تبليغاتX
دوستداران استاد شجریان

دوستداران استاد شجریان

این یک وبلاگ جدی درباره فعالیتهای استاد شجریان است

كنایه شجریان به علیرضا افتخاری:*تلویزیون ربنا را پخش نکند، به خودش لطمه زده است

 سایت فرارو نوشت: همزمان با آغاز تور كنسرت های اروپایی محمدرضا شجریان از شهر استانبول تركیه، او در باره‌ی اجرای كنسرت‌ها و صدور مجوز برای آلبوم‌هایش با یورونیوز به گفت‌وگو نشسته است، آنچه در زیر می آید بخش هایی از این گفتگو است.

شجریان  چند سال است كه در ایران كنسرتی نداشته، با این‌حال طی سه سال اخیر دو بار در اروپا كنسرت برگزار كرده است، او در باره دلایل این امر چنین می‌گوید:

 كنسرت هایی كه من در ایران می گذارم بی سر و صدا نیست و سر و صدای زیادی دارد و دولتی ها از این موضوع خشنود نیستند، مخصوصا این اواخر در این دو سال كه اتفاقاتی در مملكت من افتاده، بیشتر از همه فضاهای كنسرت صدمه دیده اند، چون می ترسند در فضای كنسرت كسی حرفی بزند یا كاری بكند و اتفاقی بیفتد. به همین دلیل در این دو سه سال و بویژه از سال 88 شرایط مناسبی برای برگزاری كنسرت نیست چون باید مجوز بدهند ولی نمی دهند، به همین دلیل كنسرت هایم را در خارج از كشور برگزار می كنم.

او درباره چرایی تاخیر مجوز آلبوم جدیدش ادامه  داد: بله، پانزده، شانزده ماه بود كه می خواستیم مجوز بگیریم ولی نمی دادند، ما هم ساكت بودیم و چیزی نمی گفتیم، می گفتیم ما هم نوارهایمان را در خارج از ایران تكثیر می كنیم. ولی اخیرا مجوز یكی از این نوارها را دادند. ما برنامه های زیادی داریم كه در نوبت مجوز گرفتن هستند ولی فعلا فقط یكی از آنها مجوز گرفته است.

چند وقتی هست كه صدای شجریان از صدا و سیما پخش نمی‌شود و به نوعی او جایگاه ارتباطی خود را با عموم مردم از دست داده است، خود او در این باره چنین خاطر نشان كرد: رادیو و تلویزیون فراگیرترین رسانه است و وقتی صدا از آنها پخش نشود ارتباط با مردم هم قطع می شود و من در طول این سی و دو سه سال ارتباطی با تلویزیون نداشته ام. اوایل، صدای من را پخش می كردند و من هم اعتراضاتی كردم. تصاویری روی صدای من می گذاشتند كه اصلا ارتباطی با موضوع نداشت. من هم اعتراض كردم و گفتم دیگر به شما اجازه نمی دهم كه صدای من را پخش كنید، چون آنها هیچ نقشی در تهیه این برنامه ها نداشتند و قاعدتا باید موقعی دست به این كار بزنند كه نقشی داشته باشند یا تهیه كننده راضی باشد. من راضی نبودم و دیدگاههای اجتماعی ام با آنها هماهنگ نیست. این است كه من هیچوقت دوست ندارم صدایم از آن رسانه پخش شود؛ تا اینكه در این یكی دو سال اخیر من با جدیت دنبال كار را گرفتم و از آنها شكایت كردم كه دیگر صدای من را پخش نكنند.
 
فقط من «ربنا» را اجازه دادم، كه آن ربنا را برای مردم خوانده بودم، در این یكی دو سال، دیگر آن را هم پخش نمی كنند، خوب نكنید، به خودتان لطمه می زنید. چون ربنا برای مردم بوده و آنرا دوست دارند و خودشان دارند و گوش می كنند. فعلا اینطور است. چون من همراه نیستم با سیاست و حكومت و این چیزها، به همین دلیل خیلی دوست ندارند كه من در صحنه باشم.

شجریان پنجاه سال است كه تجربه موسیقی سنتی دارد،او درتعریف و اساس موسیقی سنتی ایران می‌گوید: ما چند نوع موسیقی داریم كه یكی از آنها سنتی است و یك موسیقی كلاسیك اصیل داریم كه همان موسیقی ردیفی ماست كه به ما رسیده كه می تواند به صورت سنت ارایه شود یا به صورت آزاد. من بخش آزاد را انتخاب كردم. در سنت روش ها و نوع ارایه كار خودم را گرفتار نكردم و دستم را باز گذاشتم و همیشه هم معتقد بودم كه اصالت را نگه می داریم و سنت هایمان را كه متعلق به پدرانمان و اجدادمان است را احترام می گذاریم. ولی می گذاریم برای خوشان باشد و ما سنت های خودمان را می سازیم و من به نسل بعد هم گفته ام كه شما هم اگر دوست داشتید می توانید سنت های ما را بهم بریزید و سنت خودتان را داشته باشید. چون بشر باید با توجه به نیاز زندگی و نیاز روحی اش موسیقی را انتخاب كند. چون نیازها در طول این فراز و نشیب های زندگی و تاریخ متفاوت است، موسیقی هم فرق خواهد كرد. این از نظر اصالت و سنت.

موسیقی ایران در مقایسه با سایر موسیقی ها مانند زبان است. مثل زبان فارسی، وقتی به شعر حافظ نگاه كنید می بینید كه از همان كلمات استفاده كرده ولی دو واژه را كنار هم می گذارد و با معنای خاصی كه ایجاد می كند زمین و زمان را به هم می دوزد.

موسیقی ما هم همینطور است، مانند یك زبان. صرفا از بازی با نت ها استفاده نمی كنیم، یعنی اگر كسی با نت ها بازی كند، می گوییم بازی می كند و نمی داند چه می گوید. ولی عین یك زبان باید در آن واژه ها و جمله بندی درست به كار گرفته شود و كسانی كه با این زبان آشنا می شوند می دانند كه بهترین بخش این زبان در ردیف ما خلاصه شده، اما این ردیف به صورت خلاصه است، كل موسیقی ما نیست، مانند شعر حافظ و سعدی كه نمونه های بهترین اند ولی فراوان می شود مانند آن شعر گفت و كتاب نوشت. موسیقی ما هم به همین شكل است. موسیقی ردیفی ما نمونه ای بسیار خوب است و زمانی كه آنرا شناختید می توانید فراوان آهنگ سازی، بداهه نوازی و بداهه خوانی كنید و خلاقیت خود را نشان دهید.

معروف است كه صدا و آواز شجریان حتی برای غیر ایرانی ها هم جذابیت دارد و آنها را به كنسرت های او می‌كشاند خود او در باره چنین استقبالی چنین عنوان می‌كند: موسیقی یك زبان بین المللی است، فارغ از ادبیات و اگر قادر باشید این زبان را خوب بیان كنید، هركسی با آن ارتباط برقرار می كند، بویژه كسانی كه بیشتر موسیقی را می شناسند وقتی به موسیقی ایرانی می رسند شیفته می شوند.

موسیقی ما از نظر پتانسیل، محتوا و وزن مخصوص، خیلی بالاست، ولی در طول این تاریخ كه ما داشتیم، در طول این هزار و سیصد، چهار صد سال، به دلیل اینكه با ایرانیت ما و هنرهای ما ضدیت می شد، با موسیقی ما مبارزه شده، ولی مردم در شكل های مختلف موسیقی را حفظ كرده اند، از تعزیه تا روضه خوانی. ولی در صد سال اخیر موسیقی ما خودش را بیشتر در شكل موسیقیایی خودش، با ساز نشان می دهد. اگر با این موسیقی مبارزه نمی شد، این موسیقی به عنوان یك موسیقی جهانی شناخته شده بود. ولی اگر هنرمندان ما كار خود را درست انجام دهند، موسیقی ما این پتانسیل را خواهد داشت كه نظرات را جلب كند و شنوندگان را راضی نگه دارد.

وی در باره ارتباط موسیقی ایرانی و جنبش‌های اجتماعی خاطر نشان كرد كه: بهترین این موسیقی توسط عارف ارایه شده و عارف، خود هم شعر می گفت و هم موسیقی را می ساخت و می توان به عنوان بهترین نمونه آهنگسازی ما، آهنگ های عارف را معرفی كرد. مثل شعر حافظ و سعدی و مولانا، زیباترین شكل آهنگسازی ماست. و چون در زمان مشروطیت بود و فضای آن زمان فضای سیاسی و آزادی خواهی بود، او هم چون همراه مردم بود، آهنگ ها را از دل مردم می ساخت و خواننده ها و نوازنده ها آنها را ارایه می كردند و تاثیر مهمی در روحیه مردم داشت. چون موسیقی بازتاب درون جامعه است، موسیقی برخاسته از فضای جغرافیایی یك منطقه است. در یك فضای جغرافیایی، مردم دارای یك فرهنگ خاصی هستند و نیازهای خاصی دارند، موسیقی برخاسته از درون هر ملتی است و به همین دلیل خواسته های خود را از طریق موسیقی بیان می كند. وقتی خوشحال است، موسیقی، موسیقی شاد خواهد بود و وقتی ناراحت، موسیقی غمگین. وقتی شكست می خورد یك موسیقی دارد و وقتی پیروز می شود یك موسیقی دیگر.

موسیقی با شرایط روحی جامعه تغییر شكل می دهد. در تمام دنیا این موسیقی هست كه در شرایط مختلف و مطابق با نیازها خودش را ظاهر می كند.

این استاد آواز ایران در دلایل ابداع سازهای تازه چنین می‌گوید:  در نقاشی هرچه رنگ های بیشتری در دسترس داشته باشیم به واقعیت بیشتر نزدیك می شویم. چهار رنگ اصلی بیشتر نداریم، اما هزاران رنگ در لابلای اینها وجود دارند. مانند موسیقی، هرچه رنگ های صدا را بیشتر داشته باشیم، سلیقه های بیشتری را می توانیم راضی كنیم.

در گروه نوازی ها و تجربه هایم متوجه شدم كه موسیقی ما چیزهایی در لابلای سازهای اصیل كم دارد و هیچ سازسازی، دست به این كار نمی زند و احساس كردم كه خودم باید دست به كار شوم. سالها تحقیق كردم و شروع به سازسازی كردم و بیشتر سازهای بم یعنی باس و دورباس را ساختم. چون سالها در موسیقی ما نبود و رنگ هایی از صدا در لابلای موسیقی آورده ام.

من دو خانواده ساز كششی پوستی درست كرده ام كه صدا به جای اینكه از چوب بیاید از پوست می آید مثل خانواده ویولون. خانواده شهر آشوب و خانواده صراحی كه اینها در گروه شهناز استفاده می شود. سازها را در اختیار هنرمندان جوان قرار می دهم.

این كارها ذوق هنرمندان ما را شكوفا می كند. دست به این كار شدم كه فضای صدا را در موسیقی باز كنم و بگویم كه سنت گرایی نكنید، حرمت سنت را نگه دارید ولی خودتان كاری بكنید، چه از نظر ساز و چه از لحاظ نوع موسیقی. و اغلب هم خوششان آمده. آخرین سازی كه ساختم و دو شب قبل از كارگاه بیرون آمد، دل و دل است و صدایی بین كمانچه و ویولون دارد.

