تبليغاتX
دوستداران استاد شجریان

دوستداران استاد شجریان

این یک وبلاگ جدی درباره فعالیتهای استاد شجریان است

استقبال بي سابقه از «رندان مست» شجريان

 


گروه فرهنگي؛ «رندان مست» جديدترين اثر محمدرضا شجريان به همراهي گروه شهناز در نخستين روز انتشار با استقبال بي سابقه مردم مواجه شد. پريروز دومين آلبوم محمدرضا شجريان در سال جاري وارد بازار موسيقي کشور شد. به طور معمول آثار محمدرضا شجريان در بازار فرهنگ کشور از استقبال بالا و فروش موفق برخوردار بوده اما بازتاب خبرهايي که از شجريان در روزهاي پس از انتخابات ميان مردم شکل گرفت، اثر آخر او، «رندان مست» را به آلبومي موفق و بهره مند از فروش بسيار بالا البته نسبت به اثر ماقبل آخر او (آه باران) تبديل کرد. براي آگاهي بيشتر از ماجرا، روز نخست انتشار براي خريد اين آلبوم به يکي از مراکز پخش محصولات فرهنگي نه چندان معروف سري زديم. «قربان، فروش آلبوم جديد استاد امروز چطور بود؟» مسوول فروش که پشت صندوق نشسته بود و تعداد زيادي از «رندان مست» را دم دست خود چيده بود، پس از آنکه باقي حساب را پرداخت کرد، سري بالا کرد و پاسخ را در قالب پرسشي ديگر مطرح کرد؛ «چه اتفاقي افتاده که همه مشتري ها امروز اين سوال را مي پرسند.» توضيح مي دهم که مردم از هفته پيش در دنياي مجازي تصميم گرفتند در حمايت از شجريان سي دي ارژينال «رندان مست» را بخرند. گفتم آنها قصد دارند در يک هفته فروش آلبوم را به مرز يک ميليون نسخه برسانند. با کمي مکث گفت؛ «پس قضيه از اين قرار است.» اين را طوري مي گويد که انگار پيشتر از کسي چنين توضيحي نشنيده بود اما سرنخ هايي هم در ذهن داشت شايد. مي خندد و ادامه مي دهد؛ «بله آقا. کارهاي استاد هميشه پرفروش و موفق بوده اما «رندان مست» به همين دليل هايي که گفتيد موفق تر بود. آن هم در روز نخست.» اين فروشگاه در جاي پر رفت و آمدي نيست. سوال بعدي اين بود؛ «مي شود بگوييد چند نسخه تا الان فروخته ايد؟» حوالي افطار بود. گفت؛

«70 تا شايد هم کمي بيشتر.» پيگيري ادامه مي يابد. تماس با فروشگاهي معروف در ضلع شمال شرقي ميدان انقلاب مي تواند موضوع را بيشتر روشن کند. مي گويد؛ «روز اول بود. مثل هميشه انتظار نداشتيم فروش خارق العاده يي داشته باشد. چون به طور معمول در روزهاي نخست به دليل تبليغ کم و شناخته نشدن آلبوم هاي جديد اين اتفاق مي افتد. اما در روزهاي بعد که مردم از انتشار کارهاي جديد مطلع مي شوند، فروش معمول ادامه مي يابد.» حرف هايش را سمت «رندان مست» مي چرخاند. «درباره اين آلبوم اما از اين صحبت ها نبود. 100 نسخه در همان روز اول فروختيم و خب اين فروش دور از انتظار هميشگي ما بود.» مدير فروش اين مرکز وقتي در برابر اين سوال که «فکر مي کنيد دليل اين فروش موفق چه بوده» قرار مي گيرد، پاسخ مي دهد؛ «حتماً شما بهتر از من مي دانيد که شجريان در روزهاي پس از انتخابات در همراهي با مردم بود و از ضرغامي و صدا و سيما شکايت کرد تا از حق و حقوق قانوني خود دفاع کند. البته حرف هايي دور از انتظار هم در برخي سايت ها و روزنامه ها در تخريب استاد آواز ايران منتشر شد که مي تواند دليل ديگر باشد براي حمايت مردم از او. البته به واسطه کم هزينه خريد سي دي ارژينال شجريان.»و دست آخر مرکز موسيقي معروف تهران هم زنگ مي زنيم. مي گويد؛ «نسبت به «آه باران» فروشي بيشتر داشته اما به طور طبيعي همه کارهاي شجريان فروش قابل ملاحظه يي دارند همواره. مثل «شب، سکوت، کوير». يادتان هست؟» «رندان مست» جديدترين اثر شجريان است که با همراهي گروه شهناز به سرپرستي و آهنگسازي مجيد درخشاني شنبه منتشر شد. در اين اثر که در همايون اجرا شده قطعه ها و تصنيف هايي چون «بيداد»، «چشم ياري»، «باد صبا» و... شنيده مي شود. دل آواز مطابق معمول اين آلبوم را منتشر کرده است. اين استقبال

کم نظير در حالي صورت مي گيرد که مطابق معمول سايت هاي ناشناس در اقدامي که همواره از سوي هنرمندان و اهالي فرهنگ تقبيح شده، «رندان مست» را در نخستين روز انتشار در اينترنت براي دانلود عرضه کرده اند.

گفت وگوي شجريان با دويچه وله

ديروز در سايت دويچه وله گفت و گويي از محمدرضا شجريان منتشر شد او در آن گفت و گو درباره دليل برگزار نشدن کنسرتش در تهران گفت.البته سايت دل آواز مرجع رسمي انتشار اخبار شجريان ها در آخرين ساعات ديروز اين گفت و گو را تکذيب کرد.شجريان که هم اکنون در آلمان به سر مي برد ديروز به ديدار هوشنگ ابتهاج رفت
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 10:33  توسط دوستدارشجریان   | 

به بهانه انتشار آلبوم رندان سرمست

علي‌رنجي‌پور در تهران امروز نوشت : اين روزها بيش از هميشه نام محمدرضا شجريان نقل اخبار است و هر روز صفحه روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها، پر از مطالبي است كه درباره نسبت «استاد» با راديو و تلويزيون نوشته مي‌شوند؛ مطالبي كه اگرچه يك طرفش استاد پرآوازه موسيقي ايراني و كارهاي او است اما هيچ دخلي به موسيقي و هنر و اين حرف‌ها ندارد: شكايت شجريان از صدا و سيما به خاطر پخش بي‌دليل آثارش در كليپ‌هاي سياسي، ترديد در پخش نواي ربنا و مثنوي افشاري، اظهارنظر فلان مدير تلويزيون درباره حق معنوي محمدرضا شجريان بر آثارش و...
در ميانه اين هياهوي خسته‌كننده، خبري متفاوت و بي‌ارتباط به حاشيه‌هاي سياسي بعد از انتخابات، منسوب به محمدرضا شجريان حسابي به دل آدم مي‌چسبد؛ چنانكه وقتي ديروز خبرگزاري‌ها از انتشار آلبومي تازه نوشتند، حسابي خوشحال شديم و دل‌مان خنك شد از اثبات دوباره اينكه سنبه هنر شجريان، بسيار پر زورتر از همه حاشيه‌هاست. آلبوم «رندان‌مست» قرار بود همين روزها منتشر شود، اما همه فراموش كرده بوديم.
پارسال پاييز، محمدرضا شجريان با گروه جواني به نام شهناز روي صحنه رفت. سرپرست گروه شهناز، مجيد درخشاني بود كه كشته مرده كار كردن با گروه‌هاي جوان و اركسترهاي بزرگ ايراني است.‌ اغلب بچه‌هاي گروه هم چهره‌هاي شناخته‌شده‌اي نبودند. اما اعتبار محمدرضا شجريان كفايت مي‌كرد، تا چند شب درخشان پاييزي در آسمان موسيقي تهران رقم بخورد. كنسرت يك كار معمولي و حتي پايين‌تر از معمولي در كارنامه شجريان بود. اين را بيشتر منتقدان هم همان شب‌ها نوشتند، اما كنسرت شهناز، به لطف پرده‌برداري از دو ساز جديد شجريان شرايطي را ايجاد كرد تا صفحات موسيقي مطبوعات، مدت زيادي سوژه‌اي جذاب داشته باشند.
بخش اول كنسرت در دستگاه «همايون» و با يك «پيش‌درآمد» و چند قطعه از ساخته‌هاي مجيد درخشاني شروع شد. «چشم ياري» (ساخته شجريان)، «باد صبا» (از ساخته‌هاي قديمي «حسام‌السلطنه مراد») و «رندان سرمست» (ساخته مجيد درخشاني) از تصنيف‌هاي اين بخش بودند. آلبوم «رندان سرمست» مربوط به همين بخش است كه در طول برگزاري كنسرت، نسبت به بخش دوم در ساخت ملوديك، تنظيم و نحوه اجراي گروه و برتري نسبي داشت. آلبوم «رندان سرمست» هيچ ارتباطي با بخش دوم كنسرت كه در دستگاه شور اجرا شد، ندارد.
به هر حال همه دوستداران موسيقي ناب ايراني، هواداران جديد و قديم محمدرضا شجريان و حتي آنهايي كه دلايل عجيب و غريبي براي خريد آثار هنري دارند، مي‌توانند از امروز بروند كتاب‌فروشي‌ها و مراكز موسيقي و سي‌دي آلبوم رندان سرمست را بخرند و گوش كنند و لذت ببرند. يك جايي يكي نوشته بود، «اگرچه تا به امروز شجريان گوش نداده‌ام، ولي به دلايلي آلبوم رندان سرمست را مي‌خرم و گوش مي‌كنم.» اين هم نوعي ترويج هنر اصيل در ميان جواناني است كه با موسيقي ايراني غريبه‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 13:27  توسط دوستدارشجریان   | 

بر سر گنج او گدایی می‌کند

سیدابوالحسن مختاباد:سازمان صداوسیما همچنان در نوع استفاده از ربّنای استاد شجریان دچار تناقض است و نمی‌داند چه کند. از یک سو نمی‌تواند سخنان مدیر عالی‌رتبه این نهاد (آقای صوفی)، مبنی بر عدم پخش ربّنای شجریان را نادیده بگیرد و از دیگر سو مدیر بخش معارف سازمان می‌گوید: «ربنای استاد شجریان یک اثر متعلق به همه مردم است و ما سعی می‌کنیم به صورت محدود از آن استفاده کنیم»در همین جمله آقای فارسیجانی تناقضی وجود دارد که از نزاع‌های پشت پرده بر سر پخش یا عدم پخش این اثر ملی حکایت می‌کند.

تاکنون کمتر رسانه‌ای را دیده‌ایم که این‌گونه چوب حراج به سرمایه‌های خود بزند و غذایی آماده و مطبوع و مورد طبع همه آدمیان از هر قشر و گروهی که در کوره 30 سال اخیر پخته و پرورده شده است را رها کرده و به سمت آثاری برود که معلوم نیست میزان مخاطبان‌ آن چه کسانی‌اند. شاید برخی‌ از این آثار به لحاظ ساختار موسیقایی قویتر از ربّنای خوانده شده توسط آقای شجریان باشند، اما مشکل این است که ربّنای شجریان را نباید تنها در بعد موسیقایی و فنی آن به تحلیل نشست. این اثر زاویه‌های پیدا و پنهان فراوانی دارد که تک تک مخاطبان از چند نسل با آن زیسته و بزرگ شده‌اند. بسیاری از آنها این اثر، با این صدای خاص و یا اذان مرحوم مؤذن‌زاده را جزو لاینفک سفره افطار خود فرض کرده‌اند و همانند هفت‌سینی که بر سر سفره نوروز می‌گذارند، این اثر را هم ممزوج و مرکب در مراسم افطار می‌دانند.

اگر این‌گونه باشد باید به دست‌اندرکاران صداوسیما توصیه کرد همان بلایی را که قرار است بر سر ربّنا بیاورند و مردم را از شنیدن آن محروم و محدود کنند، بر سر اذان مرحوم مؤذن‌زاده‌اردبیلی هم بیاورند و پخش آن را محدود و مختصر کنند. و یا سرود ‌ای ایران، برخی از آثار استاد نوری که در مناسبت‌های میهنی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد را هم محدود سازند.

