل به فروش رفته بودند. سالن نسبتا کوچک «de doelen» روتردام کاملا پر شده بود.
3- به جز قهوه مجانی (که البته در هلندی که مردمانش به خساست ببخشید مقتصد بودن مشهورند غنیمتی است) از طرف برگزار کنندگان کنسرت هیچ چیز دیگری به شرکت کنندگان در کنسرت داده نشد. منظورم چیزی مثل بروشور که حداقل آهنگسازها یا اسم شعرها و شاعرها را در آن نوشته باشند.
4- نکته دردناک کنسرت حضور بسیار اندک جوانان ایرانی مقیم هلند بود. اکثر قریب به اتفاق جوانهایی هم که آمده بودند مثل من بزرگ شده ایران بودند. نمی خواهم این نکته به این نتیجه گیری دردناکتر منتهی شود که نسل دوم ایرانیان مهاجر موسیقی لس آنجلسی را بیشتر دوست دارند.
5- تعدادی غیرایرانی هم در سالن حاضر بودند.
6- شجریان را برای اولین بار در دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) دیده بودم. همانجا بود که به خواهش استادش مرحوم دکتر عمومی به مدت ده دقیقه دانشجویان حاضر در جلسه را مسحور آواز خود کرد. علیزاده را هم در همان برنامه دیده بودم و اتفاقا او هم در آنجا برنامه ای را اجرا کرد. ولی در کنسرت دیشب کلهر و همایون را برای اولین بار دیدم.
7- اعتراف می کنم وقتی گروه شروع به اجرای برنامه کردند نتوانستم خودم را کنترل کنم و چشمانم اندکی نمناک شدند. بغضی فرو خفته در گلو و احساسی بد از اینکه اولین کنسرت خواننده مورد علاقه ام را در کشوری به غیر از ایران باید شاهد باشم.
8- از تکنوازیهای طولانی که داریوش محمدی از آن نالیده بود خبری نبود. شاید برنامه را تغییر داده بودند. کنسرت با همنوازی تار و کمانچه و تنبک آغاز شد.
9- چند سال پیش هفته نامه مهر (چقدر از قیمت ارزان این هفته نامه کیف می کردیم) در نقدی بر نوار آهنگ وفا (فکر کنم اولین نواری بود که همایون با پدرش هم آواز شده بود) با حالت تمسخرآمیز استعداد همایون شجریان را زیر سوال برده بود. استعداد، گرمی صدا و شباهت عجیب صدای همایون به پدرش اولین واکنش به کنسرت دیشب پس از پایان قسمت اول کنسرت بود.
10- بهترین قسمت کنسرت دیشب اجرای شعری از سعدی با آواز دلنشین استاد بود. تلفیق شجریان و سعدی وصف نشدنی است.
11- قسمت دوم کنسرت بسیار بهتر از قمست اول آن بود.
12- موقع همنوازیها و یا تصنیفها من تمرکزم روی شجریان بود. دست راست استاد روی زانوی راستش ثابت بود ولی دست چپ و بخصوص انگشتانش متناسب با آهنگ یا آواز حرکات جالبی انجام می دادند.
13- به دلیل درخواست تماشاگران که خواستار اجرای مرغ سحر بود استاد و گروهش تصنیف «دوش دوش» را اجرا کردند.
14- واکنشها پس از پایان کنسرت: «خیلی خوب بود»، «بد نبود»، «انتظارات از استاد بیش از اینهاست»، «مگر می شود کنسرت شجریان خوب نباشد»، «همایون عالی بود» و اما در محضر اساتید: «استاد واقعا عالی بود»، «آقای علیزاده واقعا محشر بود»، «استاد من بدون آواز شما می میرم»
15- کوتاهی قد همایون و سبزه بودن وی باعث تعجب اندک دختران جوان حاضر شده بود.
16- نکته ای که باعث تعجب همگان شده بود حضور شجریان در میان مردم و گپ طولانی، امضا دادن و گرفتن عکسهای یادگاری وی با علاقمندانش بود. همایون و علیزاده هم به میان مردم آمدند.ولی خبری از کیهان کلهر نشد که نشد.
17- وقتی یکی از خانمها همایون را بوسید آقایی به مزاح گفت:«خانوم شما ایشون رو می بوسید پس فردا ایشون می خوان برن ایران مشکل ساز میشه براشون».
18- کنسرت دیشب یکی از بهترین شبهای زندگی ام بود. فقط یک انتقاد کوچک: بعضی وقتها شجریان کلمات را طوری ادا می کرد که اصلا فهمیده نمی شدند. ولی نکته مثبت کنسرت این بود که تمام آوازها و تصنیفها غیرتکراری بودند.