وی در پاسخ به این سوال كه آیا قصد ندارد یك آكادمی موسیقی تاسیس كند چنین گفت:چند بار این فكر به ذهنم خطور كرده ولی شرایط برای ایجاد آكادمی مهیا نیست چون تصمیم گیرندگان مملكت این فضا را دوست ندارند. حتی در دانشگاه كه رشته هنر دنبال می شود خیلی دوست ندارند كه این مساله خودش را در جامعه نشان دهد و می ترسند كار دست كسی دهد، ترس بی جهت. از این جهت این فكر را نمی توانیم عملی كنیم ولی دلمان می خواهد این كار را بكنیم.

به طور خیلی خصوصی چند هنرجو دارم كه در سطح خیلی حرفه ای كار می كنند. سی و چند خانم و سی و چند آقا. خانم ها خوب ظاهر شده اند. سالها كار كرده بودند و دیدم كه راه به جایی نمی برند و من باید آنها را راهنمایی كنم و هنر خوانندگی را یاد دهم كه از صدا چطور استفاده كنند و اشكالات را بر طرف كنم. خوشبختانه استعداد دارند. آنها به دفتر من می آیند و به همه به صورت افتخاری آموزش داده ام و هیچوقت از این راه درآمدی برای خودم قائل نبودم، برای اینكه این هنر باقی بماند، مخصوصا آواز و غزل زنده بمانند. چون اگر آواز ما فراموش شود، غزل ما هم در كتابخانه هاست و در جامعه نخواهد آمد. غزل و شعر موقعی در جامعه می آید كه با موسیقی همراه باشد و بهترین موسیقی، آواز است. آواز مفاهیم شعری را خوب بیان می كند. در تصنیف سازی مفاهیم شعری دستكاری می شوند.

شجریان در پایان در تشریح دلایل محبوبیتش گفت: موسیقی باعث آشنایی است، اما تنها علت نیست. توسط موسیقی با مردم ارتباط برقرار می شود و مردم آدم را می شناسند، بعد رفتار و گفتار و كردار هم در اینجا خواهد آمد.

یكی از هنرمندان ما كه صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یك اشتباه اجتماعی كرد كه به نظرم از سر سادگی و ندانم كاری اش بود، یك دفعه مردم او را كنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و كردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و كردار و گفتار باید خیلی دقت كنند. جامعه آگاه است، وجدان جامعه بیدار است، جامعه مو را از ماست می كشد. كوچكترین اشتباهی زیر پروژكتور جامعه قرار می گیرد. نمی توانید اشتباه كنید. جامعه كوچكترین اشتباه و ریاكاری را بزرگ می كند و دروغ گویی و اشتباه را نشان می دهد. من سعی كردم اشتباه نكنم و با مردم باشم، چون موسیقی را برای مردم ارایه می كنم، نه برای وزیر و برای وكیل و برای رییس جمهور، آنها هم اگر جزء مردم باشند گوش می كنند. ولی موسیقی برای مردم است، برای انسانها. باید انسانها را در اولویت قرار داد و موسیقی را برای آنها ارایه كرد. موسیقی برای انسانیت است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 18:27  توسط دوستدارشجریان   | 

یادداشتی از ابوالحسن مختاباد به بهانه روز تولد استاد شجریان

سید ابوالحسن مختاباد منتقد وروزنامه نگار حوزه موسیقی در یادداشتی  در خبر آنلاین به بهانه اول مهر روز تولد استاد شجریان ،از این استاد مسلم موسیق ایران سخن گفته است .

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است : اول مهر روز تولد استاد شجریان است،در نوشته زیر سعی کرده‌ام از زاویه‌ای نسبتا متفاوت و به بهانه این روز یادداشتی درباره استاد شجریان و استاد هوشنگ ابتهاج سایه بنویسم. چهره‌آی که شجریان بسیار کم از او سخن می‌گوید.

در میان تمامی کسانی که در شکل‌گیری و برآمدن نیکوی شخصیت هنری و اجتماعی استاد شجریان سهمی جدی داشته‌اند،نام سه کس بیش از همه به ذهن می‌آید، نورعلی‌خان برومند، جهانسوز دادبه و هوشنگ ابتهاج سایه.

استاد شجریان در گفت وگوی تفضیلی خود در کتاب رازمانا درباره دو چهره‌ نخست ،یعنی مرحوم برومند و مرحوم دادبه حق مطلب را به نوعی ادا کرده‌اند و  از سجایای اخلاقی و ویژگی‌های شخصیتی و البته طراز و استاندارد هنری این بزرگان سخن‌‍گفته‌اند، اما نگارنده در کمتر سخن و گفت‌وگویی(از جمله در همین کتاب راز مانا) مشاهده کرده است که استاد از آقای سایه سخن بگویند. این نکته را نه از بابت این می‌گویم که چهره‌ای همانند سایه نیاز به تعریف و تمجید استاد شجریان و دیگران دارد، قد و اندازه و قیمت این شاعر و ادب‌پژوه توانمند به اندازه‌ای است که هر کسی از او و کارش تعریف کند،قدر و قیمت خود را افزوده است و نه شان و منزلت بزرگی چون سایه را.

 سخن و تعریض من از این بابت است که نسل امروزین ما از تلاشی که استاد سایه در شکل‌دهی و انسجام بخشی به موسیقی جدی و هنری ایران داشت، چندان آگاهی ندارد و وظیفه بزرگانی چون شجریان است که این معرفی را صورت دهند. مختصر بگویم که اگر استاد سایه در سال‌های ابتدایی دهه پنجاه بخش موسیقی رادیو را بر عهده نمی‌گرفت و به عنوان مدیری آگاه،‌خبیر و از همه مهمتر دلسوز و آشنا به ظرایف کار،مدیریت‌و نظارتی کارآمد را بر رفتار هنری و اجتماعی هنرمندانی چون لطفی،شجریان،علیزاده، مشکاتیان، شکارچی و ... اعمال نمی‌کرد، به قطع و یقین ما محصولاتی چون گل‌های ایرانی و آثار درخشان گروه چاووش،و البته این درخت پربار و جدی موسیقی هنری ایران را در چنته تاریخ موسیقی ایران نداشتیم. او مردی بود که افق‌گشایی می‌کرد و رود‌خانه‌سازبود تا دیگران در آن شنا کنند و خود را به ساحل سلامت هنری و فرهنگی برسانند.

آثاری که از گل‌های ایرانی، و آلبوم‌های چاووش به جای مانده خود سرفصل تازه‌  و نوینی را در موسیقی جدی هنری گشود.

از قرار استاد سایه شعری هم به استاد شجریان تقدیم کردند درکتاب سیاه مشق آن را آورده و بر پیشانی شعر نوشته«برای محمدرضا شجریان» البته تاریخ این شعر مشخص نیست ،اما به قطع و یقین به سال‌های بعد از دهه شصت باز می‌گردد و صراحت و صداقت نهفته در آن گویای بسیاری از نکاتی است که شاید در این نوشته نتوان به همه وجوه آن اشاره کرد.

این شعر در صفحه 219کتاب  سیاه‌مشق‌آمده است که از سوی نشر کارنامه به بازار کتاب عرضه شده است با این مطلع :

رفتی ای جان و ندانیم که جای تو کجاست

و دوبیتی که تقریبا سخن دل استاد سایه است:


چه شد آن مهر و وفایی که من آموختمت
عهد ما با تو نه این بود،وفای تو کجاست

گرچه مشاطه‌حسنت به صد‌آیین‌آراست
صنما آینه عیب‌نمای تو کجاست؟

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 18:33  توسط دوستدارشجریان   | 

تمجید همسر احمد شاملو از استاد شجریان :شجريان اقيانوس موسيقي

آيدا سركيسيان همسر احمد شاملو در تازه ترین یادداشت خود به تمجید از استاد شجریان پرداخته است .

 به گزارش پارس توریسم ،او در یادداشت خود که با عنوان “شجریان اقیانوس موسیقی” در شرق منتشر شده نوشته است : در خاموشي مهتاب، در خلوت از براي سكوت هوا به ارتعاش درآمد و آواي همنوايي سازها، فراز و فرودها با تسخير شش دانگ حواس به اجراي متفاوت پي مي بري. از حساسيت فوق العاده هنرمند در لحظه اجرا، پويايي و ارايه خود، نيروي تخيل و تصور ما را هر لحظه بيدار و فعال نگه مي دارد. زيروزار خواننده وادارت مي كند به سكون كه مبادا با حركتي، لحظه اي را از دست بدهي و دقت كني به آواي سازهايي كه در پشت و زير صداي خواننده و نوازنده اصلي مي نوازند. تغريد آواز با نواي طرب انگيز كه تو را به اوج مي برد. براي سير در اين اقيانوس موسيقي اصيل و ناب ايراني، موسيقي قومي يك گنجايي و صبوري خاص مي طلبد كه شايد با تلاش عاشقانه به دست مي آيد، به تواضع و تعادل رهنمونت مي شود. خيلي دوست داشتم كه شاملو در اين سال ها به اين پويايي هنرمندان ما در موسيقي گوش مي سپرد و مطمئنم كه به آرامش مي رسيد.
    پايان شهريور/ خانه بامداد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 18:50  توسط دوستدارشجریان   | 

نظرات تهمینه میلانی ،منیزه حکمت و جواد مجابی درباره شجریان

فردا زادروز خسرو خوبان آواز ايران «محمدرضا شجريان» است؛ براي نوشتن همين كلمات اندك كه قرار است شادباشي باشد ميلاد «استاد» را، كاغذ و خودكار مدام سر باز مي زنند و كلمات در درگاه تخيل وامي مانند كه چه بگويند تا سزاوار باشد و آنچه مي نگارند عرق خجالت بر پيشاني شان ننشاند.

پوریا سوری در شرق نوشت :محمدرضا شجريان يكي از كساني است كه دانسته «انسان دشواري وظيفه است» و حتي اكنون كه هفتاد و يكمين بهارش در راه است هم بر همان سري است كه مي بايد! احتياط و مآل انديشي در انديشه و هنر او جايي ندارد و شايد از همين روست كه ما امروز چون جان دوستش مي داريم. سال ها پيش هوشنگ ابتهاج كه عمرش دراز باد، خطاب به او نوشت «رفتي اي جان و ندانيم كه جاي تو كجاست/ مرغ شبخوان كجايي و نواي تو كجاست... / زير سرپنجه گرگيم و جگرها خون است/ اي شبان دل ما ناله ناي تو كجاست» و شجريان شبان دل ما ماند و خواند و خواند و خواند... شما هم حتما آواز او را دوست مي داريد، اين طور نيست؟
   
    جواد مجابي شاعر و نويسنده
    من سال هاست روزانه بين يك تا سه ساعت موسيقي گوش مي دهم و در اين ميان، گوش دادن به موسيقي محمدرضا شجريان يكي از مهم ترين برنامه هاي روزانه ام است. شجريان مثل اعلاي موسيقي كلاسيك ايراني است كه با دقت و وسواس تمام در اين سال ها توانسته موسيقي ملي ايران را زنده و سرپا نگاه دارد. عمرش دراز و صدايش ماندگار باد.
   
    منيژه حكمت كارگردان و تهيه كننده سينما
    هر وقت خوشحالم، غمگين ام يا دل شكسته از روزگار فقط آواز استادشجريان است كه مي تواند چون آبي بر آتش بر تمام زخم هاي ما مرهم و انرژي هاي از دست رفته را زنده كند. مرهم زخم دل هاي ما از حنجره اي بيرون مي آيد كه سبدسبدمهرباني و عشق و آرزوها در آن نهفته است، خواهان ماندگاري اين صدا در سال هاي سال هستم.
   