اینکه اثری بتواند همانند ربّنای شجریان یا اذان مرحوم مؤذن‌زاده‌اردبیلی اوج بگیرد و چنین در دل‌ها بنشیند تقریباً محال است. این آثار در شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی و حتی رسانه‌ای بسیار خاصی تولید شدند که بازتولید آن شرایط هم محال است. محدودیت رسانه‌ها و نیز فضای شگفت‌انگیز و اخلاقی ابتدای انقلاب که مفاهیم اخلاقی در جان و نهاد آدمیان ریشه دوانیده بود و گذشت و ایثار و شهادت و حرمت به دیگری و راستی و راست‌کرداری سکه رایج و اصیلی بود و نه به مانند امروز بدیل و تقلبی، زیربنای اخلاقی تولید این آثارند. آن دوران دیگر کمتر به دست می‌آید، چرا که اکنون خود صداوسیما به محل اصلی تولیدات سفارشی تبدیل شده است که عمده این آثار تنها یک بار تولید و همان یک بار مصرف می‌شوند. خوب است گروه معارف سازمان صداوسیما کارنامه‌ای از تولیدات یکی، دو سال اخیر خود در زمینه موسیقی مذهبی را منتشر کند و در کنار آن بنویسد که برای این سفارشاتش چه میزان پول و هزینه صرف کرده است و این آثار چه میزان مورد اقبال بوده‌اند؟ ربّنای شجریان بدون هزینه تولید شده است. یعنی استاد چنان‌که در گفت وگویش در کتاب راز مانا عنوان کرده‌اند، این کارها را برای شاگردانشان می‌خوانده‌اند و به همراه ادعیه دیگر (که احتمالاً در آرشیو صداوسیما باید موجود باشد) و به دلیل ذوق و وقت و انرژی‌ای که داشتند، آنها را ثبت و ضبط هم کردند و در نهایت آدم خوش‌ذوق و صاف‌اعتقادی به نام مرحوم صبحدل این کارها را پخش می‌کرد. اکنون نه صبحدلی است که نفس پاک و سیره و اخلاق خوشش و جوشش و اعتقادش و پاک‌نهادی‌اش هنرمندان را به چنین کارهایی وادارد و نه زمانه آن زمانه است که چنین کارهایی تولید شود.

امروز اگر از استاد شجریان بخواهیم همین ربنا را بخواند، قطعاً احساسش متفاوت با آن چیزی است که آن روزها خوانده شد.

به همین دلیل توصیه ما به سازمان صداوسیما همان است که پیش از این هم در یادداشتم آوردم که مدیران صداوسیما به جای لجاجت با مردم و هنرمندان اندکی در خویش تفکر کنند و حداقل همان شیوه‌ای را در پیش گیرند که سلف ‌آنها، دکتر علی لاریجانی در پیش گرفت که به توصیه آقای شجریان عمل کرد و به جز ربّنا و مثنوی افشاری (یا همان مثنوی پیچ) بقیه آثار آقای شجریان را پخش نکرد. سیاسی کردن ربّنا و هر مقوله فرهنگی و هنری می‌تواند بیشترین آسیب را نصیب صداوسیما سازد.

درخواست شجریان یک درخواست حقوقی است که البته در فضایی سیاست‌زده مطرح شد. اما صداوسیما که خود را رسانه‌ای ملی می‌نامد و متأسفانه در این ایام نشان دادکه فقط نام ملی را یدک می‌کشد و نه محتوایش را، می‌تواند از زاویه حقوقی به این پدیده نزدیک شود و در همان مسیر حل و فصلش کند تا اعتبار و شأنش بیش از این تنزل نیابد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 2:0  توسط دوستدارشجریان   | 

مجيد درخشاني : طبيعي است كه نتوانيم جواب آواز شجريان را بدهيم /سما بابایی

صرف‌نظر از بررسي سطح كيفي گروه «شهناز»، قرار گرفتن نام «محمدرضا شجريان» در كنار اين تعداد نوازنده جوان، از همان ابتدا تعجب بسياري را برانگيخت و اين سوال را به وجود آورد كه ايشان چطور از گروه اساتيد و آوا، به شهناز رسيده است.
از همان ابتدا، تمام اين مسائل براي گروه و به خصوص براي من قابل پيش‌بيني بود، اما فراموش نكنيد كه استاد شجريان، در كار و انتخاب گروه بسيار تيزهوش هستند. با نگاهي به كارنامه هنري او هم مي‌توان اين مساله را فهميد. زماني كه ايشان فعاليت با «چاووش» را انتخاب كردند، گروه‌هاي بسياري فعاليت مي‌كردند كه خيلي‌هاشان، صاحب چهره‌هاي نامدارتري از نوازندگان شيدا و عارف بودند كه در آن زمان بسيار جوان محسوب مي‌شدند. به اينها بايد گزيده كاري ايشان را هم اضافه كرد. بنابراين مطمئن باشيد كه كارهايي هم كه توسط اين گروه منتشر مي‌شود، قدرت ماندگاري بسياري دارد. از طرفي اركستر عامل اجراي چيزهايي است كه آهنگساز مي‌خواهد و اگر نوازندگان حس و حال موجود در يك اثر را درك كنند، بسياري از مسير طي شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 0:43  توسط دوستدارشجریان   | 

آواز «شجريان» فردا در آلمان مي‌پيچد

همايون شجريان» به همراه گروه دستان فردا در مونيخ به روي صحنه مي‌رود.به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در ادامه تور بهاره گروه دستان و همايون شجريان در اروپا، اين گروه فردا در مونيخ به روي صحنه مي‌رود.اين كنسرتها كه از 28 فروردين آغاز شده فردا در مونيخ ادامه مي‌يابد. اين گروه بعد از اين اجرا 6 ارديبهشت در وين، 18 ارديبهشت در واشنگتن،20 ارديبهشت در آتلانتا،25 ارديبهشت در مينسوتا،26 ارديبهشت در شيكاگو،27 ارديبهشت در دالاس ،1 خرداد در ساكرامنتو،2 خرداد در لس آنجلس، 3 خرداد در سن خوزه،8 خرداد در سياتل،10 خرداد در ونكور،15 خرداد در مونترال،16 خرداد در تورنتو و 17 خرداد در اوتاوا به اجرا مي‌پردازد.به گزارش فارس، در اين كنسرت‌ها گروه دستان در دو بخش با عنوان قيژك كولي و خورشيد آرزو قطعاتي از ساخته‌هاي حميد متبسم و سعيد فرجپوري را اجرا مي‌كنند.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 12:19  توسط دوستدارشجریان   | 

گفت‌وگوي منتشر نشده علي تابش با زنده‌ياد محمودي خوانساري/ شجريان طلبگي مي‌كند

 

اين مصاحبه حدود سال‌هاي 1352 در برنامه هنر و خانواده يا هنر براي مردم، به تهيه‌کنندگي علي تابش تهيه شده است. در اين برنامه که هر هفته تهيه مي‌شد، تابش يکي از موسيقي‌دانان شاخص را به برنامه دعوت و با وي به گفت‌وگويي قريب نيم ساعت دست مي‌زد. آقايان ناصر مسعودي، نريمان، خالدي، فرهنگ شريف و از جمله محمودي خوانساري از آن دست موسيقي‌داناني بودند که در اين برنامه شرکت کردند. يکبار در حين گفت‌وگو ناصر مسعودي به تابش گفت: آقا اين سوالات چيه از ما مي‌کني! اين ماهستيم که بايد با تو مصاحبه کنيم؛ خودت داراي مقام بالايي در فرهنگ ما هستي. تابش در تلويزيون و راديو مردي همه فن حريف بود. در سال 1340 به همراه پرويز خطيبي تصميم گرفت، يک برنامه نيم ساعته کمدي ـ انتقادي به نام «تک مضراب» در تلويزيون ايران اجرا کند. از سال‌هاي 1354 به بعد از تابش خبري نبود. سال‌ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي که شما و راديو به مديريت منوچهر نوذري به شکل ديگري ادامه پيدا کرد، وي همکاري‌هايي داشت. علي تابش در 14 آبان 1376 وفات يافت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

برخي از آوازها که براي هزارمين بار توسط يک شنونده موسيقي اصيل هم گوش داده مي‌شوند، گويا باز هم کم شنيده شده است. محمودي جان، خيلي از شما متشکرم که توانستي اين همه در موسيقي ما تاثيرگذار باشي.
علي جان واقعا از اين همه محبت، من را شرمنده مي‌کني. مجالي نمي‌دهي که من از شرمندگي‌ات در بياييم.
براي شروع بحث اجازه بده بپرسم نسبت به همكارانت چه حسي داري؟ كارشان را چگونه مي‌بيني و چه خواننده‌اي را از همه بيشتر دوست داري!
من سال 1335 يکي از برخوردهاي قشنگم برخورد با داريوش رفيعي بود. من عاشق اين مرد بوده و هستم. الان هم نوارهايي از اين خواننده دارم که در خلوتم اگر خواسته باشم گوش کنم و حالي داشته باشم آن نوارهاست. ولي البته من آواز آقاي اديب خوانساري و بنان را خيلي دوست دارم. اينکه استاد نمي‌گويم به اين دليلي است که کلمه استاد در جامعه ما خيلي پيش پا افتاده است به همين خاطر، به گفتن هنرمندان بزرگ و آقا کفايت مي‌کنم. بجاست که از آقاي قوامي هم يادي بکنم. کارهاي قديمي آقاي گلپايگاني را هم گوش مي‌کنم. اين هم اضافه کنم که شجريان خواننده زحمت کشيده‌اي است. شجريان خيلي زحمت کشيده است. چون طلبه است. مثل خود من که طلبه هستم و طلبه خواهم ماند و هيچ‌وقت هم ادعايي نداشتم. و هر چقدر پيش رفتم، ديدم هنر و آواز عجب دريايي بيکران است و هنوز هم مي‌بينم که چقدر فاصله دارم. به قول مرحوم تهراني مي‌بينم که چقدر لنگي دارم.
همانطور که گفتي هرکسي در رشته خودش طلبه باشد و برود دنبالش و ببيند که اينجا آخر خط نيست، اما اگر کسي اينجور فکر نکند...
-ديگر اينجا مرگ است. به مرگ هنري رسيده است.
آيا براي کار هنريت سفري به خارج از کشور هم داشته‌اي؟
بله خوشبختانه. شايد 3 – 4 سال پيش (يعني سال‌هاي 1348) با يک اکيپ هنري که شايد اين سفر کمتر اتفاق بيفتد، به انگلستان رفتيم. در اين سفر هنرمندان گرامي علي تجويدي، حبيب‌الله بديعي و چند خواننده بودند. چقدر سفر موفقيت‌آميزي بود. البته به لندن و بروکسل رفتيم. خاطره اين سفر را هيچ‌وقت فراموش نمي‌کنم.
محمودي عزيز در اين سال‌هاي متمادي در کار هنريت، قطعا مردم هنردوست ما، هنر ويژه تو را ارج نهاده‌اند. آيا روابطت با مردم را حفظ كرده‌اي.
انسان‌هايي که با هنر سروکار دارند، خيلي بيشتر با مردم ارتباط برقرار مي‌كنند. ولي يک خاطره‌اي دارم که مي‌تواند پاسخ شما هم باشد. حدود سال 1340 بود که به همراه يکي از دوستان و خانوده به شمال رفتيم. فکر مي‌کنم به نوشهر رفتيم. به جاي اينکه به هتل برويم، گشتيم و دو اتاق از يک پيرمرد و يک پيرزن گرفتيم. پيرمرد خيلي چهره روحاني داشت. من فکر کردم اگر اين پيرمرد بفهمد که من از خوانندگان گل‌ها هستم و آواز مي‌خوانم، شايد خوشش نياد. بهتر است که ما سروصدايش را در نياوريم. نگو از دوستمان پرسيد که اين آقا کي هست که گفت ايشان آقاي محمودي خوانساري هستند؛ خواننده گل‌ها، گل‌هاي جاويدان است (من از اين موضوع خبر نداشتم). چند روز که ما آنجا بوديم، خيلي به ما خدمت کرد و همين که مي‌خواستيم برويم، پيرمرد آمد و يک دسته گل برايمان آورد و به من گفت (محمودي با لهجه گيلکي تقليد صداي پيرمرد را در مي‌آورد) آقاي خوانساري ما گل‌ها را به تو داديم، تو جاويدان را به ما ندادي. من هم بهش گفتم الان جاويدان را به تو مي‌دهم. صورتم را به سمت دريا کردم و به قول خودش نيم ساعت جاويدان خواندم؛ بدون ساز و به طور بداهه به قدري صدا شفاف و خوب شده بود که هيچ وقت يادم نمي‌رود. مي‌دانيد که شمال چون مرطوب است، تأثير زيادي در صدا مي‌گذارد. صدا مثل ناقوس شده بود. اين پيرمرد اشک از چشماش سرازير شد که من هم گريه‌ام گرفت. اصلا تعجب کردم که چنين آدمي گل‌ها را مي‌شناسد و بگويد گل‌هاي جاويدان!
محمودي جان اين پيرمرد، نماينده 35 ميليون ايراني است که با توجه به عشقشان به موسيقي ايراني، صداي تو را دوست دارند و شکرگزار اين صدا هستند. براي آخرين سوال به ما بگو كه کدام آوازت را بيشتر از همه دوست داري!
والله شما خودتان بهتر مي‌دانيد که من همه کارهايم را دوست دارم اما از همه بيشتر همان سه‌گاه معروف که در برگ سبز شماره 165 است. به خصوص قسمت مخالف سه‌گاه را خيلي دوست دارم. آنجا که مي‌گويد: گر تو از پرده برون آيي، رخ بنمايي / پرده در کار همه پرده‌نشينان بدري. اين آواز را آقاي بديعي با من همراهي کردند. به عقيده من بديعي يکي از بهترين جواب آوازهاي خود را داده است. خود بديعي هم اين نوار را خيلي دوست دارد.
خب محمودي جان اگر حاضري برويم در حوزه خانواده، برويم ببينيم محمودي عزيز ما ازدواج کرده است !
من فکر مي‌کنم يک هنرمند به ويژه هنرمندي که با موسيقي سروکار داشته باشد، اگر ازدواج کند، ازدواج دوم وي خواهد بود. چون هنرمند قبلا با هنرش ازدواج کرده است. ولي اگر خواست ازدواجي کند، ديگر اين ازدواج دوم وي است. ولي من مي‌خواهم بگويم خوشبختانه يا متأسفانه هنوز تأهل اختيار نکردم. دليل اصلي آن، اين است که مادرم احتياج به يک همراه دارد. چون مادرم کسي است که مشوق آواز من است و وجود مادرم مانع از نشستن من بر سر سفره عقد بوده است.
من فکر مي‌کنم مادر شما خيلي علاقه‌مند است که نوه خود را ببيند!
بله! ولي ديگر برادران من اين کار را کردند!
چندتا برادر داري!
سه برادر دارم و دو خواهر. يکي از خواهران از همه ما بزرگتر هستند.
اينطور که همه مي‌دانند يک هنرمند يک قلب خيلي رئوفي و احساسي دارد. آيا تا به حال نشده که دلت براي عشقي بلرزد!
خيلي سوال قشنگي کردي. پر واضح است که بله. من فکر مي‌کنم اگر نلرزد آن دل، دل نيست. آن صدايي که از اعماق وجود آدم سرچشمه گرفته، سرچشمه‌اش عشق است و آن هم عشق مجازي است. تا آن نباشد، آن عشق ازلي و آن عشق عرفاني وجود نخواهد داشت. مسلم است که قلب من خيلي لرزيده است. يکبار پيش دکتري رفتم که دکتر به من گفت که چرا آنقدر عاشق مي‌شوي!
با توجه به اينکه جديدا کم کار شدي، مي‌خواهم بگويم محمودي جان ما به اين اجتماع مديونيم. مبادا روزي از کار هنري دست بشويي و قهر کني. هنرت خيلي ارزنده است، مبادا به هيچ بگيري! مردم از تو انتظار دارند.
علي جان من همين جا به مردم قول مي‌دهم که در آينده برخلاف گذشته بيشتر کار کنم. چون واقعا ما به اين اجتماع مديونيم.
علي نگهدارت باشد محمودي جان
علي و جدم رسول‌الله نگه‌دار همه شما عزيزان باشد.