    تهمينه ميلاني كارگردان سينما
    مخاطب خاص موسيقي كلاسيك و اصيل ايراني نيستم اما آثار آقاي شجريان را دوست دارم. شخصيت هنري ايشان بسيار والاست و اين نشات گرفته از ارتباط هنري با مردم است. با او در چند مجلسي همراه بودم و برخوردشان را ديده ام. مي توان گفت آقاي شجريان از نادر هنرمندان ستاره در ايران هستند كه حريم و جايگاه خود را درست تشخيص داده اند و اين امر هم از انرژي اي كه از مردم ايشان مي گيرند و احترامي كه براي مردم قايل هستند پديده آمده است.نكته ديگري كه در مورد آقاي شجريان مي توان گفت اين است كه او هميشه عقايد خود را راحت بيان كرده اند و اين هم تحت تاثير موقعيت رابطه شان با مردم است.
   
    ماني رهنما خواننده و آهنگساز
    وقتي كلمه آواز بر زبان جاري مي شود بي درنگ نام محمدرضا شجريان درخشش مي گيرد. ايشان انساني به تمام معنا با حنجره اي استثنايي هست كه براي حنجره اش زحمات بسياري كشيده است حاصل آن زحمات، نتايج فوق العاده شنيدني است كه در صدا و آثار ايشان متجلي شده است. من ايشان را بسيار دوست مي دارم و هميشه برايشان آرزوي سلامتي و عمر پايدار دارم. اميدوارم كه از نعمت وجودشان براي هميشه برخوردار باشيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 18:48  توسط دوستدارشجریان   | 

روزنامه زمان : افراد کمی هستند که برازنده لقب استادی هستند وشجریان یکی از انهاست

در فاصله دو روز مانده به آغاز تور اروپايي محمدرضا شجريان و گروه «شهناز» در استانبول، مطبوعات و رسانه هاي تركيه به استقبال استاد آواز ايران رفتند.

 به گزارش پارس توریسم ،روزنامه هاي مطرح تركيه چون توديز زمان، ديلي نيوز (نسخه انگليسي زبان روزنامه حريت) و زمان با چاپ مطالب و گزارش هايي به استقبال اجراي روز جمعه شجريان رفتند و نوشتند: «استاد بزرگ ايران روز جمعه در مركز گردهمايي هاي استانبول به اجراي برنامه خواهد پرداخت و انتظار مي رود به دليل روي صحنه نرفتن وي در ايران طي سه سال گذشته، هواداران ايراني شجريان در كنار ديگر دوستداران موسيقي ايراني در استانبول گردهمايي بزرگي را تشكيل دهند.»

 به نوشته شرق ،توديززمان در گزارشي نوشت: « شجريان براي اولين بار در استانبول روي صحنه مي رود. او هنرمندي است كه در ميان هم وطنان اش به چهره اي به يادماندني بدل شده. او در سال 1999 جايزه پيكاسو را از يونسكو گرفت و در سال 2006 هم موفق به دريافت مدال موتزارت شده است.»

ديلي نيوز هم با انتخاب تيتر «شهر ميزبان استاد موسيقي ايران مي شود»، از شجريان با عنوان خواننده اي افسانه اي ياد كرده و نوشته است: «قرار است در اين كنسرت، شجريان در كنار سازهاي معمول موسيقي ايراني از سه ساز ساخته خود كرشمه، تندر و صراحي هم استفاده كند.»

 زمان، ديگر روزنامه مطرح ترك هم در گزارشي نوشته است: «شعر مولانا با شجريان معنا پيدا مي كند. افراد كمي هستند كه بتوان لقب استادي را برازنده آنها دانست كه محمد رضا شجريان يكي از آنهاست.»

 تور اروپايي محمدرضا شجريان و گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني از 25 شهريور با اجراي قطعات جديد آغاز و در دو بخش اجرا مي شود. اجراي بخش اول در دستگاه سه گاه و بخش دوم در آواز بيات اصفهان خواهد بود. آغازگر بخش اول، قطعه آرام پيش درآمد از ساخته هاي مجيد درخشاني است كه با اجراي درآمد و زابل، با كمي تندتر شدن ريتم به تصنيف «ساقي نامه» از ساخته هاي محمدرضا شجريان و با تنظيم مجيد درخشاني مي رسد.

در قسمت بعدي ساز و آواز به صورت بداهه در درآمد زابل، مويه و… اجرا مي شود. در قسمت سوم، چهارمضراب در دستگاه سه گاه ساخته مجيد درخشاني در گوشه هاي در آمد، زابل، مويه، مخالف و… توسط گروه اجرا مي شود. (چهارمضراب فرمي بسيار قديمي است كه ريتم آن سريع و تند است) قسمت چهارم، ساز و آواز بداهه در مخالف و مغلوب و... كه اوج سه گاه است اجرامي شود. در قسمت پنجم مقدمه اي در وزن دوچهارم ساخته مجيد درخشاني اجرا مي شود كه پيش درآمدي است براي تصنيف «ساكن جان» اثر محمدرضا شجريان. ريتم اين تصنيف شش هشتم كند است و روي شعر زيباي مولانا ساخته شده است. اين تصنيف پايان بخش قسمت اول برنامه خواهد بود.

    بخش دوم با پيش درآمد شوشتري در آواز بيات اصفهان اثر استاد جليل شهناز (كه نام گروه به پاس احترام به هنر ماندگار ايشان انتخاب شده است) در شش هشتم كند آغاز مي شود. اين پيش درآمد براي گروه توسط مجيد درخشاني تنظيم شده است. سپس ساز و آواز به صورت بداهه اجرا مي شود.

در ادامه چهارمضراب اصفهان از ساخته هاي محمدرضا شجريان در ميزان شش شانزدهم با تنظيم مجيد درخشاني اجرا مي شود. سپس ساز و آواز به صورت بداهه خواني و بداهه نوازي اجرا شده و پس از آن تصنيف «فكر عشق» ساخته محمدرضا شجريان روي شعر حافظ با ضرب آهنگ و حال و هواي تصانيف قديمي موسيقي ايران با تنظيم مجيد درخشاني و توسط گروه اجرا مي شود.

در دو بخش آخر ابتدا قطعه «خروش عشاق» در عشاق اصفهان است كه با ميزان بندي بيست تايي گاهي به صورت ده تايي به همراه ساز و آواز بداهه اجرا مي شود. سپس تصنيف اصفهان با شعر مولوي ساخته مجيد درخشاني با ريتم لنگ هفت ضربي به كنسرت پايان مي بخشد. محمدرضا شجريان و گروه شهناز در تور خود در شهرهاي استانبول- تركيه (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱)، آمستردام – هلند (۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱)، بروكسل – بلژيك (۱ اكتبر ۲۰۱۱)، ماينز – آلمان (۳ اكتبر ۲۰۱۱)، برلين – آلمان (۱۴ اكتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ – آلمان (۱۵ اكتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان (۱۸ اكتبر ۲۰۱۱)، ادينبورگ – انگلستان (۱۹ اكتبر ۲۰۱۱)، مونيخ – آلمان (۲۱ اكتبر ۲۰۱۱)، وين – اتريش (۲۲ اكتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد (۲۷ اكتبر ۲۰۱۱)، استكهلم – سوئد (۲۹ اكتبر ۲۰۱۱) و كلن – آلمان (۳۰ اكتبر ۲۰۱۱) اجراي برنامه خواهند داشت.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 18:41  توسط دوستدارشجریان   | 

محمد مهاجری سر دبیر سایت خبر آنلاین :کاش شجریان وهابی بود

محمد مهاجری سردبیر سایت خبرآ نلاین در یادداشتی جالب به عدم پخش ربنای شجریان انتقاد کرده است .

آقای مهاجری دریادداشت خود نوشت : 

به عادت و علاقه ، زیاد رادیو قرآن گوش می دهم .این رادیو انصافا قرائت های زیبا و لذت بخشی پخش می کند. بخشی از قرائت های ترتیل با صدای قاریان بسیار خوش صدایی است که در کشورهای عرب منطقه به سر می برند و از قضا چند تایی از آنها اهل سعودی و از سلفی ها و و هابی ها هستند . پخش صدای این افراد قابل توجیه است.
آنها کلام خدا را قرائت و تلاوت می کنند و چه باک که وهابی باشند . مهم صوت آنها ست که بر جان می نشیند.دیشب ، دم افطار، سر سفره به این فکر بودم که صدای ربنای شجریان دو سال است از سفره افطار جمع شد. لابد به خاطر اینکه او فلان موضع سیاسی را گرفته است. حال آنکه به این مهم توجه نشده که  "ربنا " ی شجریان ، آیات قرآن است ، نه حرف او .شاید اگر شجریان ، وهابی بود ، صرفا به خاطر صدای خوشش، گوش جان مردم  از آن بی بهره نمی شد ، می شد ؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 18:39  توسط دوستدارشجریان   | 

تمجید همسر مختار از ربنای شجریان :ربنا با صدای شجریان این روزها حال و روزم را دگرگون می کند

نسرین مقانلو بازیگر نقش همسر مختار در سریال مختارنامه در تازه ترین گفت وگوی خود با روز نامه تماشا به تمجید از ربنای استاد شجریان پرداخته است .

نسرین مقانلو در بخشهایی از این مصاحبه گفته :ربنا با صدای شجریان این روزها حال و روزم را دگرگون می کند .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 18:38  توسط دوستدارشجریان   | 

ابراز تاسف خاتمی بابت محروم ماندن مردم از ربنای شجریان

رئیس جمهور پیشین، در آخرین نشست ماهانه بنیاد باران، از اینكه مردم از شنیدن صدای ربنای شجریان محروم شده‌اند ابراز تاسف كرد.

به گزارش پارس توریسم ،سیدمحمد خاتمی در این نشست با تبریك فرارسیدن ماه مبارك رمضان گفت: یكی از آثار گرسنگی در ماه رمضان نورانی شدن دل انسان و آمادگی یافتن برای پذیرش انوار لطف و فیض الهی می شود. شعر پرمعنای مولانا كه سالها با صدای دلنشین استاد بزرگوار محمد رضا شجریان در آستانه اذان مغرب پخش می شد و مدتی است مردم شریف ایران از شنیدن آن محروم شده اند، هم در این رابطه بود.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 18:37  توسط دوستدارشجریان   | 

رضا امیر خانی : صدا وسیما با عدم پخش ربنای شجریان احساس انسداد در مردم ایجاد می کند

رضا امیر خانی داستان نویس مطرح  در گفت وگویی با نشریه نسیم بیداری حرفهای متفاوتی درباره پخش ربنای شجریان از تلویزیون زده است .

 به گزارش پارس توریسم ،آقای امیر خانی گفته :رسانه ملی، احساس استبداد را به مردم انتقال می‌دهد. در این باره اتفاقا باید خیلی مصداقی صحبت کرد. صداوسیمایی که به دلیل موضع‌گیری سیاسی ولو نادرست آقای شجریان ، ربنای او را پخش نکند، دارد احساس انسداد در مردم ایجاد می‌کند. صداوسیما باید به قدری ربنای شجریان را پخش کند که عده‌ای از مخالفان سیاسی آقای شجریان، تحصن کنند برای عدم پخش آن و عاقبت رئیس صداوسیما بیاید و در دفاع بگوید که«ربنا» ربطی به اظهارات سیاسی شجریان ندارد. به این صورت می‌شود احساس انسداد را از بین برد. این صدا را نباید مسدود کرد. مسدود کردن این صدا، احساس انسداد سیاسی در مملکت ایجاد می‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 1:38  توسط دوستدارشجریان   | 

عصبانیت وزیر ارشاد از اعطای مجوز به آلبوم جدید شجریان و دستور برخورد با متخلفان !

مشرق از "عصبانیت وزیر ارشاد از اعطای مجوز به آلبوم جدید شجریان" خبر داد.

به گزارش انتخاب؛ شنیده ایم صدور مجوز برای آلبوم جديد محمدرضا شجريان به نام مرغ خوشخوان توسط مدير‌كل موسيقي وزارت ارشاد در زمانی اتفاق افتاده که وزیر ارشاد در خارج کشور بوده است. وزیر ارشاد دستور برخورد با متخلفان را صادر کرده است.
http://www.entekhab.ir/fa/news/34024/عصبانیت-وزیر-ارشاد-از-اعطای-مجوز-به-آلبوم-جدید-شجریان

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 2:42  توسط دوستدارشجریان   | 

جواد مجابی :سال‌هاست كه شجریان گوش می‌دهم چون برای من مَثَل اعلای موسیقی كلاسیك ایرانی‌ست

جواد مجابی درتازه ترین مصاحبه خود از علاقه به صدای بنان وشجریان سخن گفته است .

 او دربخشی از گفت وگوی خود با فرهیختگان گفته :من تقریبا به صورت حرفه‌ای موسیقی گوش می‌دهم یعنی هر روز بین یك تا سه ساعت. بیشتر موسیقی كلاسیك ایرانی گوش می‌دهم از ادیب خوانساری و بنان و سال‌هاست كه شجریان گوش می‌دهم چون برای من مَثَل اعلای موسیقی كلاسیك ایرانی‌ست كه با دقت تمام كارهایش را انجام داده است. البته آثار دیگران را هم گوش می‌دهم اما تاكیدم بر بنان و شجریان است.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 2:45  توسط دوستدارشجریان   | 

نشریه شهروند امروز : شجریان غیر دموکراتیک است

خبرنامه دانشجویان نوشت :شهروند امروزدر مطلبی انتخاب اخیر شجریان راغیر دموکراتیک خوانده است .

   به گزارش  خبرنامه دانشجویان ،نشریه شهروند امروز که  گویا از زمزمه های بازگشت و ناراحتی شجریان آگاه شده بود در مطلبی انتخاب وی را به عنوان رئیس خانه موسیقی امری نادرست می داند و علت ان را غیر دموکراتیک بودن شجریان می داند.


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 2:44  توسط دوستدارشجریان   | 

تقدیر یک خواننده از شجریان در برنامه زنده تلویزیونی

 
 سمیه قاضی زاده :حسام‌الدین سراج که امشب(دوشنبه 10 مردادماه) میهمان برنامه زنده "شهر باران" شبکه یک سیما بود، در ستایش از استاد خود، محمدرضا شجریان گفت: "استاد شجریان نه تنها استاد آواز و موسیقی که استاد همه هنرها و هنرمندان است. کلاس‌های استاد شجریان فقط برای ما کلاس آواز نبود بلکه کلاس اخلاق بود".

با اینکه مجری برنامه در میان صحبت‌های او پرید و سریعاً بحث رابطه معماری و موسیقی را پیش کشید، سراج بار دیگر بحث را به حالت اول برگرداند و از مجری درخواست کرد تا ادامه صحبتش درباره اساتید را دنبال کند. 

این صحبت‌ها درباره محمدرضا شجریان در حالی به صورت زنده از برنامه قبل از افطار تلویزیون پخش شد که دقایقی بعد از آن "ربنا" با صدای خواننده‌ای ناشناس پخش شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 0:8  توسط دوستدارشجریان   | 

غلامحسین امیر خانی :ربنای شجریان در سلولهای ذهن مردم ما گرم شده است

غلامحسين اميرخاني در تازه ترین یادداشت خوددرشرق به اظهار نظر درباره ربنای استاد شجریان پرداخته است .

استاد امیر خانی درادامه نوشته است :همه خاطراتي كه ما بعد از پختگي قوه ادراك در زندگي كسب مي كنيم، همان چيزي است كه تحت عنوان «نوستالژي» مي شناسيم. البته كه اگر اين خاطرات در قالب هنر و خصوصا «شعر» باشد، اهميت بيشتري مي يابد. ما ايراني ها، بيش از هر ملتي از شعر، سرشار هستيم و شايد به همين دليل، ايران، مهد بزرگ ترين شاعران عالم است.
    موسيقي هم به نوعي يك شعر متعالي جهاني است؛ چون احساس و عاطفه اي را در ما برمي انگيزد كه لزوما احتياجي به كلام ندارد. حالااگر اين دو، يعني شعر و موسيقي با همديگر تركيب شوند، نمونه بسيار دل پذيري از هنر مي شوند كه به نظر من غذاي روح هر ايراني هستند. معتقدم اگر بخواهيم چند اثر هميشه ماندگار در عالم موسيقي و شعر انتخاب كنيم كه به همه پشتوانه هاي ذاتي و عاطفي متكي است، قطعه «ربنا»، اثر استاد عالي مقام و عزيز موسيقي آوازي ما جناب شجريان يكي از آنهاست كه در خاطره ها زنده است. البته پخش يا عدم پخش اين قطعه از تلويزيون و راديو، خود بحث ديگري است. «ربنا» در سلول هاي ذهن مردم ما گرم شده است. اين را بگويم كه از طريق اين صدا و همچنين مثنوي حضرت مولانا كه با صداي استاد شجريان شنيده مي شود، خيلي ها تحت تاثير قرار گرفتند. من خود شاهدم كه انسان هاي زيادي با شنيدن اين قطعه، بي اختيار ايستاده اند و همه وجودشان به گوش تبديل شده است. اين احساس در خود من هم ايجاد شده و خود من هم اين احساس را داشته ام. هر كسي كه با اين مقام هاي عالي فرهنگي و هنري آشنا باشد، به همين احساس مي رسد. اينجا ديگر به نظر من طبقه بندي از ميان برداشته مي شود؛ از روشنفكر گرفته تا روحاني، از يك پسر گرفته تا يك دختر، از يك خارجي گرفته تا يك ايراني؛ همه اينها، تشنه شنيدن اين كلمات آتشين آسماني بوده اند. همه كساني كه به اين صداي دل انگيز و جادويي گوش داده اند، مجذوبش شده اند. در «ربنا»، مفهوم عالي يك پيام انساني و زيبا، جلوه بيشتري مي يابد. اين ويژگي را ما در قرآن كريم هم شاهديم كه همه انسان ها را مجذوب و شيفته خود مي كند. از هر زاويه اي نگاه كنيد، هنر آن مقام عالي و الهي را در جان و روح خود پرورش داد. آن هم به دست نوابغ بزرگ تاريخ هنر. هنر به آثاري تبديل شده كه از طريق شعر، ادبيات و نقاشي در جان انسان ها رسوخ مي كند.
    بنابراين اگر اين آثار از راديو و تلويزيون پخش نشود، هم راديو و تلويزيون مغبون و هم مردم محروم مي شوند. نبايد مردم را از شنيدن «ربنا» محروم كنيم. بايد تمام كساني كه در اين زمينه تصميم گير هستند، از خدا بخواهند و با تمام وجود خواهان باشند اين اثر زيبا و بي نظير بتواند در ماه مبارك رمضان امسال، روح روزه داران را سرشار از نغمات الهي كند.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 2:49  توسط دوستدارشجریان   | 

مهدی هاشمی : شجریان سالها با بزرگی زندگی کرده

مهدی هاشمی  بازیگر مطرح سینمای ایران در گفت وگویی با سعید قطبی زاده درهمشهری 24حرفهای جالبی درباره استاد شجریان زده است .

 هاشمی  در بخشی از این مصاحبه که آرزویی در بازیگری دارید که به آن نرسیده باشید؟می گوید : نمی‌دانم این حرفی که می‌زنم چقدر عالمانه یا عوامانه است؛ اما با شنیدن صدای یک خواننده ی بزرگ که سال‌ها با بزرگی زندگی کرده، یقین می‌کنم که او دیگر برای بزرگی کردن دامن این و آن را نمی‌گیرد. از پختگی صدایش و جانی که به شعر می‌دهد، بزرگی می‌تراود. منظورم محمدرضا شجریان است و حتی بزرگان موسیقی پاپ. وقتی این صدا‌ها را می‌شنوم با خودم می‌گویم فلانی به اوج خودش رسیده است، اما چرا من هیچوقت نمی‌توانم به اوج خودم برسم؟ آیا پیچ وتاب بدنم برای ارائه ی رفتار بهتر برای یک نقش مناسب نیست؟ آیا باید تلاش بیشتری بکنم؟ آیا باید روی بیانم بیشتر کار کنم تا بتوانم زیر و بم آن نقش را به بهترین نحو ارائه بدهم؟ آیا باید چنان مسلط بر احساساتم باشم که هر زمان که احضارشان کردم، به بهترین نحو از چشم و بیان و رفتارم بیرون بزنند؟ چقدر باید خودم را تهی از خودم بکنم که آن نقش در من بنشیند و زندگی کند؟ این‌ها سؤالهایی است که هیچوقت دست از سر من برنمی دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 2:47  توسط دوستدارشجریان   | 

فرهاد فحرالدینی :رفتن به کنسرت استاد شجریان آرزوی بسیاری از مردم شده است

فرهاد فخرالدینی رهبر سابق ارکستر موسیقی ملی و آهنگساز معروف در تنها گفت وگوی خود ازبرگزار نشدن کنسرت توسط استاد شجریان انتقاد کرده است .

 آقای فخرالدینی در گفت وگویی با نشریه تجربه گفته است :مردم ایران واقعا مردمی هنر دوست هستند .احساسات وشوق آنها قابل ستایش است .نباید مردم رااز این حق مرحوم کرد . نباید آنها راتشنه نگه داشت .آنقدر که رفتن به کنسرت استاد شجریان بشود آرزوی آنها  

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 2:51  توسط دوستدارشجریان   | 

مرحوم کیومرث صابری فومنی (گل آقا )علاقه عجیبی به صدای استاد شجریان داشت

احمد عرباني (كاريكاتوريست)چند سال پیش در یادداشتی که درباره مرحوم کیومرث صابری فومنی منتشر کرده بود روایت جالبی از علاقه مرحوم صابری فومنی (گل آقا)به استاد شجریان بازگو کرده بود .
 به گزارش پارس توریسم ،آقای عربانی دریادداشت خود نوشته بود:
1- چون‌كه گل رفت و گلستان شد خراب
بوي گل را از كه جوييم از گلاب
2- من از زماني كه از مجموعه گل‌آقا رفتم (سال 1375) پس از مدت كوتاهي دلم براي گل‌آقا تنگ شد. چون رابطه ما (همچون ديگران) با گل‌آقا احساسي بود. گذشته از مواقعي كه با دوستان يا در جمع، گل‌آقا محور صحبتهايمان مي‌شد و از زواياي مختلف در مورد گل‌آقا و نشرياتش نظريه‌پردازي مي‌كرديم، در مواقع تنهايي خصوصاً لحظاتي كه از راديو، ترانه‌اي و خصوصاً آوازي ايراني به‌خصوص باصداي استاد شجريان پخش مي‌شد (مرحوم گل‌آقا علاقه عجيبي به صداي شجريان داشت.) ياد گل‌آقا مرا همراهي مي‌كرد و لذت شنيدن آن ترنم را با گل‌آقا قسمت مي‌كردم و حتي با او در خيالم حرف مي‌زدم و لذتم با حضور رؤيايي‌اش حلاوتي ديگر مي‌يافت پس از مرگش اين احساس با اندوه و غم همراه شد.