اعتماد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 8:42  توسط دوستدارشجریان   | 

گزارشی از نشست استاد شجریان

 محمدرضا شجريان در حالي برنامه‌هاي سال 88 را تشريح كرد كه سازهاي جديدش را براي خبرنگاران رونمايي كرد و گفت: به نوازندگان و سازندگان ساز توصيه مي‌كنم كه در عين حفظ اصالت در سنت‌ها خود را گرفتار نكنند.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران ( ايسنا )، در نخستين نشست خبري محمدرضا شجريان استاد آواز ايران و گروه «شهناز» در سال جاري كه صبح امروز ـ 22 فروردين ماه ـ در موسسه‌دل‌آواز» برگزار شده بود، ابتدا مزدا انصاري تنظيم‌كننده‌ي آلبوم «آه باران» گفت:‌ ساخت و تنظيم اين اثر هفت سال به طول انجاميد و ساخت آن از زمان فوت مرحوم مشيري شروع شد و زماني كه استاد شجريان با همراهي سه‌تار حسين عليزاده قطعه «آه باران» را اجرا كردند، پيشنهاد اجراي اركسترال اين اثر را همراه با بازنگري مجدد به ايشان دادند و نهايتا با علاقه‌اي كه شخصا به موسيقي «گل‌ها» داشتم، تصميم گرفتيم كه در كنار اين قطعه در يك مجموعه قطعات قديمي‌ همچون «نواي ني» از ساخته‌هاي مرتضي محجوبي و «ديدي‌ اي مه»‌ از ساخته‌هاي حسين ياحقي را بازسازي كنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:0  توسط دوستدارشجریان   | 

آلبوم تازه شجريان با تار فرهنگ شريف

آلبوم تازه محمد رضا شجريان در فضاي موسيقي گل‌ها و با آهنگسازي هرمز انصاري و تار فرهنگ شريف 22 فروردين به بازار موسيقي عرضه خواهد شد.

به گزارش  دل آواز، سايت اختصاصي محمد رضا شجريان، اين آلبوم كه «‌آه باران» نام دارد، مجموعه‌ایست که در فرم و فضای موسیقی گلها تنظیم و به یاد بزرگان، حسین یاحقی، ‌مرتضی محجوبی، رهی معیری و بنان ساخته شده است.

آلبوم آه باران شامل 7 قسمت درمایة دشتی است که چهار قطعة آن بصورت ارکسترال، دو قطعه بصورت ساز و آواز همراه پیانوی فخری ملک‌پور و تار فرهنگ شریف بر اشعار حافظ و عطار بوده و یک قطعه آن چهار مضراب تار به همراه تنبک همایون شجریان است.

تصانیف این آلبوم عبارتند از: "دیدی ای مه" با آهنگسازی حسین یاحقی بر ترانة رهی معیری، "نوای نی" با آهنگسازی مرتضی محجوبی بر ترانة رهی معیری و "آه باران" با آهنگسازی محمدرضا شجریان بر روی شعری از فریدون مشیری.

تنظیم کلیه قطعات و همچنین ساخت مقدمة دشتی را مزدا انصاری انجام داده است.

در این مجموعه علاوه بر فرهنگ شريف و فخري ملك‌پور و همايون شجريان هنرمنداني چون ارسلان کامکار (ویلن)، علی رحیمیان (ویلن)، علی جعفری پویان (ویلن)، سینا جهان‌آبادی (ویلن)،میثم مروستی (ویولا)، سهراب برهمندی (ویولا)، کریم قربانی (ویلنسل)، ناصررحیمی (فلوت)، ایمان جعفری پویان کلارینت و علي رزمي با تار نوازندگي كرده‌اند
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:50  توسط دوستدارشجریان   | 

تصویری جالب از استاد محمد‌رضا شجریان در آغوش پدر

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 16:55  توسط دوستدارشجریان   | 

دعاي «ربنا» با صداي استاد شجريان در فهرست ميراث معنوي ثبت مي‌شود

پس از ثبت اذان موذن‌زاده اردبيلي، دعاي «ربنا» با صداي استاد شجريان در فهرست ميراث معنوي به ثبت مي‌رسد.

مدير كل دفتر ثبت آثار تاريخي، فرهنگي و طبيعي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با اعلام اين مطلب به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي ثبت اذان موذن‌زاده اردبيلي در فهرست ميراث معنوي، بيان كرد: اكنون بيش از از 50 سال از قرائت اين اذان توسط مرحوم موذن‌زاده اردبيلي مي‌گذارد و اين اذان در ميان مردم در شمار سنت‌هاست.

حسينعلي وكيل ادامه داد: اين اذان در رديف موسيقي‌هاي سنتي ايران خوانده شده است و يكي از اذان‌هاي منحصربه‌فرد به‌شمار مي‌رود.

او درباره‌ي اولويت‌هاي ثبت ميراث معنوي در سطح ملي، گفت: آثار زيادي از استان‌هاي مختلف به دفتر ثبت آثار مي‌رسند كه در برنامه‌هاي آينده دعاي «ربنا» با صداي استاد محمدرضا شجريان و و تعزيه در اولويت قرار دارند.

او گفت: پيش از اين نيز نوروز، آيين‌هاي رمضان، آيين‌هاي نيمه‌ي شعبان، آيين‌هاي روز قدس و رديف‌هاي موسيقي سنتي در فهرست ميراث معنوي كشور به ثبت رسيده‌اند.

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 10:36  توسط دوستدارشجریان   | 

تور موسيقي شجريان شروع خوبي را در كانادا پشت سر گذاشت؛


تمجيد مطبوعات كانادايي از استاد آواز ايران


اعتماد ملي: تور موسيقي محمدرضا شجريان و اعضاي گروه <آوا> با پشت سر گذاشتن اجراهاي خود در كانادا از روز شنبه 10 مي 211 ارديبهشت) در آمريكا آغاز شد. اين در حالي است كه اجراهاي شجريان و گروهش در كانادا با استقبال خوب مردم و رسانه‌هاي اين كشور همراه بود و روزنامه‌هاي كانادايي از جمله ونكوور سان، پرونيس و استريت نقدهاي مثبتي بر اين اجراها نوشتند. <پرونيس> با انتخاب تيتر <بازگشت بهترين آوازخوان ايران> به شجريان لقب پاواراتي ايران را داده است. تحليلگر اين روزنامه معتقد است هرگونه بحث و بررسي روي موسيقي سنتي ايران بدون توجه به جايگاه محمدرضا شجريان كاري عبث خواهد بود. در اين گزارش جمله‌اي به نقل از حسين بهروزي‌نيا (از اعضاي گروه آوا) آمده كه گفته است: <به عقيده من محمدرضا شجريان بزرگ‌ترين خواننده زنده ايران است.

او استاد دو وجه غالب موسيقي در ايران است و بهترين اشعار فارسي را با احساس و قدرت فراوان تفسير كرده است.> در طي اين گزارش به افتخارات جهاني شجريان از جمله نامزدي در رقابت‌هاي گرمي 2005 و همچنين دريافت جايزه پيكاسو در سال 2006 اشاره شده است.

همچنين <ونكوور سان> در ابتداي گزارش خود كه لويد ديك آن را نوشته، جمله‌اي از واشنگتن‌پست درباره شجريان نقل كرد. به اين مضمون كه <مخاطبان كنسرت‌‌هاي شجريان قبل از اينكه او به اجراي قطعات بپردازد 3 بار به احترامش بلند شده‌اند. اين حاكي از آن است كه چهره‌اي معروف‌تر از اين خواننده در موسيقي ايران وجود ندارد. همچنين به گزارش اين روزنامه، برگزاركنندگان تور شجريان در كانادا (كاراوان ورلد ريتمز، كلوپ ايراني ‌UBC و مركز هنري نوا) برنامه نمايش دو فيلم را هم ترتيب داده‌اند. فيلم اول، <صداي ايران: محمدرضا شجريان> نام دارد كه در سال 2002 طي تور موسيقي او در اروپا توسط كريستين براد تومسن ساخته شده است. فيلم دوم، <سنتوري> ساخته داريوش مهرجويي است. اين دو فيلم به ترتيب روزهاي 12 و 13 ماه مي (امروز و فردا) در تئاتر وان‌سيتي روي پرده مي‌روند.

همچنين از ديگر بازخوردهاي كنسرت شجريان در كانادا مي‌توان به گزارش تحليلي روزنامه <استريت> اشاره كرد كه اين برنامه را هديه معنوي شجريان به مردم كانادا خوانده است.