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 2:54  توسط دوستدارشجریان   | 

محمد اصفهانی : شجریان استاد منحصر به فرد و تکرار ناپذیر ماست

محمد اصفهانی در گفت وگویی با جواد ماهزاده در هفته نامه سلامت به تمجید از استاد شجریان پرداخته است .

  اصفهانی گفته :درایران جز صدای ایرج وبنان ،کارهای استاد شجریان را خیلی دوست دارم . البته بیشتر شجریان گل ها تا بیداد ودستان را . کارهای ایشان با مرحوم مشکاتیان بی نظیر است .ایشان استاد منحصر به فرد و تکرار ناپذیر ماست .


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 2:52  توسط دوستدارشجریان   | 

پیام استاد شجریان به مناسبت نوروز سال 1390

محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران در پیامی، عید نوروز را به مردم ایران شادباش گفت.

به گزارش پارس توریسم ،استاد آواز ایران، در پیامی ویدوئی که ساعاتی قبل از تحویل سال نو منتشر شد، ضمن آرزوی سالی سرشار از نشاط، شادی، تندستی و سرفرازی در پیکار زندگی برای هم‌وطنان‌مان، گفت: سالی که گذشت کلیه ارتباطات من با شما قطع بود و شایعه در وطن نبودنم دهان‌به‌دهان می‌‌گذشت در حالی که من همچنان در تهران بودم و به ادامه کارهای هنری، آموزش و تحقیقاتی مشغول بودم.

شجریان افزود: افتخار من همیشه این بوده و هست که از تبار مردمانی بوده‌ام که با وجدان بیدار و کنجکاوی ذاتی و هوش سرشار، ارزش‌های سرزمینش را پاسداری کرده و نگه داشته است و از دم طوفان‌‌های ویران‌گر تاریخ، زبان و آداب و ملیت و آئینش را با حماسه صبر و مقاومت نجات بخشیده و با همه گونه‌گونه زبان و آداب و رسوم و فرهنگ جغرافیایی، باز با همدلی و در باهم‌فهمی در کنار هم برادرانه زیسته است و امیدوارم همیشه چنان باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 20:30  توسط دوستدارشجریان   | 

حامد بهداد در برنامه زنده تلویزیون، از "صدای اسمانی استاد شجریان" گفت

 

حامد بهداد در برنامه زنده تلویزیونی تحویل سال در شبکه سوم سیما، از محمدرضا شجریان به عنوان صدای "آسمانی" یاد کرد.

به گزارش پارس توریسم وبه نقل از خبرگزاری انتخاب  ؛ حامد بهداد بازیگر مشهور سینما که میهمان ویژه ی برنامه ی لحظه ی تحویل سال شبکه سوم سیما بود، در بخشی از سخنانش گفت: یادم می آید استاد شجریان با آن صدای آسمانی اش که در ذهن ملت ایران، در جشن لحظه ی تحویل سال، دعای تحویل سال را خواندند.

وی صدای محمد رضا شجریان را صدای ربنای ملت ایران خواند و گفت: از همینجا خدمت ایشان عرض ادب می کنم.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 20:27  توسط دوستدارشجریان   | 

هنرمندنماي بدصدا

 

سيدعلي‌ ميرفتاح mirfattah@yahoo.com

اصل خبر اين است، به نقل از خبرآنلاين، كه خودش از خبرگزاري‌هاي قوه‌دار ارزشي و ورزشي است: «محمدرضا شجريان استاد آواز ايران پنجشنبه 13 آبان در تالار وحدت شاهد اجراي همايون شجريان و گروه همنوازان حصار بود.» علاوه بر اين خبر يك خطي، سه‌تا عكس هم گذاشته بودند كه پسر، پدر را تكريم مي‌كرد و پدر، پسر را در آغوش مي‌كشيد و ايضاً براي جمعيت هوادار هم دستي تكان مي‌دادند. حقيقتاً من تعجب كردم كه چطور خبرآنلاين، با آن سوابق انقلابي و ارزشي، به خواست مردم بي‌اعتنايي كرده و به‌رغم خواسته‌هاي مكرر مردم براي نشنيدن صداي معلوم‌الحال عده‌اي آوازخوان‌نما، جسارت كرده و خبر معاندان و مخالفان را با اين ادبيات به اطلاع مردم هميشه در صحنه رسانده است.

كپورچالي: پس چطور بايد مي‌نوشت؟

ميرفتاح: در واقع مردم از رسانه‌ها توقع دارند، و بحق توقع دارند، كه دست هنرمندنماها را كه البته رو شده است، بيشتر رو كنند و بنويسند: «فرد معلوم‌الحال بدصدايي كه هيچ كس دوست ندارد صدايش را بشنود، خاصه، حتي ربنايش را هم عموم مردم بايكوت كرده‌اند و در هيچ كجا گوش نمي‌كنند و به جايش، همش[...] را كه هم صدايش قشنگ‌تر است و هم ارزشي‌تر است و هم بنده خدا مورد ظلم و آزار طرفداران اين پدر و پسر قرار گرفته ‌است و مظلوم همواره تاريخ است، با گوش جان استماع مي‌كنند، براي مظلوم‌نمايي و اينكه بگويد من هنوز خواهان و طرفدار دارم از پسرش كه عموماً با مواضع پدرش مشكل دارد و با او در خلوت و جلوت مخالفت مي‌ورزد، سوءاستفاده كرده و خود را از پيله انزوا بيرون آورده و با فتوشاپ براي مردمي كه خود را مشتاق نشان مي‌دهند، دستي تكان داده، در حالي كه شاهدان عيني گزارش داده‌اند مردم تا اين صحنه‌هاي مصنوعي را ديده‌اند، حال‌شان بد شده و به شكل خودجوش و غيرتمندانه شعار داده‌اند «سياوش حيا كن، همايون رو رها كن»...

كپورچالي: حالت خوب است؟

مويدي: من هم يك بار رفتم جاده زشت و كريه چالوس و از آن هواي دلگير و عرعر بلبل و بوي گند گل حالم به هم خورد و زود برگشتم كوير لوت و نفسي تازه كردم و حال اساسي بردم.

كپورچالي: يك جوري بگوييد كه من هم سر در بياورم.

اميرشاهي: سر در آوردن نمي‌خواهد كه، شما حاضري صداي بد سياوش را تحمل كني؟ همين باب همايون را عرض مي‌كنم. باباي همايون. تازه با آن موهاي پرپشتش... خوب معلوم است كه كلاه‌گيس است و براي اغفال مردم از ام‌آي‌سيكس گرفته تا سر مردم را شيره بمالد، با آن سروچمان زشتي كه خوانده...

اميرشاهي: از سعدي و حافظ خبر نداري. ديروز رفتم از جلوي در غرفه‌شان رد بشوم، ديدم آه‌شان بلند است كه چرا اين بنده خدا شعرهايشان را خراب كرده و با طمع سياسي خوانده. دنبال راه‌حلي مي‌گشتند كه بيايند و با فريدون مشيري، يك بيانيه مشترك بدهند و بگويند كه اين بابا از ما نيست و ما خودمان هم شاكي هستيم كه چرا خوانده «دوستي كي آخر آمد، دوستداران را چه شد»؟ و بلكه منظورش از شهرياران را چه شد، اصلاً يك چيز ديگر بوده...

كپورچالي: جدي جدي، حافظ و سعدي دارند چنين بيانيه‌اي مي‌دهند؟

مويدي: پس چي؟ حالا البته قرار است آقاي [...] وساطت كند و اصلاح ذات‌البين كند و بگويد كه نه اين، نه آن بلكه بيشتر آن... ولي به هر حال بيانيه شاعران سرجاي خود محفوظ است. اين بنده خدا با اين صداي ناكوكش، همه را از شعر كلاسيك بيزار كرده... و به جايش دوست ديگرمان كه به به، چه صدايي؟ چه پنيري؟ مي‌خواند عين باقلوا با لبت بازي مي‌كند از بس شيرين است و چسبناك است.

كپورچالي: آهان. تازه گرفتم. از آن لحاظ مي‌فرماييد. بله، بله. اين پسر هم از من مي‌شنود بيايد و آن بيانيه شاعران را امضا كند و خرجش را از پدرش كه با بي‌بي‌سي دستش توي يك كاسه است، سوا كند.

ميرفتاح: ما هم بايد سوا كنيم. اصولاً هميشه و همه جا، سوا كردن كار خوب و پسنديده‌اي است. از آن طرف البته حمايت خودمان را از ...

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 10:20  توسط دوستدارشجریان   | 

محمدرضا شجریان در يك نظر سنجي به عنوان یکی از 50 صدای برتر جهان برگزیده شد

 

 محمدرضا شجریان، استاد آواز موسیقی ایرانی در نظرسنجی «رادیوی عمومی آمریکا» به‌عنوان یکی از ۵۰ صدای برتر جهان برگزیده شد.
به گزارش پارس توريسم وبه نقل از مجله‌ی موسیقی ملودی نتایج این نظرسنجی که در زمستان سال گذشته و به‌شکل اینترنتی صورت گرفته بود صبح امروز از شبکه‌ی NPR (رادیوی عمومی آمریکا) اعلام شد و استاد شجریان نیز در بین ۵۰ صدای برتر دنیا قرار گرفت.
صداهای انتخاب شده از همه‌ی ژانرهای موسیقی و از کشورهای مختلف هستند و کاربران سایت رادیوی عمومی آمریکا نیز قادر به انتخاب ۵ صدای برگزیده‌ی خود از تمام ژانرهای موسیقی و هنرمندان قدیمی و جدید در موسیقی جهان بودند.

به گزارش پارس توريسم ،گفتنی است نام هنرمندانی چون «فردی مرکوری» (خواننده‌ی گروه راک کویین)، «رابرت پلنت» (خواننده‌ی گروه لدزپلین)، «بیورک» (نابغه‌ی موسیقی از ایسلند) و دانی هاتاوی نیز در این فهرست به‌چشم می‌خورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 11:3  توسط دوستدارشجریان   | 

شجریان به روایت مجید مجیدی ،شهرام ناظری ،مهران مدیری ،محمود دولت آبادی ،نیکی کریمی و....

محمد تاجیک :محمد رضا شجریان استاد موسیقی ایرانی روز اول مهر هفتاد ساله شد .

 به گزارش پارس توریسم ،در گزارش زیر سعی شده است که نظرات مهمترین هنرمندان ایرانی درباره استاد شجریان مهمترین هنرمندان  موسیقی ایران ارائه شود.

 

 /حضور شجریان همه چیز را زیبا می کند/

 مجید مجیدی کار گردان مطرح سینمای ایران چمد سال پیش در گفت وگویی ضمن تحسین از استاد شجریان به خاطر پروژه باغ هنر بم دردیداری بااین استاد مسلم موسیقی گفته بود : حضور شما همه چيز را زيبا مي‌كند

/خلوص نیت آقای شجریان/

 مجيدي در ادامه گفته بود : من با توجه به شناختي كه از هنرمندان دارم از اين حركت به شدت استقبال مي‌كنند
كارگردان فيلمهاي بچه‌هاي آسمان و رنگ خدا نيز با اشاره به اينكه هر حركتي اگر با نيت صحيح انجام شود خداوند خودش ياري رسان خواهد بود گفت: قطعات اين پروژه كه با خلوص نيت آقاي شجريان شروع شده، مسير موفقيت آميزي را طي خواهد كرد.

 

 /شجریان : استثنایی در موسیقی به روایت ناظری/

 شهرام ناظری نیز به تازگی در گفت وگویی با آرت نا به تمجید از استاد شجریان پرداخته . به اعتقاد ناظری :محمد‌رضا شجریان، یک پیشکسوت، یک استاد بزرگ و به حق یک استثنا درموسیقی ایرانی است. شهرام ناظری، خواننده پیشکسوت و نامدار ایران با بیان این مطلب تصریح کرد: ایشان پیشکسوت من و بسیاری از هنرمندان ایران زمین است و بخش بزرگی از هنر ایران زمین به ایشان مدیون است.

 /مدیری و خودکشی به خاطر شجریان /

مهران مدیری نیز از هنرمندانی بوده که همواره شیفته آقای شجریان بوده . خود اوچند سال پیش  در مصاحبه ای با یک روزنامه در پاسخ به سوالی که در باغ مظفر از كارهای «پاپ» فاصله گرفتید و به سمت موسیقی اصیل رفتید؛ عده‌ای می‌گویند دلیل این كار، شیفتگی مدیری به شجریان است؟گفته بود :شیفتگی كه جای خود دارد؛ حاضرم برای شجریان خودكشی كنم!

/نیکی کریمی وشجریان/

نیکی کریمی بازیگر سینمای ایران نیز به تازگی در گفت وگویی به انتقادات روزنامه کیهان از استاد شجریان واکنش نشان داده است .
 نیکی کریمی که با آیدا مصباحی و علیرضا پور سیف در نشریه نسیم هراز گفت وگو کرده در بخشهای پایانی مصاحبه خود به اظهار نظر دراین زمینه پرداخته است .
 متن پرسش و پاسخ نیکی کریمی در بخشهای پایانی این مصاحبه به شرح زیر است :
 سوال :از بین خواننده ها شجریان را دوست دارید درسته ؟
 نیکی کریمی :خیلی دوستش دارم . خودشان هم می دانند....
 سوال :از مقاله کیهان اذیت نشدی ؟کیهان هفته پیش استاد را به یک پیر مرد دوره گرد تشبیه کرده که برای خودش آبرو از این ور اون ور دنیا کسب می کند.واقعا (این اظهار نظر)چه قدر می تواند منصفانه باشد ؟
نیکی کریمی : واقعا غیر منصفانه است یک آدمی یک نظر غیر سطحی داشته به خاطر اینکه همه می دانند ایشان استاد مسلم وبی رقیبی هستند....

 /دولت آبادی وگریه کردن با صدای شجریان/

 محمود دولت آبادی نیز از علاقه مندان شجریان بوده است . او در گفت وگویی با علی اصغر سید آبادی در سال گذشته در اظهاراتی عنوان کرده بود :باورتان می‌شود که شخصا با شنیدن صدای آوازشجریان گریسته‌ام!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 10:53  توسط دوستدارشجریان   | 

یادداشت سید علی میر فتاح درباره ربنای شجریان





سيدعلي ميرفتاح در شرق نوشت - قضيه «ربنا» مي توانست خيلي معقول و متين حل شود و به اين غائله سياسي بي حاصل بدل نشود. تنها اندكي متانت و بردباري و كرامت كافي بود تا اين نواي خوش مناجات، از سفره افطار مردمان جمع نشود. من ادعاي عقل ندارم، اما آنقدر مي دانم كه نبايد با عادت 30، 40 ساله مردمان، آن هم اين عادت نيكو، اين گونه احساسي و سياسي برخورد كرد. توي اين روزگاري كه حقيقتاً صداي خوش و هنرمندانه حكم كيميا دارد و گوش مردمان به آوازهاي ناكوك و بدفرم و انكر آموخته شده، اين تتمه ذوق و سليقه نيكو را نبايد كه دريغ كرد. من كاري به جريان ها و مسائل سياسي آقاي شجريان ندارم، خيلي هم نمي خواهم از اين نظريه هاي مدرن پيروي كنم كه اثر هنري از هنرمند جداست. حتي اگر جدا هم باشد، مي دانيم كه اينجا ايران است و قواعد خاص خودش را دارد و به راحتي نمي توان اثر را از مولفش منتزع دانست. هنرمند در اينجا نه فقط به تاليفش كه به خيلي چيزهاي ديگر هم منضم است و نمي شود كه حساب شعر و موسيقي و نقاشي را از شاعر و آهنگساز و نقاش جدا كرد. با همه اينها معتقدم كه نبايد مردم مان را از لحن داودي و صداي نيكوي شجريان و تك و توك هنرمندي كه باقي مانده اند محروم كرد. محروم كنيم كه بعدش چه بشنوند؟ ياد اين بيت از شيخ اجل مي افتم كه «نفس خروس بگرفت كه نوبتي بخواند/ همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابي»، خاصه كه در اين بيت، منظور از نوبتي، اذان است و غائله اين روزها هم سر همين ربنا و چند بيت از مثنوي شريف مولاناست. با آقاي شجريان مي شود مخالفت يا موافقت كرد و بر سر مواضع سياسي اش با او هم صدا يا مخالف خوان شد. او هم از اين حيث مثل ميليون ها آدم ديگر مي تواند ابراز عقيده كند و درست يا اشتباه نظري را ابراز كند. مي شود او را نقد كرد و در روزنامه ها جوابش را داد، اما نمي شود منكر فضيلتش شد و ارزش كارش را پايين آورد. از حضرت امير(ع) نقل است كه فرمودند «فلاني (امروءالقيس اگر اشتباه نكنم) بهترين شاعر عرب مي بود اگر كه كافر نبود و...» يعني كه حتي فضيلت كافران حربي را هم منكر نمي شدند و آنها را يكسره به كناري نمي نهادند. كفر امرءالقيس به جاي خود محفوظ، ارزش و اعتبار شعر او را كه نمي شود منكر شد؟
    
    به هزار و يك دليل گوش مردمان ما مزبله اصوات كريه شده است. سي دي هاي آن طرف آبي و بعضي اين طرف آبي ها خالي از هر نوع هنر و زيبايي است. انكرالاصوات لصوت الحمير، اين روزها در مورد خيلي ها كه دست به ميكروفن دارند و با دلينگ دلينگ گوش آزار سر و صدا راه مي اندازند مصداق دارد. ما موسيقي بد زياد مي شنويم و زيادي گوشمان را با آنها پر كرده ايم. نسبت امروزي ما با صداي خوش و هنرمندانه، نسبت همان كناسي است كه گذرش به بازار عطاران افتاد. بوي عطر همچنان كه كناس را از پاي درآورد، الحان خوش و اصوات زيبا نيز حوصله مان را سر مي برد و به ستوهمان مي آورد. در اين ميان خدا را شكر هنوز تتمه ذوقي باقي مانده كه فرق ربناي شجريان و اذان موذن زاده اردبيلي را با ربناي هر كس ديگر و اذان هر موذن ديگر مي شناسند و ترجيح مي دهند. اين تتمه ذوق را شما را به خدا خراب نكنيد و نگذاريد تا آن هم در ازدحام دعواي سياسي ضايع شود. ساحت هنر برتر از اين جنگ و جدال هاست. يك چيز ديگر هم هست. هنرمندان را بايد دريافت. با آنها نبايد همان كرد كه با ديگران. باز در سيره رسول الله(ص) و ائمه اطهار(ع) است كه بر شاعران سخت نمي گرفتند و آنها را از خود نمي راندند. حتي اگر شاعري فقط يك كار خوب و خداپسندانه در كارش بود، بزرگان اجر و ارزش آن يك كار را محفوظ مي داشتند و برآن چشم نمي بستند. شجريان بر گردن خيلي از ما حق دارد. ما با صداي ملكوتي او خاطره هاي تلخ و شيرين كم نداريم. يكباره كه نمي شود بابت جرم سياسي، همه اين خاطرات را زدود. بيش از سي و چند سال است كه مردم روزه هاي خود را با «اين دهان بستي دهاني باز شد...» افطار كرده اند. يك شبه كه نمي شود اين عادت را با يك تصميم سياسي خرق كرد. و تازه خرق كنيم كه چه شود؟ چه جايش بشنويم؟ كه جايش بخواند؟ 
    
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 0:44  توسط دوستدارشجریان   | 

مطبوعات لبنان : شجریان سلطان آواز ایرانی است

محمد تاجیک :پس از اجرای موفقیت آمیز کنسرت استاد محمد رضا شجریان در لبنان ،مطبوعات لبنانی با تیترهای جالبی به استقبال از کنسرت این استاد موسیقی ایرانی و گروهش رفته اند . به گزارش پارس توریسم ،گروه موسیقی استاد شچریان چند روز پیش و به مناسبت برگزاری بیست و پنجمین دوره برگزاری جشنواره “ بیت الدین “ در کاخ تاریخی بیت الدین به اجرای برنامه پرداخت . کاخ تاریخی “ بیت الدین “ از جمله شاهکارهای معماری عربی در قرن نوزدهم است که در استان جبل لبنان و در چهل کیلومتری بیروت قرار دارد . روزنامه های لبنان با تیترهایی چون “ بزرگترین خواننده هنر سنتی ایران “ و سلطان آواز ایرانی “ به استقبال کنسرت شجریان رفتند . کنسرتی که تمامی بلیطهای آن به فروش رفته بود وپر از مردم علاقه مند به کنسرت استاد شجریان شده بود . گفتنی است استاد شجریان به همراه گروه شهناز و به سر پرستی استاد مجید درخشانی به دعوت برگزارکنندگان فستیوال بیت الدین، به لبنان رفته بود . فستیوال بیت الدین، از سال 1985 ، تابستان هرسال با شرکت هنرمندان برجسته دنیا در کاخ بیت الدین برگزار می شود. هر ساله حدود پنجاه هزار نفر در کاخ 200 ساله بیت الدین به تماشای برنامه های فستیوال می نشینند. گروه شهناز را در این سفر استاد مجید درخشانی (سرپرست گروه و تار) ، رامین صفایی (سنتور) ، مژگان شجریان (سه تار)، محمدرضا ابراهیمی (عود)، شاهو عندلیبی(نی)، رادمان توکلی (تار)، حمید قنبری (تنبک) ، سامان صمیمی (کمانچه) ، حسین رضایی نیا (دف)، حامد افشاری (شهنواز)، مهرداد ناصحی (صراحی)، کاوه معتمدیان (سبو)، سحر ابراهیم (قانون)، نگار خارکن (صراحی)، جمشید صفرزاده (تندر)، داریوش آذر (شهبانگ) همراهی کرده بودند.
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 22:26  توسط دوستدارشجریان   | 