لا‌زم به ذكر است كه بعد از اولين اجراهاي شجريان در آمريكا (در روزهاي 21 و 22 ارديبهشت)، او و گروه <آوا> در تاريخ 16 مي 277 ارديبهشت) در سالن دانشگاه ساكرامنتو (كاليفرنيا) روي صحنه مي‌رود. ديگر مقصدهاي اين گروه در آمريكا به اين ترتيب است: تالا‌ر كين، دانشگاه واشنگتن (روز 17 مي برابر با 28 ارديبهشت)، تالا‌ر مدرسه اورلا‌ندو المپيا (جمعه 23 مي، سوم خرداد)، تالا‌ر دانشگاه شيكاگوي شمال‌شرقي (شنبه 24 مي، چهارم خرداد)، مركز هنرهاي دانشگاه جورج ميسون (جمعه 30 مي، دهم خرداد)، سالن تئاتر آتلا‌نتا (شنبه 31 مي، 11 خرداد)، تالا‌ر نيويورك (پنجنشبه پنجم ژوئن، 16 خرداد.) همچنين طبق اعلا‌م قبلي، تاريخ آخرين كنسرت شجريان در تالا‌ر روي تامسون تورنتو و در تاريخ ششم ژوئن 177 خرداد) اعلا‌م شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:26  توسط دوستدارشجریان   | 

آقای شجریان ! لطفا منتظر بمانید .... ( ادامه افتضاحی به نام فروش اینترنتی )-رازنو

 

آقای شجریان ، احتمالا تصویر زیر را شما تاکنون ندیده اید اما علاقمندان موسیقی بویژه علاقمندان شما ، امروز به کرات و برای ساعت ها این تصویر را دیده اند !

shajarian 1.jpg 
سیامک قاسمی :خطاب من به آقای شجریان است ، چون غیر از ایشان کسان دیگری را که این شاهکار یا همان افتضاح را به بار آورده اند نمی شناسم و دیگر آنکه همه ی این بی حرمتی ها و افتضاح ها متاسفانه به نام آقای شجریان نوشته می شود ، همانطور که کنسرت به نام استاد گفته می شود !

می گویم افتضاح چون نمی دانم چه واژه دیگری جایگزین این سوء مدیریت و سوء تدبیر می شود ! با همه آنچه که دیروز به نزدیک به بیست و یک هزار نفر از علاقمندان شما گذشت و با همه وعده و وعید ها و اس ام اس هایی که فروش اینترنتی از امروز آغاز می شود ، باز هم همان آش و همان کاسه و اینبار در یک مرحله جلوتر و در سایت بانک سامان و هنگام ورود اطلاعات کارتهای خرید ، سایت بانک سامان هم همان بلای سایت دل آواز به سرش آمد !

و اگر هم امکان ورود به صفحه Card Service بانک سامان میسر می شد ، امکان تایید مشخصات کارت خود را نداشتیم ....

shajarian%202.jpg

اما آقای شجریان ! افسوس از این می خورم که آنچه که در این میان به هیچ گرفته می شوند مردم هستند ! تصور می کنم زیستن و تنفس در مملکتی که حکمرانانش مردم را به هیچ هم نمی گیرند ، بر روی همه ما اثر کرده است . آن از کنسرت محمد رضا لطفی که نزدیک به پانزده هزار نفر از مردم را در سه شب با کم هنری و ساده انگاری خود به هیچ گرفت و حال نوبت به شما و آنهایی که در اطراف شما هستند که با وعده مقابله با بازار سیاه مردم را به هیچ هیچ می گیرند !

مردمی که با فرض امکان تهیه حداکثر سه بلیط با هر کارت خرید و با فرض ظرفیت بیست و یک هزارنفری تالار وزارت کشور برای شش شب کنسرت شما ، در مجموع نزدیک به هفتصد میلیون تومان صرف خرید کارت های خرید صد هزار تومانی بانک سامان کرده اند !

و شاید به نوعی در این میان شما هم دچار یک خطای استراتژیک شده اید ، چون برنده این افتضاح قطعا نه مردم و علاقمندان موسیقی هستند و نه شما ، بلکه برنده بانک سامان است که توانست با استفاده از محبوبیت شما به فروشی باورنکردنی در کارتهای خرید خود برسد ! به همین سادگی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 6:55  توسط دوستدارشجریان   | 

بلیت های کنسرت شجریان تمام شد

سایت دل آواز دقایقی پیش اعلام کرد که تمامی بلیت های کنسرت گروه آوا به خوانندگی محمدرضاشجریان به اتمام رسیده است.

به گزارش خبرنگار مهر ، مسئولان فروش بلیت کنسرت شجریان اعلام کردند که بیش از 19هزار بلیت به فاصله یک ساعت به فروش رفته است.

سایت دل آواز با اعلام این خبر برای آن دسته از متقاضیانی که موفق به رزرو بلیت نشده اند ابراز امیدواری کرده است تا در برنامه های آتی موفق به تهیه بلیت و حضور درکنسرت شوند.

تماس پی در پی متقاضیان با موسسه دل آواز،خانه موسیقی و برخی رسانه ها یرای اطلاع یافتن ازچگونگی دریافت بلیت در این روزها و نگرفتن پاسخ مناسب، موجبات دلخوری وتکدرخاطربسیاری ازعلاقه مندان صدای استاد شجریان را پدید آورده است .

بر اساس اطلاعیه مذکور، نحوه دریافت بلیت، برخلاف اعلام قبلی به صورت رزرو و مراجعه به چهار شعبه بانک سامان در تهران وپرداخت نقدی وجه بلیت خواهد بود و باتوجه به تعطیلی روز شنبه ،به نظر می رسد پرداخت وجه و دریافت حدود بیست هزار بلیت از چهار شعبه بانک  ظرف دوروز یکشنبه و دوشنبه مشکلات جدی و حادی را پیش بیاورد.

کنسرت گروه آوا به خوانندگی محمدرضاشجریان از روز دوشنبه 8مرداد ماه آغاز و به مدت شش شب در تالار بزرگ کشور برگزار می شود.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 6:52  توسط دوستدارشجریان   | 

فروش اینترنتی به شیوه ایرانی !!-وبلاگ رازنو

هنردوستان ارجمند
از آنجا که تاخیر پیش آمده در شروع به کار سایت فروش بلیط های کنسرت استاد ‏شجریان منجر به رنجش خاطر شما عزیزان گردیده بسیار متاسفیم. ‏
‏تیم فنی سایت فروش ضمن پذیرش مسئولیت تمامی مشکلات پیش آمده و عذر ‏خواهی صمیمانه از هموطنان عزیز ....‏

به همین سادگی ! فقط یک عذر خواهی ساده از هموطنان عزیز ! ‏
سیامک قاسمی :به همین سادگی یک روز این همه علاقمند به موسیقی به خاطر عدم کفایت و مدیریت ‏و ضعف فراوان دانش فنی برای ایجاد یک کار به شدت ساده به هدر رفته است و تنها یک ‏عذر خواهی ساده ! با محاسبه ای ساده و با در نظر گرفتن اینکه سالن وزارت کشور برای برگزاری کنسرت استاد شجریان ‏نزدیک 3500 نفر ظرفیت دارد و قرار به برگزاری شش شب کنسرت در تالار وزارت کشور ‏می باشد ، امروز وقت حداقل بیست و یک هزار نفر آدم به دلیل عدم کفایت و مدیریت ‏مدیران شرکت و سایت دل آواز به هدر رفت !‏

اما جریان از این قرار بود : ‏

از هفته قبل اعلام شد که بلیط های کنسرت امسال استاد شجریان تنها از طریق اینترنت ‏و از طریق سایت دل آواز به فروش می رسد و این فروش با همکاری بانک سامان و ‏سیستم پرداخت الکترونیک این بانک انجام می شود ! این امر سبب شد که مشتاقان ‏موسیقی سنتی با صرف هزینه های فراوان اقدام به خرید کارت های خرید اینترنتی بانک ‏سامان نمایند

مراحل پیش ثبت نام شروع شد و قرار بر آن بود که خرید اینترنتی از امروز ساعت 10 صبح ‏آغاز شود . و این در حالی بود که وب سایت شرکت دل آواز به عنوان سایت خرید ‏اینترنتی بلیط ها از 11 شب دیشب به دلیل ترافیک بالا ‏Down‏ شده بود ! ‏

و ساعت نگاری های امروز :‏

ساعت 10 :‏ سایت شرکت دل آوار به دلیل ترافیک بالا ‏Down‏ می باشد و اگر هم امکان دسترسی به ‏سایت فراهم می شد با این صفحه روبرو می شدید :‏

delawaz 1.JPG

ساعت 11 :‏ باز هم وضع به همان منوال بود و در حالی که تمامی کسانی که کمترین اطلاع هم از ‏علم شبکه و آی تی داشتند برایشان قابل پیش بینی بود که با این ترافیک بالا و متمرکز ‏کردن ترافیک به یک ساعت خاص ( 10 صبح ) اگر پهنای باند بالا برای دسترسی به ‏هاست این وب سایت در نظر گرفته نشود این سایت حتما به این وضع دچار خواهد شد . ‏در ساعت 11 همین مساله به سادگی نمایان شد :‏

delawaz 2.JPG

ساعت 12 : باز هم همه علاقمندان پای اینترنت شاهد شاهکار های فنی مسوولین ‏سایت بودند ؛ در ساعت 12 کار تا جایی پیش رفت که هاست اجاره شده برای این دامین ‏‎ delawaz.ir ‎‏ این سایت را به دلیل با بردن ترافیک سایت بلاک کرده و دامین سایت دل ‏آواز با ‏IP : 216.139.227.195‎‏ بدون هاست ماند و هاست میزبان این پیغام را می داد :‏

• hosting for this domain is not configured ‎
• or ‎
• there's no such domain registered in Plesk

ساعت 14: مسوولان سایت با تعویض هاست سایت دل آواز دوباره تلاش کردند که تا ‏سایت را روی هاست جدید با ‏IP :72.52.200.194 ‎‏ را بالا بیاورند و این پیام را روی ساب دامین جدید ‏‎( ‎concert.delawaz.ir )‎‏ قرار دادند :‏

" " علاقه مندان گرامی، از تاخیر پیش آمده در فروش بلیط صمیمانه پوزش می طلبیم. با توجه به ترافیک بالای سرور، هم اینک موفق به راه اندازی سرور شدیم.
خواهشمندیم از ساعت 15 به سایت مراجعه فرمایید و در صورت عدم موفقیت از آدرس زیر استفاده نمایید :

http://concert.delawaz.ir:8080/concert " "

ساعت 15 : باز هم تنها همین پیغام ....‏

ساعت 17 : و در نهایت دوستان تنها به یک عذر خواهی ساده ‏اکتفا می کنند و این پیفام را روی سایت قرار می دهند :

" " هنردوستان ارجمند

از آنجا که تاخیر پیش آمده در شروع به کار سایت فروش بلیط های کنسرت استاد شجریان منجر به رنجش خاطر شما عزیزان گردیده بسیار متاسفیم.

تیم فنی سایت فروش ضمن پذیرش مسئولیت تمامی مشکلات پیش آمده و عذر خواهی صمیمانه از هموطنان عزیز، استاد شجریان و گروه آوا، تمام همت خود را به کار گرفته است تا در حداقل زمان ممکن مشکلات پیش آمده را مرتفع نموده و شرایط مناسب برای خرید بلیط را فراهم سازد. لذا با تاکید بر رعایت شرایط توزیع منصفانه بلیط و حفظ حقوق کلیه علاقه مندان استاد شجریان به اطلاع می رساند که فروش بلیط تا صبح روز چهار شنبه سوم مرداد ماه 1386 آغاز نخواهد شد " " .