پیش بینی جالب استاد بنان درباره استاد شجریان در 34 سال پیش/پارس توریسم

روزنامه تهران امروز که در ستون جالبی به بررسی مطالب روزنامه های قدیمی می پردازد درشماره روز شنبه خود مطالب جالبی را درباره پیش بینی استاد بنان درباره استاد شجریان منتشر کرده است . به گزارش پارس توریسم ،تهران امروز نوشت :خبرنگار كيهان در يك مصاحبه اختصاصي از غلامحسين بنان پرسيد از ميان خوانندگان موسيقي سنتي چه كساني را مي‌پسندد. استاد بنان نام چند خواننده را برد اما از محمدرضا شجريان نامي به ميان نياورد. به گزارش پارس توریسم ،تهران امروز درادامه می نویسد :مصاحبه كننده سپس نظر او را درباره اينكه اين روزها مي‌گويند شجريان بنان آينده است پرسيد. بنان گفت: «بله بله... اگر كار كند. اگر كار كند صداي خوبي دارد. توصيه من به اين خواننده جوان اين است كه زير نظر يك استاد تعليم ببيند. نه اينكه هر روز استادش را عوض كند. تعليم آواز غير از تعليم ويولون يا سازهاي ديگر است. آواز را بايد پيش يك استاد قوي با يك سبك به‌خصوص كار كرد. شجريان مدتي با استاد احمد عبادي كار ميكرد. حالا رفته پيش استاد مهرتاش و پس فردا ممكن است استاد ديگري اختيار كند. من اين طور تعليم را نمي‌پسندم.» بنان درباره خواننده‌هايي كه مي‌پسنديد هم گفت: «اگر اين خواننده‌هايي كه نام مي‌برم بازي درنياورند و از اصلشان منفك نشوند به نظر من خواننده‌هاي خوبي هستند. من ايرج را خيلي دوست دارم. صداي آماده‌اي دارد. ايراني هم خوب مي‌خواند. و آنكه بيش از همه دوستش دارم محمود خوانساري است. نه مثل بعضي امروزي‌ها سنت شكني كرده و نه از قبال موسيقي تجارت كرده است. درست مثل من است. حتي يك شاهي از هنرش استفاده مادي نمي‌كند. مخصوصا دلم مي‌خواهد اين را بنويسيد كه اين خواننده هيچ درآمدي ندارد مگر پولي كه ماهيانه بابت چند اجراي برنامه در گل‌ها از راديو تلويزيون مي‌گيرد. او راه خودش را رفته است و موفق بوده است. من تقديرش مي‌كنم. زيرا بدون ادعاست و حرمت موسيقي سنتي را به جاي مي‌آورد.» به گزارش پارس توریسم ،استاد بنان درباره موسقيدانان و آهنگسازان سنتي‌كار گفت:«من در رشته موسيقي ايراني از تجويدي كسي را بالاتر نمي‌بينم. بعد از او جواد معروفي و مهندس همايون خرم آهنگسازان خوبي هستند. ولي خب! تجويدي سليقه خاصي دارد كه واقعا بعد از خالقي و امثال او تاكنون مثل تجويدي ديده نشده است. من چند آهنگ خوب از او خوانده ام و واقعا لذت برده‌ام. اگرچه در زمان حال او هم مثل من دماغش سوخته است. به او ميدان نمي‌دهند.» استاد بنان از فضاي موسيقي سنتي آن روزگار ناراضي بود و در آن مصاحبه از احتمال سرايت آنارشيسم حاكم بر جامعه هنري به فضاي موسيقي سنتي اظهار نگراني كرد. منبع خبر: كيهان، 23 شهريور 1355
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 20:59  توسط دوستدارشجریان   | 

ابهام در برگزاری کنسرت شجریان به روایت سایت پارس توریسم

محمد تاجیک :در حالی که یک خبر گزاری در خبری مدعی شده که محمدرضا شجريان بعداز دو سال، مهرماه سالجاري به مدت هفت شب در تهران و شش شب در شيراز به صحنه مي‌رودبسیاری از علاقه مندان و اهالی موسیقی نسبت به قطعی شدن برگزاری این کنسرت تردید دارند. به گزارش پارس توریسم ،اين استاد آواز، همچنین قرار است 13 و 14 مرداد ماه(چهارم و پنجم آگوست) در يك فستيوال موسيقي در شهر بيروت پايتخت لبنان نيز به اجراي موسيقي مي‌پردازد. خبر گزاری ایلنا که خبر برگزاری کنسرت شجریان را درایران منتشر کرده درادامه خبر خود نوشته : قرار است زمان دقيق اجراي كنسرت استاد آواز ايران در برج ميلاد بعداز دريافت مجوز كنسرت، اعلام شود. به نوشته این خبر گزاری ،همچنين گروه شهناز بعداز 20 مهرماه در شهر شيراز به اجراي برنامه خواهد پرداخت. اما به اعتقاد صاحب نظران ،با توجه به موضع گیری های اخیر استاد شجریان ،بعید به نظر می رسد که برگزاری این کنسرت به تحقق بپیوندد. اظهار نظرهای اخیر آقای شجریان با واکنش تند رسانه ها وشخصیتهای اصولگرا مواجه شده است که آخرین آنها مربوط به اظهار نظرهای حسین شریعتمداری و عزت الله ضرغامی برمی گردد. همچنین استاد شجریان سال گذشته قرار بود که درایران کنسرت بدهد ولی پس از وقایع سال گذشته ،از برگزاری آن منصرف شد. از سویی دیگر حتی پیش از وقایع یکسال اخیر آقای شجریان وگروه موسیقی اش برای برگزاری کنسرت موسیقی با مشکلات وموانع بسیاری روبرو بوده اند . در طول یکی دو دهه اخیر استاد شجریان همواره نسبت به برخوردهای نامناسب با مردم علاقه مند و تشنه موسیقی اعتراض کرده و در برخی مواقع در اعتراض به این برخوردها از برگزاری کنسرت منصرف شده است . بااین وجود باید دید درروزهای آینده چه واکنش هایی به خبر برگزاری کنسرت شجریان صورت خواهد گرفت . شجريان در كنسرت‌هاي آتي خود، قطعات آلبوم «رندان مست» در دستگاه همایون را اجرا مي‌كند. همچنين وي در بخش دوم اجراي خود، تصنیف بی‌همزبان از ساخته‌های خود که روی شعری از جواد آذر در دستگاه ماهور ساخته شده؛ به همراه آواز و تصنیف‌هایی از ساخته‌هاي مجید درخشانی با اشعاری از سعدی، حافظ و مولوی اجرا مي‌كند. بسیاری از نوازندگان گروه شهناز که نام خود را از جلیل شهناز، نوازنده برجسته تار گرفته است، سال‌ها در گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی می‌نواختند. گروه شهناز با همراهی رامین صفایی (سنتور)، مژگان شجریان (سه تار)، محمدرضا ابراهیمی (عود)، عندلیبی و رادمان توکلی (تار)، حمید قنبری (تمبک)، سامان صمیمی (کمانچه)، حسین رضایی‌نیا (دف و دایره)، حامد افشاری (قیچک باس)، مهدی امینی (رباب)، مهرداد ناصحی و کاوه معتمدیان دهکردی (کمانچه)، سحر ابراهیم (قانون)، نگار خارکن (کمانچه)، جمشید صفرزاده (سنتور) و سرپرستی مجید درخشانی (تار) روی صحنه مي‌رود.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 22:28  توسط دوستدارشجریان   | 

استقبال بي سابقه از «رندان مست» شجريان

 


گروه فرهنگي؛ «رندان مست» جديدترين اثر محمدرضا شجريان به همراهي گروه شهناز در نخستين روز انتشار با استقبال بي سابقه مردم مواجه شد. پريروز دومين آلبوم محمدرضا شجريان در سال جاري وارد بازار موسيقي کشور شد. به طور معمول آثار محمدرضا شجريان در بازار فرهنگ کشور از استقبال بالا و فروش موفق برخوردار بوده اما بازتاب خبرهايي که از شجريان در روزهاي پس از انتخابات ميان مردم شکل گرفت، اثر آخر او، «رندان مست» را به آلبومي موفق و بهره مند از فروش بسيار بالا البته نسبت به اثر ماقبل آخر او (آه باران) تبديل کرد. براي آگاهي بيشتر از ماجرا، روز نخست انتشار براي خريد اين آلبوم به يکي از مراکز پخش محصولات فرهنگي نه چندان معروف سري زديم. «قربان، فروش آلبوم جديد استاد امروز چطور بود؟» مسوول فروش که پشت صندوق نشسته بود و تعداد زيادي از «رندان مست» را دم دست خود چيده بود، پس از آنکه باقي حساب را پرداخت کرد، سري بالا کرد و پاسخ را در قالب پرسشي ديگر مطرح کرد؛ «چه اتفاقي افتاده که همه مشتري ها امروز اين سوال را مي پرسند.» توضيح مي دهم که مردم از هفته پيش در دنياي مجازي تصميم گرفتند در حمايت از شجريان سي دي ارژينال «رندان مست» را بخرند. گفتم آنها قصد دارند در يک هفته فروش آلبوم را به مرز يک ميليون نسخه برسانند. با کمي مکث گفت؛ «پس قضيه از اين قرار است.» اين را طوري مي گويد که انگار پيشتر از کسي چنين توضيحي نشنيده بود اما سرنخ هايي هم در ذهن داشت شايد. مي خندد و ادامه مي دهد؛ «بله آقا. کارهاي استاد هميشه پرفروش و موفق بوده اما «رندان مست» به همين دليل هايي که گفتيد موفق تر بود. آن هم در روز نخست.» اين فروشگاه در جاي پر رفت و آمدي نيست. سوال بعدي اين بود؛ «مي شود بگوييد چند نسخه تا الان فروخته ايد؟» حوالي افطار بود. گفت؛

«70 تا شايد هم کمي بيشتر.» پيگيري ادامه مي يابد. تماس با فروشگاهي معروف در ضلع شمال شرقي ميدان انقلاب مي تواند موضوع را بيشتر روشن کند. مي گويد؛ «روز اول بود. مثل هميشه انتظار نداشتيم فروش خارق العاده يي داشته باشد. چون به طور معمول در روزهاي نخست به دليل تبليغ کم و شناخته نشدن آلبوم هاي جديد اين اتفاق مي افتد. اما در روزهاي بعد که مردم از انتشار کارهاي جديد مطلع مي شوند، فروش معمول ادامه مي يابد.» حرف هايش را سمت «رندان مست» مي چرخاند. «درباره اين آلبوم اما از اين صحبت ها نبود. 100 نسخه در همان روز اول فروختيم و خب اين فروش دور از انتظار هميشگي ما بود.» مدير فروش اين مرکز وقتي در برابر اين سوال که «فکر مي کنيد دليل اين فروش موفق چه بوده» قرار مي گيرد، پاسخ مي دهد؛ «حتماً شما بهتر از من مي دانيد که شجريان در روزهاي پس از انتخابات در همراهي با مردم بود و از ضرغامي و صدا و سيما شکايت کرد تا از حق و حقوق قانوني خود دفاع کند. البته حرف هايي دور از انتظار هم در برخي سايت ها و روزنامه ها در تخريب استاد آواز ايران منتشر شد که مي تواند دليل ديگر باشد براي حمايت مردم از او. البته به واسطه کم هزينه خريد سي دي ارژينال شجريان.»و دست آخر مرکز موسيقي معروف تهران هم زنگ مي زنيم. مي گويد؛ «نسبت به «آه باران» فروشي بيشتر داشته اما به طور طبيعي همه کارهاي شجريان فروش قابل ملاحظه يي دارند همواره. مثل «شب، سکوت، کوير». يادتان هست؟» «رندان مست» جديدترين اثر شجريان است که با همراهي گروه شهناز به سرپرستي و آهنگسازي مجيد درخشاني شنبه منتشر شد. در اين اثر که در همايون اجرا شده قطعه ها و تصنيف هايي چون «بيداد»، «چشم ياري»، «باد صبا» و... شنيده مي شود. دل آواز مطابق معمول اين آلبوم را منتشر کرده است. اين استقبال

کم نظير در حالي صورت مي گيرد که مطابق معمول سايت هاي ناشناس در اقدامي که همواره از سوي هنرمندان و اهالي فرهنگ تقبيح شده، «رندان مست» را در نخستين روز انتشار در اينترنت براي دانلود عرضه کرده اند.