استاد شجریان و مدیران شرکت دل آواز ! فروش اینترنتی بلیط کنسرت شرایط اولیه ی ‏فنی ای می خواهد که کم اطلاع ترین کارشناسان طراحی و هاستینگ نیز به آن آگاهی ‏دارند اما متاسفانه آنهای که دور و بر شما هستند ، تنها اسم کارشناسان طراحی و ‏هاستینگ را به یدک می کشند !‏

استاد شجریان و مدیران شرکت دل آواز ! هدر دادن یک روز کاری حداقل 21 هزار نفر ‏علاقمندان شما شاید هزینه ای بالغ بر چند صد میلیون تومان ضرر و زیان مالی و هدر دادن ‏ساعت ها زمان آنها را به همراه داشت که تنها با یک عذرخواهی جبران نمی شود !! ‏

این نهایت کار ایرانی است ! در کشوری که یا قیف نیست ، یا قیر نیست و یا مسوولش ‏نیست ، تنها چیزی که اهمیت ندارد ضرر و زیان زمانی و مالی است که به مردم تحمیل می شوند . ‏اگر توان و درایت فروش اینترنتی را نداریم ، لازم نیست به شعور مردم بی احترامی کنید ! ‏

استاد شجریان ! شاید برای نزدیکان شما همان بهتر باشد که مردم را بفرستند شب در ‏خیابان ها و در صف های خرید بلیط کنسرت شما بخوابند تا بدین طریق به آنها بی احترانی ‏شود ! ‏

استاد شجریان ! علاوه بر شائبه سودهای کلان مالی بانک سامان با استفاده از علاقمندی هنر دوستان ‏به شما که قطعا به اعتبار شما خدشه وارد خواهد کرد ، شما خود می دانید که اگر این ‏اتفاق در خارج از ایران افتاده بود تنها با یک عذر خواهی ساده نمی توان همه چیز را به ‏فراموشی سپرد ؛ و در پایان اینکه من تصور می کنم که ارزش کنسرت برگزار نکردن بسیار بیشتر از به این ‏شکل کنسرت برگزار کردن است !!‏

در همین زمینه :

كارت‌هاي اعتباري مشتاقان بي‌اعتبار مي‌شوند؟
نخستين روز فروش بليط بي‌سرانجام كنسرت شجريان در تهران
- ایسنا

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 6:51  توسط دوستدارشجریان   | 

گفت وگوي آزاده شهمير نوري بااستاد شجريان

گفت وگوي آزاده شهمير نوري بااستاد شجريان-بي بي سي


دوشنبه، بیستم و سوم آوریل، آخرین جلسه نخستین مرحله کارگاه استاد محمدرضا شجریان آغاز می شود. او بعد از برگزاری کنسرت هایی در اروپا وقتی به ایران بازگشت با گوش دادن مجدد آواز هنرجویان کارگاه از روی فیلم های گرفته شده تعدادی از آنها را برای دوره بعد و آموزش تخصصی انتخاب می کند. به بهانه برگزاری کارگاه از او خواستيم تا با ما مصاحبه ای داشته باشد و به پرسش های شما هم پاسخ بدهد. گفت و گو زیر را آزاده نوری انجام داده است.
قسمت اول این پرسش و پاسخ:

چه انگيزه ای باعث شد که شما کارگاه تخصصی آواز برگزار کنيد؟

اول قرار نبود که کارگاه اينقدر ابعاد گسترده ای داشته باشد. اول قرار بود که درحد يک جلسه پرسش و پاسخ باشد، اما برای همان جلسه هم بايد کسانی انتخاب می شدند که از قبيله آواز باشند، وقتی استقبال جوانان را ديديم و گزينش اينقدر طولانی شد تصميم گرفتيم که آن را مفصل تر برگزار کنيم. اين بود که کشيده شديم به سمت شنيدن صداها و انتخاب تعدادی از بهترين های آنها که درحد توان و انرژی ام به آنها آموزش هايی بدهم و کمکشان کنم.

می توان اميدوار بود که موجی در آواز ايرانی به وجود آيد؟

بايد ديد که چه پيش می آيد اما من فکر می کنم که اين جلسات مفيد فايده باشد. هر کدام از اين جوان هايی که انتخاب می شوند، يک نوع آموزش و توجه خاص نياز دارند و بايد ديد که ما تا چه انداره می توانيم پيش برويم.

آيا هيچکدام از شاگردان شما و يا شخص ديگری در آواز به جايگاهی رسيده است که بعد از شما بتواند پرچم دار آواز ايرانی شود؟

هم شاگردان من هستند و هم ديگران که استعداد های خوبی در آنها هست. من اصلا نا اميد نيستم و خوش بينانه به آينده نگاه می کنم.



گوش دادن به صدای خودتان بهترين کمک است بايد گوش را تربيت بدهيد که درست بشنود

برای کسانی که دسترسی به کلاس و يا استادی ندارند چه پيشنهادی داريد؟

بايد ببينند صدايشان به کدام خواننده نزديک است، آلبوم های او را بگيرند گوش بدهند و تمرين کنند. يعنی به صورت جزء به جزء آن را تمرين کنند. مثلا بيت بيت اشعار او را بخوانند مثلا بيست بار پشت سر هم بخوانند و صدايشان را صبط کنند بعد گوش بدهند و ببينند که کجای آوازشان به اصل صدا نزديک است و کدام نيست. گوش دادن به صدای خودتان بهترين کمک است بايد گوش را تربيت بدهيد که درست بشنود. اولين مرحله يادگيری آواز تقليد است. اولين قدم اين است که از خواننده ای که صدايش نزديک به آنهاست تقليد کنند.

خيلی از علاقمندان شما پرسيده اند که چرا رديف موسيقی آقای دوامی را که سال ها پيش ضبط کرده بوديد، منتشر نمی کنيد و يا چرا رديف آوازی را دوباره اجرا نمی کنيد؟

رديف آوازی او در اختيار من نيست من تصانيف ايشان را ضبط کرده ام رديف آوازی او در اختيار وزارت فرهنگ وقت بود که قاعدتا بايد در حال حاضر دست وزارت ارشاد باشد. البته يادم می آيد شور ايشان با تار آقای لطفی منتشر شده است. اما از بقيه آن خبر ندارم. بايد توضيحی بدهم. رديف چيزی جز يک فرمول نيست. خواننده بايد آن را بداند و ياد بگيرد اما بعد از آن بايد سعی کند که خودش خلق کند. پس در چارچوب رديف ماندن هم درست نيست. مهم اين است که چگونه آواز بخوانند و اين رديف آواز را چطور ارائه کنند. مشکل ما هم در اين کارگاه همين است بيشتر آنها کلاس رفته اند و رديف را می دانند اما نمی توانند آن را اجرا کنند.


شجریان همراه با حسين عليزاده

آيا امکان همکاری دوباره شما با کيهان کلهر و حسين عليزاده خواهد بود؟

بله چرا که نه.

چرا اين همکاری قطع شد؟

برای اينکه تنوع و تازگی در کارها به وجود آيد. نبايد کار را تا جايی ادامه می داديم که به تگرار می رسيد. آنها دوست داشتند با کسان ديگری کار کنند من هم دوست داشتم با کسان يگری کار کنم.

درباره برنامه هايی که می خواهيد با حضور مجيد درخشانی، سعيد فرج پوری و محمد فيروزی آغاز کنيد و فصل تازه ای در کار شما به حساب می آيد توضيح بدهيد.

اين تجربه جديدی نيست. ما هفت هشت سال پيش هم با هم کار می کرديم و حالا دوباره همان خط مشی را ادامه می دهيم با آهنگ های جديد. که تعدادی هم از آهنگ هايی که در اين سال ها ساختم می خواهم استفاده کنم و آنها را بخوانم.

چرا ديگر به سبک گلها و خوانندگان قديمی کار نمی کنيد؟

تصانيف امروز ما، آنقدر هم از آن فضا دور نيست. فقط دکلمه شعر و کسی که شعر ها را دکلمه کند ندارد.

فکر می کنيد که سازهای ايرانی با توجه به ساختمان آنها نياز به تغيير و تحول دارند؟

من فکر می کنم سازهای ما برای اجرای موسيقی ايرانی خوب است. اما برای ارکستر های بزرگ سازهای کشش و صداهای بم کم داريم که در حال حاضر بسياری به دنبال ابداع اين سازها هستند.

چرا در ترکيب گروه شما ديگر از نی و سنتور خبری نيست و به اجرا با تار و کمانچه اکتفا کرديد؟

قاعدتا بايد يک ساز کششی را کنار يک ساز مضرابی قرار داد. مثلا نی با سنتور، نی با سنتور، کمانچه با سنتور اما در سال های اخير ما از تار و کمانچه استفاده کرديم.

دليل خاصی دارد که از نی يا سنتور استفاده نمی کنيد؟

پيش نيامده. از طرفی نوازنده نی يا سنتوری که بتواند هم کار گروه نوازی خوبی انجام دهد و هم جواب ساز را به خوبی بدهد، بايد پيدا کنيم. هستند نوازندگان خوب اما فعلا چنين نوازنده ای در ترکيب نداشتيم. ممکن است بعد ها از آن استفاده کنيم.

چرا از ارکسترهای بزرگ استفاده نمی کنيد؟



ايرانی ها به ارکستر های بزرگ و مفصل علاقه دارند. اين برای ايرانی ها جالب است چون در موسيقی سنتی ايران وجود نداشته و همه موسيقی ايرانی تک صدايی بوده است.

ايرانی ها به ارکستر های بزرگ و مفصل علاقه دارند. اين برای ايرانی ها جالب است چون در موسيقی سنتی ايران وجود نداشته و همه موسيقی ايرانی تک صدايی بوده است. اما وقتی ما می خواهيم در خارج از ايران برنامه ای اجرا کنيم و مخاطبان غير ايرانی هم داريم بايد به ذائقه آنها هم توجه کنيم. پنجاه درصد بينندگان کنسرت های من خارجی ها هستند و برای خارجی ها ارکستر بردن معنا ندارد. چون آنها ارکسترهای بزرگ، پر تکنيک و مجهزی دارند که بسيار قوی هستند و ما چيزی برای گفتن در مقابل آنها نداريم.

ما هنوز چنين ارکستری را نداريم. اما چيزی که برای خارجی ها جالب است و در موسيقی خودشان ندارند، سئوال و جواب کردن دو نوازنده و بداهه خوانی است. به نظر من بهترين ترکيب برای خارجی ها همين ترکيب چهار نفره است. نه پنج نفره و نه کمتر فقط ترکيب چهار نفره. دو نوازنده قدر که بتوانند با هم سئوال و جواب کنند و يک تنبک که همنوازی کند و يک خواننده بداهه خوان. هر چه ارکستر بزرگتر باشد اشتباه و خطا بيشتر می شود.

ايرانی ها دوست دارند ما سی يا پنجاه نفر را روی صحنه ببريم. موسيقی ما تک صدايی است چه معنايی دارد که سی نفر روی صحنه باشند که همه يک نت را بزنند خوب دو نفر همان نت را می زنند. اگر سی نفر يک نت را بزنند برای خارجی ها خنده دار خواهد بود. استاد جليل شهناز و استاد کسايی با يک تنبک نواز روی صحنه بروند، بيشتر از يک ارکستر سمفونيک تاثير می گذارند. نه تنها من آقای عليزاده هم مصلحت نمی داند که ارکستر بزرگ در خارج از کشور روی صجنه بروند.

از طرفی سازهای ايرانی تار، کمانچه و قيچک در مقابل گرما و رطوبت تغيير کوک می دهند و روی صحنه به سختی سازهای ايرانی را می توان با هم کوک کرد و کوک را نگه داشت.

--------------------------------------------------------------------------------


محمد رضا شجریان در اولین روز فصل پائیز اول مهر ماه 1319 در مشهد به دنیا آمد. او در خانواده ای مذهبی بزرگ شد و از شش تا شانزده سالگی در جلسات قرآن خوانی پدر شرکت کرد و قرآن خواند. به هنر علاقه زیادی داشت و تا قبل از اتمام تحصیلات به نقاشی و خطاطی هم می پرداخت. اما سال 1346 درست زمانی که به تهران منتقل شد و در دبیرستان صفوی مشغول به کار شد، هنرهای دیگر را کنار گذاشت و آواز را جدی تر دنبال کرد.

همان سال اولین اثرش با عنوان برگ سبز شماره 216 از رادیو پخش شد. او آن زمان با اسم هنری سیاوش بیدکانی کار می کرد. او به گروه هنری اسماعیل مهرتاش پیوست و آنجا خوانندگی و آواز را ادامه داد. اکنون بعد از بیش از سی سال زندگی هنری بیش از سی و چهار آلبوم از او به جا مانده است و در اکثر کشورهای جهان به اجرای موسیقی ایرانی پرداخته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 22:29  توسط دوستدارشجریان   | 

استاد درسوئد

 اختصاصی /کنسرت استادشجریان در سوئد

آزاده کریمی:براساس تبلیغاتی که رسانه های سوئدی منتشر کرده اند استاد محمد رضا شجریان به همراه گروهش ،اردیبهشت ماه در سوئد کنسرت برگزار می کند
به گزارش خبرنگار موسیقی خبرگزاری هنر ،کنسرت استاد شجریان در سوئد جمعه چهارم مه 2007 وراس ساعت بیست ودرشهر استکلهم انجام می شود
مجید درخشانی محمد فیروزی سعید فرج پوری وهمایون شجریان اعضای گروه شجریان را دراین کنسرت تشکیل می دهند
گفتنی است پیش از این استاد شجریان درگفت وگویی عنوان کرده بود:برنامه‌اي را در دست تمرين و اجرا دارد و به زودي در استوديو ضبط خواهد كرد.همچنین به گفته شجریان بنا دارددر سال آينده كنسرتي هم در تهران و احتمالا در چند استان برگزار كندكه به وقت خود اطلاع‌رساني خواهد شد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 21:28  توسط دوستدارشجریان   | 

مستندی از کارگاههای آموزشی استادشجریان

حسن نقاشی و ساخت مستندی از کارگاههای آموزشی استادشجریان

حسن نقاشی کار گردان سینمای مستند ایران درحال ساخت مستندی از کار گاههای آموزشی استاد شجریان با عنوان راز مانا است
به گزارش خبرگزاری هنر ،او که هم اکنون درحال بازدید راشهای گرفته شده ازاین کارگاههای آموزشی است دراین باره گفت :تلاش استاد شجریان در امر آموزش آواز ستودنی است و ذوق وشوق ایشان ر ابه جرات درهیچ کدام از شاگردان ایشان نمی بینم.
وی ادامه داد:چندی پیش دکتر دینانی می گفت صدای استاد شجریان صدای خداست حال که افتخار می کنم در کناراستاد شجریان شاهد رشد وتربیت صداهای تازه باشم این موضوع را به خوبی درک می کنم وموافقم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 12:31  توسط دوستدارشجریان   | 

استقبال ازکنسرت محمدرضا شجريان و اساتيد موسيقي ايراني در لس آنجلس-خبرگزاری هنر

 

خبرگزاری هنر-www.artnewsagency.com:در ادامه دو توراساتيد موسيقي ايراني در آمريکاي شمالي، اجراي گروه چهارنفره محمدرضا شجريان، کيهان کلهر، همايون شجريان و حسين عليزاده به دعوت بخش هنرهاي اجرايي دانشگاه لس آنجلس در اين شهر با استقبال کم نظير روبرو شد.
به گزارش آژانس هنر نشريه بوستن گلوب درباره اجراي اساتيد ايراني نوشت: آنان سمبل پل ارتباطي ميان سنت هاي قديمي و جديد هستند که ثابت کرده موسيقي اصيل ايراني نه تنها زنده است، بلکه در حال تحول دائمي است. يکي از برگزارکنندگان کنسرت هاي زنده در دانشگاه لس آنجلس در اين باره گفت : کنسرت استادان ايراني سال گذشته به قدري موفق بود که وقتي سازمان برگزارکننده اين کنسرت هاي سراسري با ما تماس گرفت، با خوشحالي از پيشنهاد آنها استقبال کرديم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 12:46  توسط دوستدارشجریان   | 

شجريان‌ به روایتی دیگر

فريد دهدزي‌

دو سال‌ پيش‌ با وجود فاجعه‌ غم‌انگيز و دلخراش‌ «بم‌»، چنان‌ كه‌ «همه‌ ايرانيان‌ اندوه‌ فاجعه‌ را از عمق‌ دل‌ گريستند»، شجريان‌ توان‌ زاري‌ خويش‌ را به‌ نيروي‌ زندگي‌ بدل‌ كرد و اميد را براي‌ آنان‌ كه‌ مانده‌اند ارمغان‌ آورد.
دو سال‌ پيش‌ شجريان‌، تجسم‌ حادؤه‌ بم‌ را در «فرياد» اخوان‌ ؤالث‌ يافت‌ و فرياد برآورد: «خانه‌ام‌ آتش‌ گرفته‌ است‌، آتشي‌ جانسوز \ هر طرف‌ مي‌سوزد اين‌ آتش‌ \ پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان‌ با پود \ من‌ به‌ هر سو
مي‌ دوم‌ گريان‌ \ در لهيب‌ آتش‌ پر دود... \ واي‌ بر من‌، همچنان‌ مي‌سوزد اين‌ آتش‌ \ آنچه‌ دارم‌ يادگار و دفتر و ديوان‌ \ من‌ با دستان‌ پر از تاول‌ \ اينطرف‌ را مي‌كنم‌ خاموش‌ \ وز لهيب‌ آن‌ روم‌ از هوش‌ \ ز آن‌ دگر سو شعله‌ برخيزد، به‌ گردش‌ دود \ تا سحرگاهان‌ كه‌ مي‌داند كه‌ بود من‌ شود نابود \ خفته‌اند اين‌ مهربان‌ همسايگانم‌ شاد در بستر \ واي‌ آيا هيچ‌ سر بر مي‌كنند از خواب‌ \ مهربان‌ همه‌ همسايگانم‌ از پي‌ امداد \ سوزدم‌ اين‌ آتش‌ بيدادگر بنياد \ مي‌كنم‌ فرياد، اي‌ فرياد! «اي‌ فرياد! »اما در همان‌ كنسرت‌ از قول‌ حافظ‌ خواند: «از اين‌ سموم‌ گر بر طرف‌ بوستان‌ بگذشت‌ \ عجب‌ كه‌ بوي‌ گلي‌ ماند و رنگ‌ نسترني‌» در آن‌ مقام‌ از بم‌ خواند، اما گفت‌: «هر اون‌ باغي‌ كه‌ دارش‌ سر به‌ در بي‌ \ مدامش‌ باغبان‌ خونين‌ جگر بي‌ \ ببايد كندنش‌ از بيخ‌ و از بن‌ \ اگر بارش‌ همه‌ لعل‌ و گهر بي‌»أ نداي‌ نوسازي‌، بهسازي‌ و دوباره‌سازي‌ را سر داد.
اين‌ بار شجريان‌ پس‌ از دو سال‌ از بم‌ نخواند، اما بم‌ خواند. صدايش‌ چنان‌ غم‌انگيز، حزن‌انگيز و در بردارنده‌ درد بود، گويي‌ پس‌لرزه‌ها و ويراني‌هاي‌ به‌ جاي‌ مانده‌ از بم‌ همچنان‌ بر تار و پود صداي‌ شجريان‌ جريان‌ داشت‌. نه‌! درد شجريان‌ اينها همه‌ بود، اما گويي‌ درد دل‌ شجريان‌ بسي‌ عميق‌تر بود.
دو سال‌ پيش‌ شجريان‌ صداي‌ خويش‌ را در مقام‌ها و پرده‌هاي‌ بالا وسعت‌ داده‌ بودأ از درآمد «نوا» )بي‌همگان‌ به‌ سر شود( تا «مرغ‌ سحر» عمدتا در مقام‌هاي‌ بالا و چپ‌ كوك‌ بود. اما پس‌ از دو سال‌ هنوز شجريان‌ در حال‌ و هواي‌ غم‌ بم‌ مانده‌ و صداي‌ خويش‌ را بم‌ كرده‌ بود. حتي‌ پرده‌گيري‌ عليزاده‌ كه‌ دايما در بالا دسته‌ و پايين‌ دسته‌ در تغيير است‌، بخاطر بم‌ خواني‌ شجريان‌ در بالا دسته‌ و مناطق‌ بم‌ )دسته‌ تار( باقي‌ ماند.

پشت‌ درهاي‌ بسته‌ كنسرت‌
با وجود برگزاري‌ كنسرت‌ در 6 روز متوالي‌ و فروش‌ تدريجي‌ بليت‌ به‌ انواع‌ و اقسام‌ حيله‌هاي‌ گوناگون‌ )از اينترنتي‌ تا روش‌هاي‌ سنتي‌ بازاري‌(، اما باز هم‌ مشتاقان‌ صداي‌ ساز و آواز اساتيد ايراني‌، در صف‌هاي‌ طولاني‌ ناكجا آباد، وعده‌هاي‌ سر خرمن‌ و «پروكسي‌» پي‌درپي‌ سايت‌ فروش‌ اينترنتي‌ و در آخر بازار سياه‌، ماندند. روز اول‌ كنسرت‌ )سه‌شنبه‌( پيرامون‌ ميدان‌ فاطمي‌، حوالي‌ برپايي‌ گردهمايي‌ اساتيد موسيقي‌ سنتي‌ )در محل‌ تالار وزارت‌ كشور(، ترافيكي‌ از جنس‌ ديگر، برپا بود. تمامي‌ چشم‌ها خيره‌، تمامي‌ عزم‌ها به‌ سوي‌ تالار بزرگ‌ كشور براي‌ ديدن‌ و شنيدن‌، همنوايي‌ و همنوازي‌ اساتيد ايراني‌، بود. سه‌ هزار نفر بليت‌ به‌ دست‌ و قريب‌ به‌ صدها نفر بي‌بليت‌ پشت‌ تالار وزارت‌ كشور ازدحام‌ داشتند. نيروي‌ فوق‌العاده‌ انتظامي‌ ساز خويش‌ را براي‌ حفظ‌ امنيت‌ تالار و جلوگيري‌ از ايجاد ترافيك‌ كوك‌ كرده‌ بودند. البته‌ باز بازار سياه‌ همچنان‌ به‌ ساز خود مي‌نواخت‌ تا جايي‌ كه‌ بليت‌ 8 هزار تومان‌ به‌ صد هزار تومان‌ ارتقا يافت‌ )و ايضا بليت‌هاي‌ 3010 هزار توماني‌ به‌...(

تك‌نوازي‌ عليزاده‌
ابتكار اين‌ كنسرت‌ تكنوازي‌ عليزاده‌ در پانزده‌ دقيقه‌ نخست‌، بدون‌ حضور شجريان‌ها و كلهر بود. وي‌ مركبي‌ از «نوا» و «راست‌ پنجگاه‌» نواخت‌. البته‌ آن‌ عليزاده‌ كه‌ همواره‌ از سازش‌ نغمه‌هاي‌ جديد شنيده‌ مي‌شد، عليزده‌يي‌ كه‌ از سازش‌ سراسر خلاقيت‌ و ابتكار سرازير مي‌شد، بديهه‌اش‌ چندان‌ بديهه‌ نبود!با وجود اينكه‌ عنوان‌ قطعه‌ «بزن‌ آن‌ زخمه‌» بود، اما بديهه‌ وي‌ بسيار نزديك‌ به‌ قطعه‌ پيش‌ساخته‌ «تركمن‌» بود. تركمني‌ كه‌ عليزاده‌ آن‌ را در اجراهاي‌ )در مقام‌ها و دستگاه‌هاي‌( گوناگون‌، نواخت‌.)آلبوم‌هاي‌ «تركمن‌»، «شورانگيز»، «فرياد» و...(.بگذريم‌ از اينكه‌ قطعه‌ فوق‌ ملهم‌ از شعر «بزن‌ آن‌ زخمه‌» )كلام‌ م‌.سرشك‌ كه‌ در آخر به‌ شكل‌ تصنيف‌ اجرا شد( بود در حالي‌ كه‌ عليزاده‌ در گفت‌وگويي‌ گفت‌: بايد نواي‌ ساز را از قيد كلام‌ رهانيد )نقل‌ به‌ مضمون‌(.

دشتستاني‌
شجريان‌ها و كلهر به‌ عليزاده‌ پيوستند كه‌ در بخش‌ نخست‌ دشتي‌ را بنوازند و بخوانند. پيش‌ درآمد اين‌ جشن‌ بداهه‌ نوازي‌ عليزاده‌ )و سپس‌ همراهي‌ كلهر و همايون‌( در «پيش‌ درآمد دشتي‌» زنده‌ياد مرحوم‌ استاد يوسف‌ فروتن‌ )13571275( بود. فروتني‌ كه‌ چندين‌ سال‌ استاد خود عليزاده‌ بود و الحق‌ كه‌ عليزاده‌ حق‌ شاگردي‌ را در اين‌ پيش‌درآمد به‌ جا آورد. نكته‌ قابل‌ توجه‌ در اين‌ پيش‌درآمد، همجوشي‌ و وحدت‌ كمانچه‌ «كلهر» و تار «عليزاده‌» بود، چيزي‌ كه‌ در تاريخ‌ موسيقي‌ ايران‌ كمتر به‌ چشم‌ خورده‌ كه‌ تار و كمانچه‌ چندين‌ سال‌ با هم‌ همنوازي‌ بكنند و آؤار ماندگاري‌ از خود به‌ جاي‌ بگذارند. البته‌ تنظيم‌ اؤر از كيفيت‌ بالايي‌ برخوردار بوده‌ كه‌ نشاندهنده‌ تمرين‌ و ممارست‌ اساتيد بود. جواب‌ها در اين‌ پيش‌ درآمد بسيار خوب‌ بود.
البته‌ نبايد از اختلال‌ فني‌ در صدابرداري‌ و ناهماهنگي‌ در سيستم‌ نورپردازي‌ در ابتداي‌ كنسرت‌ چشم‌ پوشيد، بطوري‌ كه‌ چندين‌ بار صداي‌ نابهنجار از اكوها بلند شد.
پس‌ از پيش‌درآمد نوبت‌ به‌ درآمد دشتي‌ با مطلع‌ «دل‌ ز دستم‌ رفت‌ و جان‌ هم‌ بي‌دل‌ و جانم‌ چون‌ كنم‌» )حافظ‌( رسيد. چنان‌ سوزي‌ در صداي‌ شجريان‌ بود كه‌ همه‌ از سوز صداي‌ استاد سوختند. البته‌ اين‌ آوا يادآور آوازهاي‌ شجريان‌ در همين‌ پرده‌ با مطلع‌ «دلبر برفت‌ و دلشدگان‌ را خبر نكرد» و «ره‌ مسجد و ميخانه‌ كدام‌ است‌» بود.