گفت وگوي شجريان با دويچه وله

ديروز در سايت دويچه وله گفت و گويي از محمدرضا شجريان منتشر شد او در آن گفت و گو درباره دليل برگزار نشدن کنسرتش در تهران گفت.البته سايت دل آواز مرجع رسمي انتشار اخبار شجريان ها در آخرين ساعات ديروز اين گفت و گو را تکذيب کرد.شجريان که هم اکنون در آلمان به سر مي برد ديروز به ديدار هوشنگ ابتهاج رفت
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 10:33  توسط دوستدارشجریان   | 

به بهانه انتشار آلبوم رندان سرمست

علي‌رنجي‌پور در تهران امروز نوشت : اين روزها بيش از هميشه نام محمدرضا شجريان نقل اخبار است و هر روز صفحه روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها، پر از مطالبي است كه درباره نسبت «استاد» با راديو و تلويزيون نوشته مي‌شوند؛ مطالبي كه اگرچه يك طرفش استاد پرآوازه موسيقي ايراني و كارهاي او است اما هيچ دخلي به موسيقي و هنر و اين حرف‌ها ندارد: شكايت شجريان از صدا و سيما به خاطر پخش بي‌دليل آثارش در كليپ‌هاي سياسي، ترديد در پخش نواي ربنا و مثنوي افشاري، اظهارنظر فلان مدير تلويزيون درباره حق معنوي محمدرضا شجريان بر آثارش و...
در ميانه اين هياهوي خسته‌كننده، خبري متفاوت و بي‌ارتباط به حاشيه‌هاي سياسي بعد از انتخابات، منسوب به محمدرضا شجريان حسابي به دل آدم مي‌چسبد؛ چنانكه وقتي ديروز خبرگزاري‌ها از انتشار آلبومي تازه نوشتند، حسابي خوشحال شديم و دل‌مان خنك شد از اثبات دوباره اينكه سنبه هنر شجريان، بسيار پر زورتر از همه حاشيه‌هاست. آلبوم «رندان‌مست» قرار بود همين روزها منتشر شود، اما همه فراموش كرده بوديم.
پارسال پاييز، محمدرضا شجريان با گروه جواني به نام شهناز روي صحنه رفت. سرپرست گروه شهناز، مجيد درخشاني بود كه كشته مرده كار كردن با گروه‌هاي جوان و اركسترهاي بزرگ ايراني است.‌ اغلب بچه‌هاي گروه هم چهره‌هاي شناخته‌شده‌اي نبودند. اما اعتبار محمدرضا شجريان كفايت مي‌كرد، تا چند شب درخشان پاييزي در آسمان موسيقي تهران رقم بخورد. كنسرت يك كار معمولي و حتي پايين‌تر از معمولي در كارنامه شجريان بود. اين را بيشتر منتقدان هم همان شب‌ها نوشتند، اما كنسرت شهناز، به لطف پرده‌برداري از دو ساز جديد شجريان شرايطي را ايجاد كرد تا صفحات موسيقي مطبوعات، مدت زيادي سوژه‌اي جذاب داشته باشند.
بخش اول كنسرت در دستگاه «همايون» و با يك «پيش‌درآمد» و چند قطعه از ساخته‌هاي مجيد درخشاني شروع شد. «چشم ياري» (ساخته شجريان)، «باد صبا» (از ساخته‌هاي قديمي «حسام‌السلطنه مراد») و «رندان سرمست» (ساخته مجيد درخشاني) از تصنيف‌هاي اين بخش بودند. آلبوم «رندان سرمست» مربوط به همين بخش است كه در طول برگزاري كنسرت، نسبت به بخش دوم در ساخت ملوديك، تنظيم و نحوه اجراي گروه و برتري نسبي داشت. آلبوم «رندان سرمست» هيچ ارتباطي با بخش دوم كنسرت كه در دستگاه شور اجرا شد، ندارد.
به هر حال همه دوستداران موسيقي ناب ايراني، هواداران جديد و قديم محمدرضا شجريان و حتي آنهايي كه دلايل عجيب و غريبي براي خريد آثار هنري دارند، مي‌توانند از امروز بروند كتاب‌فروشي‌ها و مراكز موسيقي و سي‌دي آلبوم رندان سرمست را بخرند و گوش كنند و لذت ببرند. يك جايي يكي نوشته بود، «اگرچه تا به امروز شجريان گوش نداده‌ام، ولي به دلايلي آلبوم رندان سرمست را مي‌خرم و گوش مي‌كنم.» اين هم نوعي ترويج هنر اصيل در ميان جواناني است كه با موسيقي ايراني غريبه‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 13:27  توسط دوستدارشجریان   | 

بر سر گنج او گدایی می‌کند

سیدابوالحسن مختاباد:سازمان صداوسیما همچنان در نوع استفاده از ربّنای استاد شجریان دچار تناقض است و نمی‌داند چه کند. از یک سو نمی‌تواند سخنان مدیر عالی‌رتبه این نهاد (آقای صوفی)، مبنی بر عدم پخش ربّنای شجریان را نادیده بگیرد و از دیگر سو مدیر بخش معارف سازمان می‌گوید: «ربنای استاد شجریان یک اثر متعلق به همه مردم است و ما سعی می‌کنیم به صورت محدود از آن استفاده کنیم»در همین جمله آقای فارسیجانی تناقضی وجود دارد که از نزاع‌های پشت پرده بر سر پخش یا عدم پخش این اثر ملی حکایت می‌کند.

تاکنون کمتر رسانه‌ای را دیده‌ایم که این‌گونه چوب حراج به سرمایه‌های خود بزند و غذایی آماده و مطبوع و مورد طبع همه آدمیان از هر قشر و گروهی که در کوره 30 سال اخیر پخته و پرورده شده است را رها کرده و به سمت آثاری برود که معلوم نیست میزان مخاطبان‌ آن چه کسانی‌اند. شاید برخی‌ از این آثار به لحاظ ساختار موسیقایی قویتر از ربّنای خوانده شده توسط آقای شجریان باشند، اما مشکل این است که ربّنای شجریان را نباید تنها در بعد موسیقایی و فنی آن به تحلیل نشست. این اثر زاویه‌های پیدا و پنهان فراوانی دارد که تک تک مخاطبان از چند نسل با آن زیسته و بزرگ شده‌اند. بسیاری از آنها این اثر، با این صدای خاص و یا اذان مرحوم مؤذن‌زاده را جزو لاینفک سفره افطار خود فرض کرده‌اند و همانند هفت‌سینی که بر سر سفره نوروز می‌گذارند، این اثر را هم ممزوج و مرکب در مراسم افطار می‌دانند.

اگر این‌گونه باشد باید به دست‌اندرکاران صداوسیما توصیه کرد همان بلایی را که قرار است بر سر ربّنا بیاورند و مردم را از شنیدن آن محروم و محدود کنند، بر سر اذان مرحوم مؤذن‌زاده‌اردبیلی هم بیاورند و پخش آن را محدود و مختصر کنند. و یا سرود ‌ای ایران، برخی از آثار استاد نوری که در مناسبت‌های میهنی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد را هم محدود سازند.

اینکه اثری بتواند همانند ربّنای شجریان یا اذان مرحوم مؤذن‌زاده‌اردبیلی اوج بگیرد و چنین در دل‌ها بنشیند تقریباً محال است. این آثار در شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی و حتی رسانه‌ای بسیار خاصی تولید شدند که بازتولید آن شرایط هم محال است. محدودیت رسانه‌ها و نیز فضای شگفت‌انگیز و اخلاقی ابتدای انقلاب که مفاهیم اخلاقی در جان و نهاد آدمیان ریشه دوانیده بود و گذشت و ایثار و شهادت و حرمت به دیگری و راستی و راست‌کرداری سکه رایج و اصیلی بود و نه به مانند امروز بدیل و تقلبی، زیربنای اخلاقی تولید این آثارند. آن دوران دیگر کمتر به دست می‌آید، چرا که اکنون خود صداوسیما به محل اصلی تولیدات سفارشی تبدیل شده است که عمده این آثار تنها یک بار تولید و همان یک بار مصرف می‌شوند. خوب است گروه معارف سازمان صداوسیما کارنامه‌ای از تولیدات یکی، دو سال اخیر خود در زمینه موسیقی مذهبی را منتشر کند و در کنار آن بنویسد که برای این سفارشاتش چه میزان پول و هزینه صرف کرده است و این آثار چه میزان مورد اقبال بوده‌اند؟ ربّنای شجریان بدون هزینه تولید شده است. یعنی استاد چنان‌که در گفت وگویش در کتاب راز مانا عنوان کرده‌اند، این کارها را برای شاگردانشان می‌خوانده‌اند و به همراه ادعیه دیگر (که احتمالاً در آرشیو صداوسیما باید موجود باشد) و به دلیل ذوق و وقت و انرژی‌ای که داشتند، آنها را ثبت و ضبط هم کردند و در نهایت آدم خوش‌ذوق و صاف‌اعتقادی به نام مرحوم صبحدل این کارها را پخش می‌کرد. اکنون نه صبحدلی است که نفس پاک و سیره و اخلاق خوشش و جوشش و اعتقادش و پاک‌نهادی‌اش هنرمندان را به چنین کارهایی وادارد و نه زمانه آن زمانه است که چنین کارهایی تولید شود.

امروز اگر از استاد شجریان بخواهیم همین ربنا را بخواند، قطعاً احساسش متفاوت با آن چیزی است که آن روزها خوانده شد.

به همین دلیل توصیه ما به سازمان صداوسیما همان است که پیش از این هم در یادداشتم آوردم که مدیران صداوسیما به جای لجاجت با مردم و هنرمندان اندکی در خویش تفکر کنند و حداقل همان شیوه‌ای را در پیش گیرند که سلف ‌آنها، دکتر علی لاریجانی در پیش گرفت که به توصیه آقای شجریان عمل کرد و به جز ربّنا و مثنوی افشاری (یا همان مثنوی پیچ) بقیه آثار آقای شجریان را پخش نکرد. سیاسی کردن ربّنا و هر مقوله فرهنگی و هنری می‌تواند بیشترین آسیب را نصیب صداوسیما سازد.

درخواست شجریان یک درخواست حقوقی است که البته در فضایی سیاست‌زده مطرح شد. اما صداوسیما که خود را رسانه‌ای ملی می‌نامد و متأسفانه در این ایام نشان دادکه فقط نام ملی را یدک می‌کشد و نه محتوایش را، می‌تواند از زاویه حقوقی به این پدیده نزدیک شود و در همان مسیر حل و فصلش کند تا اعتبار و شأنش بیش از این تنزل نیابد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 2:0  توسط دوستدارشجریان   |