عدم‌ كوك‌ ساز عليزاده‌ و اركستر كلهر
آواز اين‌ بخش‌ بر خلاف‌ ديگر آؤار آوازي‌ استاد بسيار كوتاه‌ و كمتر از چهار جمله‌ بود. عليزاده‌ در اين‌ قسمت‌ به‌ جز جملات‌ اوليه‌ جواب‌ آواز، نقصي‌ در سازش‌ به‌ وجود آمد كه‌ تا پايان‌ كنسرت‌، درگير كودك‌ كردن‌ سازش‌ بود و در برخي‌ مواقع‌ با اشاره‌ به‌ «كلهر» درخواست‌ ادامه‌ جواب‌ آواز را مي‌كرد.
والحق‌ هم‌ كلهر بسيار مسلط‌ و سحرانگيز ظاهر شد و ساز وي‌ تا آخر بر كنسرت‌ حاكميت‌ تام‌ داشت‌. تا جايي‌ كه‌ نقا ساز عليزاده‌ با چيره‌دستي‌ نواي‌ كلهر برطرف‌ شد.
به‌ واقع‌ كلهر اين‌ ساز را دوباره‌ احيا كردأ چرا كه‌ به‌ كمانچه‌ در طول‌ تاريخ‌ موسيقي‌ به‌ ديدي‌ مثبت‌ نمي‌نگريستند و كمانچه‌ را يك‌ ساز فالش‌ خارج‌ مي‌خواندند. اما شجريان‌ با بكارگيري‌ اين‌ ساز در كنسرت‌هاي‌ ملي‌ و بين‌المللي‌ و دعوت‌ از «كلهر» اين‌ ساز را مجددا احيا كرد. كمانچه‌ كلهر بسيار از پس‌ جواب‌ آوازهاي‌ شجريان‌ بر مي‌آمد. كلهر خود يك‌ «اركست‌» بود.

شجريان‌ به‌ وعده‌ خود وفا كرد
پس‌ از آواز نوبت‌ به‌ تصنيف‌خواني‌ شجريان‌ رسيد. شجريان‌ در اين‌ قسمت‌ تصنيفي‌ خواند كه‌ تا به‌ حال‌ شنيده‌ نشده‌ بود و البته‌ تصنيفي‌ قديمي‌ بود كه‌ بر روي‌ كلام‌ مولوي‌ تنظيم‌ شده‌ بود، حتي‌ ظاهرا عارف‌ قزويني‌ «از خون‌ جوانان‌ وطن‌ لاله‌ دميده‌» را با الهام‌ از اين‌ ملودي‌، تصنيف‌ كرده‌ بود.
اين‌ تصنيف‌ قديمي‌ به‌ روايت‌ مرحوم‌ دواني‌« استاد شجريان‌ در محضر ايشان‌ در كنار ده‌ها تصنيف‌ ديگر ؤبت‌ و ضبط‌ كرده‌ بود و در آرشيو خويش‌ بايگاني‌ كرده‌ بود و در گفت‌وگوهايي‌ وعده‌ اجراي‌ آن‌ را بطور تدريجي‌ داده‌ بود». اين‌ تصنيف‌ قدري‌ با غزل‌ معروف‌ و محزون‌ مولوي‌ با مطلع‌: «رو سر بنه‌ به‌ بالين‌ تنها مرا رها كن‌ \ ترك‌ من‌ خراب‌ شبگرد مبتلا كن‌». اين‌ غزل‌ آنچنان‌ كه‌ تذكره‌نويسان‌ مولوي‌ آورده‌اند روايتي‌ از مولوي‌ در بستر مرگ‌ است‌.

دشتستاني‌ و استاد دادبه‌
در ادامه‌ استاد آوازي‌ را با كلام‌ حافظ‌ با مطلع‌ «چو گل‌ هر دم‌ به‌ بويت‌ جامه‌ در تن‌ \ كنم‌ چاك‌ از گريبان‌ تا به‌ دامن‌» خواند كه‌ در مايه‌ دشتستاني‌ بود. شجريان‌ در اين‌ مايه‌ همواره‌ درس‌ آموخته‌ استاد دادبه‌ بود. با وجود اينكه‌ استاد دادبه‌ چندان‌ جريان‌ ساز در عرصه‌ موسيقي‌ نبود، اما وي‌ احياگر دشتي‌ و دشتستاني‌ و مقام‌ها و مايه‌هايي‌ كه‌ در سنت‌ مدرسي‌ موسيقي‌ كمتر به‌ كار مي‌رفت‌ و اين‌ آواز مغموم‌ و محزون‌ بخشي‌ از آن‌ فرهنگ‌ بود.
پيام‌ اميدبخش‌ در غزل‌ حافظ‌، تاكيد و تكيه‌ بر دو بيت‌ پاياني‌ بود كه‌ نشان‌ از پيام‌ اميدبخش‌ در فحواي‌ آواز در كنار حزن‌ دروني‌ اؤر بود. آن‌ دو بيت‌ چنين‌ بود:
ببار اي‌ شمع‌ اشك‌ از چشم‌ خونين‌\ كه‌ شد سوز دلت‌ برخلق‌ روشن‌. مكن‌ كز سينه‌ام‌ آه‌ جگر سوز\ برآيد همچو دود از راه‌ روزن‌.
«روزن‌» واژه‌يي‌ بود كه‌ استاد بر آن‌ تاكيد كرد و فرود آمد واژه‌يي‌ كه‌ نشان‌ از اميد اميدواري‌ و پيام‌ اميدبخش‌ بود. «روزن‌» البته‌ در بخش‌ دوم‌ هم‌ در شعر سهراب‌ به‌ كار رفت‌ كه‌ نشان‌ از پيامند بودن‌ اؤر بود.

بزن‌ زخمه‌
برخلاف‌ غم‌ و مغموميت‌ صداي‌ شجريان‌، اما روزنه‌ و چشم‌اندازي‌ براي‌ آينده‌ در اؤر به‌ چشم‌ مي‌خورد.
بزن‌ آن‌ پرده‌\ مگر چند تو باشي‌ از اين‌ ساز گسسته‌\ بزن‌ اين‌ زخمه‌...\ اگر چند در اين‌ كاسه‌ تنبور\ مرآن‌ دم‌ صدايي‌.
اين‌ تصنيف‌ از ساخته‌هاي‌ عليزاده‌ بود سواي‌ استفاده‌ از شعر نو، داراي‌ بداعت‌ و صناعت‌ ويژه‌يي‌ بود. اينكه‌ اوزان‌ مياني‌ تصنيف‌ از ريتم‌\ ضرب‌ خاصي‌ برخوردار بود. تصنيفي‌ كه‌ با وجود حفظ‌ ميراث‌ موسيقي‌، بسيار مدرن‌ و مبني‌ بر ضرباهنگ‌ جامعه‌ مدرن‌ ساخته‌ شده‌. از ابتكارات‌ ديگر اين‌ تصنيف‌ استفاده‌ از موسيقي‌ هماوايي‌ و نيز دوصدايي‌ كه‌ برگرفته‌ از آوازهاي‌ جمعي‌ تعزيه‌ )و شايد موسيقي‌ چند صدايي‌ فرهنگ‌ كليسايي‌!( بود، در حالي‌كه‌ در «فرياد» و «نوا» هماوايي‌ها به‌ اين‌ صورت‌ نبود. چراكه‌ در اين‌ تصنيف‌، تحريرها با هم‌ متفاوت‌ و با اندكي‌ فاصله‌ و در عين‌ حال‌ هم‌ وزن‌ بود. همان‌ فضا و تجربه‌يي‌ كه‌ آن‌ را عليزاده‌ در «رازنو» احيا و اجرا كرد.
اين‌ تصنيف‌ متناسب‌ با نابهنجاري‌هاي‌ اجتماعي‌ جامعه‌ بود، چراكه‌ به‌ سردرگمي‌ و ياس‌ آلودگي‌ جامعه‌ نهيب‌ مي‌زند و مي‌ گويد: «زخمه‌ به‌ جام‌ كهن‌ زن‌\ لانه‌ جغد نگر...\ بزن‌ اين‌ پرده‌ برافتد\ من‌ و تودير نمانيم‌.
«رازنويي‌» كه‌ براستي‌ جريان‌ سازي‌ در موسيقي‌ نوين‌ ايراني‌ بود، نيز در بردارنده‌ همين‌ معنا كه‌ مي‌گفت‌: پرده‌ بگردان‌ بزن‌ ساز نو\ هين‌ كه‌ رسيد از فلك‌ آواز نو )مولونا(.

آواز بيات‌ ترك‌
بخش‌ دوم‌ با بداهه‌ نوازي‌ عليزاده‌ در گوشه‌ «روح‌ الارواح‌» )از متعلقات‌ بيات‌ ترك‌( آغاز شد، كه‌ در پي‌ آن‌ آواز ضربي‌ شجريان‌ با دو بيت‌ از سعدي‌ آمد: دو چشم‌ ميگونت‌ ببرد آرام‌ هشياران‌\ دو خواب‌ آلوده‌ بربودند عقل‌ از دست‌ بيداران‌. گر آن‌ عيار شهر آشوب‌\ روزي‌ حال‌ من‌ پرسد\ بگو خوابش‌ نمي‌گيرد به‌ شب‌ از دست‌ عياران‌. كه‌ ادامه‌ آن‌ ساز و آوازي‌ در ??? و شكسته‌ )بيات‌ ترك‌( ارايه‌ شد كه‌ اگر كسي‌ متوجه‌ عنوان‌ شاعر در مقطع‌ غزل‌ نمي‌شد، باز از لحن‌ خواندن‌، دقت‌ در خواندن‌ و اداي‌ درست‌ كلمات‌ شعر در نهايت‌ با توجه‌ به‌ تاكيد بر «قناعت‌» پي‌ مي‌برد كه‌ شاعر آن‌ «سعدي‌» است‌.
دلم‌ تا عشقباز آمد درو جز غم‌ نمي‌بينم‌\ دلي‌ بي‌غم‌ كجا جويم‌ كه‌ در عالم‌ نمي‌بينم‌. قناعت‌ مي‌كنم‌ با درد چون‌ درمان‌ نمي‌يابم‌\ تحمل‌ مي‌كنم‌ با زخم‌ چون‌ مرهم‌ نمي‌بينم‌. در ادامه‌ «عليزاده‌» سازش‌ جاني‌ مجدد گرفت‌ چهار مضرابي‌ از ساخته‌هاي‌ خود با جواب‌ها و همنوازي‌هاي‌ كلهر اجرا كرد كه‌ از جمله‌ چهار مضراب‌هاي‌ فراموش‌ ناشدني‌ بود.

ؤآواز افشاري‌
از آواز بيات‌ ترك‌ بي‌محابا و با تغيير مقام‌ «همايون‌ شجريان‌» كه‌ از ابتدا سكوت‌ پيشه‌ كرده‌ بود و تنها با نواختن‌ ضرب‌، گروه‌ را همراهي‌ مي‌كرد، سكوت‌ را شكست‌ و به‌ گوشه‌ «مثنوي‌ پيچ‌» افشاري‌ رفت‌ و غزلي‌ از حافظ‌ را با مطلع‌ «در وفاي‌ عشق‌ تو مشهور خوبانم‌ چو شمع‌ \ شب‌ نشين‌ كوي‌ سربازان‌ و رندانم‌ چو شمع‌» خواند. در سراسر جمله‌ها با پدر و استادش‌ همخواني‌ كرد. همخواني‌ پدر و پسر در اين‌ كنسرت‌، از بخش‌هاي‌ بسيار زيباي‌ اين‌ كنسرت‌ بود.
ضربي‌ افشاري‌ باز از ساخته‌هاي‌ عليزاده‌ بود كه‌ دربردارنده‌ پيامي‌ در عدم‌ ياس‌ و نااميدي‌ بود، چرا كه‌ يك‌ سلسله‌ موي‌ مي‌تواند صد سلسله‌ كند. ساير آواهاي‌ بعدي‌ نيز همچنان‌ در بردارنده‌ پيام‌ اصلي‌ يعني‌ عدم‌ ياس‌ و نااميدي‌ بود.

سهراب‌ خواني‌
پس‌ از اجراي‌ اركسترال‌ چند سال‌ پيش‌، قطعه‌ «در گلستانه‌» در قالب‌ موسيقي‌ سنتي‌، هيچ‌گاه‌ كلام‌ سهراب‌ سپهري‌ در موسيقي‌ سنتي‌ جايي‌ نداشت‌، اما پايان‌ و هسته‌ اصلي‌ اين‌ بخش‌ تصنيفي‌ از سهراب‌ بود. «دستي‌ افشان‌، تا زسر انگشتانت‌ صد قطره‌ چكد\ هر قطره‌ شود خورشيدي‌ \ باشد كه‌ به‌ صد سوزن‌ نور، شب‌ ما را بكند \ روزن‌ روزن‌ \... \ تجلي‌ ابري‌ كن‌ ، بفرست‌، كه‌ ببارد بر سر ما \ باشد كه‌ به‌ شوري‌ به‌ شكافيم‌، باشد كه‌ بباليم‌ \ و به‌ خورشيدي‌ نو پيونديم‌... \ نم‌ زن‌ به‌ چهره‌ ما \ باشد كه‌ شكوفا گردد زنبق‌ چشم‌، و شود سيراب‌ \ از تابش‌ تو و فرو افتد...
اين‌ تصنيف‌ نه‌ به‌ لحاظ‌ زيباشناختي‌ بلكه‌ به‌ لحاظ‌ تكنيك‌هاي‌ آهنگسازي‌ قابل‌ شنيدن‌ است‌، اين‌ قطعه‌ نه‌ تنها با تصنيف‌هاي‌ رايج‌ و اهتمام‌هاي‌ جاري‌ در قلمرو پيوند شعر مدرن‌ با موسيقي‌ اصيل‌ ايراني‌ متفاوت‌ است‌، چرا كه‌ آهنگساز سعي‌ بر ساختارشكني‌ داردأ جملات‌ و اوزان‌ در تصنيف‌ شكسته‌ مي‌شود و چندان‌ تناسبي‌ بين‌ آن‌ ديده‌ نمي‌شود، اما در عين‌ گسستگي‌، اوزان‌ داراي‌ هارموني‌ بديعي‌ است‌.
???
سيل‌ دستان‌ و اصرار شيفتگان‌ شجريان‌ وي‌ و گروهش‌ را واداشت‌ كه‌ در افشاري‌ تصنيف‌ شش‌ و هشت‌ افشاري‌ «علي‌اكبر شيدا» با عنوان‌ «دوش‌ دوش‌» را بخواند. پس‌ از اتمام‌ اين‌ تصنيف‌، مشتاقان‌ و شيفتگان‌ همچنان‌ تشنه‌ و شيفته‌ صدايي‌ بودند كه‌ مرهمي‌ بر دردهاي‌ آنها باشدأ مرغ‌ سخنگويي‌ مي‌خواستند كه‌ وصف‌ حال‌ آنان‌ باشد و سحرگهان‌ ناله‌يي‌ سر دهد. سازها كوك‌ شد و شجريان‌ بانگ‌ برداشت‌: «مرغ‌ سحر ناله‌ سر كن‌...»
ناله‌يي‌ كه‌ شجريان‌ سر داد «سروشي‌ غيبي‌» و بيانگر حالات‌ و احوالات‌ جامعه‌ بود. البته‌ شجريان‌ در كنسرت‌ «بم‌»، «مرغ‌ سحر» را در گام‌هاي‌ بالا خواند، اما اين‌ دفعه‌ بسيار غم‌آلود و بم‌ خواند. تماشاگران‌ كه‌ زحمات‌ فراواني‌ را براي‌ شنيدن‌ صداي‌ او متقبل‌ شده‌ بودند، خسته‌ نشدند و گويي‌ كنسرت‌ كوتاه‌ بود.
«فرصت‌ كوتاه‌ بود و سفر جانكاه‌ بود
اما يگانه‌ بود و هيچ‌ كم‌ نداشت‌»


            
 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 16:16  توسط دوستدارشجریان   | 

ویژه نامه شرق برای کنسرت شجریان

 روزنامه شرق ویژه نامه ای بی نظیر  را به مناسبت کنسرت اخیر شجریان منتشر کرده است امیررضا ایوبی  مرتضی مهرجویان  سارا فاتحی   عبدالحسین مختاباد  سام فرزانه  و محسن آزرم  مطالب بسیار خوبی درباره کنسرت اخیر شجریان نوشته اند این ویژه نامه رااز دست ندهید
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 11:54  توسط دوستدارشجریان   | 

اشکهای علیزاده و شجریان برای خبرنگاران

 آخرین شب کنسرت گروه چهارنفره شجریان در میان استقبال فراوان مشتاقان وعلاقه مندان درتالاربزرگ کشور به پایان رسید.

در این برنامه ابتدا محمدرضا شجریان به نمایندگی از طرف گروه حادثه سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران را به جامعه فرهنگی کشور و خانواده های آنها تسلیت گفت و در ادامه حسین علیزاده به روی صحنه آمد و با حالتی مغموم (به علت حادثه دلخراش سقوط هواپیمای نظامی که منجر به جان باختن جمعی از اصحاب فرهنگ شد )به تکنوازی پرداخت.وی  قطعات پراحساسی را درمایه ابوعطا نواخت که در حین نوازندگی قطرات اشکش سرازیر شد.

این برنامه همانند پنج شب دیگر در دوقسمت و در دستگاه شور و متعلقات آن و با اجرای تصانیف قدیمی،بزن آن پرده،دستی افشان و...به پایان رسید.درانتها به دلیل تشویق بسیار زیاد شنوندگان وبینندگان دو تصنیف دوش،دوش و مرغ سحر نیز اجرا شد.

بدین ترتیب شش شب کنسرت این گروه در حالی به پایان رسید که هنوز عده زیادی از علاقه مندان موفق به تهیه بلیت های این برنامه نشدند.بر اساس گزارش رسیده شب گذشته همچنان بازار سیاه فروش بلیت ادامه داشته است.



+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 11:40  توسط دوستدارشجریان   | 

شجریان:تكنولوژي هزار مزيت دارد و معایبی نیز دارد اين هم يكي از معايبش بود

 محمد رضا شجريان در دومين روز كنسرت به دليل وجود مشکلاتی در صدای سالن  كه مانع  ادامه كار بود، صحنه را ترك كرد.»
دومين روز كنسرت شجريان در حالي برگزار شد كه قطع و وصل شدن ميكروفن ها در بخش اول برنامه وقفه ايجاد كرد و باعث شد شجريان قطعه بزن آن زخمه را نيمه كاره رها كند. او پس از اينكه چندین  بار صدا در طول اجرا قطع شد از ادامه اجرايبرنامه خود منصرف شد  و حسين عليزاده، كيهان كلهر و همايون شجريان را نيز به قطع كار فراخواند. وآنها صحنه را ترك كرد. حميد رضا نوربخش، مدير اجرايي كنسرت با  عذر خواهي از اساتیدموسیقی ایرانی  از آنها خواست تاسالن را ترك نكنيد تا مشکل رفع شود

البته دقایقی  بعد، دوباره گروه روي صحنه آمدند و برنامه خود را ادامه دادند. استاد شجريان پيش از آغاز دوباره برنامه  در سخنانی گفت: «تكنولوژي هزار مزيت دارد و معایبی نیز  دارد اين هم يكي از معايبش بود .»  شجریان برنامه  خودرا در حالي آغاز کرد  كه بخشی  از مردم سالن را ترك كرده بودند و يا هنوز سر جاي خود قرار نگرفته بودند. گروه پس از اينكه قطعه بزن آن زخمه را اجرا كرد باز صحنه را ترك كرد و مردمي كه تازه به سالن آمده و روي صندلي هاي خود نشسته بودند براي تنفس دوباره از سالن خارج شدند. ، علت اصلی  قطع صدا در این برنامه  تغيير دكور بدون هماهنگي با گروه صدابرداري عنوان شده است  

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 10:29  توسط دوستدارشجریان   | 

خبرگزاری فارس :صداي«محمدرضا شجريان» در تهران طنين‌انداز شد

 خبرگزاري فارس-سحر طاعتی: صداي «محمدرضا شجريان» همراه با نواي سازهاي«حسين عليزاده»،« كيهان كلهر» و «همايون شجريان» ديشب در تالار بزرگ كشور طنين انداز شد.
 
 
 
به گزارش خبرنگار فارس،در شب نخست از اين اجرا سالن مملو از جمعيت بود كه با شور و شوق فراوان براي ديدن استاد آواز ايران لحظه شماري مي‌كردند.
قبل از اجراي گروهي،«حسين عليزاده»در صحنه‌اي كه با تورهاي سفيد به نشانه كوه دماوند و گلبرگ‌هاي گل سرخ پوشيده شده بود به بداهه‌نوازي تار پرداخت و بعد از آن گروه 4 نفره" شجريان" قطعاتي چون "پيش درآمد دشتي" از ساخته‌هاي "يوسف فروتن"،" ساز و آواز"، "تصنيف قديمي" از شعر مولانا،" بزن آن زخمه "از اشعار" شفيعي كدكني "و از ساخته‌هاي" حسين عليزاده" را نواختند. بخش اول اجرا تمام شد." شجريان" و" كلهر" از يك سو و "همايون" و" عليزاده" از سوي ديگر سالن را ترك كردند.
در بخش دوم كه به«آواز بيات ترك و افشاري»اختصاص داشت، «مقدمه روح الارواح»،" ساز و آواز"،" چهار مضراب"،" تصنيف قديمي"،" آواز افشاري"،" ضربي افشاري " "رقص زار" همراه با آواز و"دستي افشان" از اشعار" سهراب سپهري "را اجرا كردند. كه" مقدمه روح الارواح"،" چهار مضراب"،" دستي افشان "و" ضربي افشاري" از ساخته‌هاي "حسين عليزاده" است.
قسمت دوم به پايان ‌رسيد. دوستداران بزرگان موسيقي ايران به مقابل صحنه رفتند و با پرتاب شاخه‌هاي گل و تقديم دسته‌هاي گل علاقه خود را به آنها ابراز كردند و فرياد كنان خواستار اجراي قطعه «مرغ سحر»شدند.
گروه با تشويق مداوم مردم به سالن برگشت و يك قطعه ديگر را اجرا و به عنوان آخرين اجرا،قطعه«مرغ سحر» را به دوستداران خود تقديم كردند.
كنسرت "شجريان " تا 12 آذرماه در تالار وزارت كشور برگزار مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 20:21  توسط دوستدارشجریان   | 

گزارش شیما غفاری ومحمدتاجیک از کنسرت شجريان و حاشیه های آن-خبرگزاری ایسنا

 نخستين شب برگزاري كنسرت محمدرضا شجريان و کيهان کلهر با بداهه نوازي تار حسين عليزاده شامگاه چهارشنبه شب در تالار بزرگ وزارت كشور برگزار شد.

به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، برنامه‌ي شب اول با نيم ساعت تاخير و با تشويق پياپي تماشاگران آغاز شد. بخش نخست كنسرت با آواز دشتي (پيش درآمد پشتي، ساز و آواز، تصنيف قديمي، ساز و آواز، بزن آن زخمه) ادامه پيدا كرد.

در اين اجرا همخواني همايون شجريان با پدرش محمدرضا شجريان از نكات برجسته و قابل تامل بود.

بر اساس همين گزارش بخش دوم كنسرت بعد از آنتراك 45 دقيقه‌اي اجراء شد . در بخش دوم آواز بيات ترك و افشاري، مقدمه روح الارواح، سازو آواز، چهار مضراب، تصنيف قديمي، آواز اقشاري، ضربي افشاري (رقص‌زار) ساز و آواز و دستي افشان با شعري از سهراب سپهري پايان بخش شب نخست كنسرت شجريان بود.

براساس همين گزارش : در اين اجرا تمامي ظرفيت 3000 نفر سالن وزارت كشور مملو از جمعيت علاقه‌مند بود و تعدادي از هنرمندان همچون حسين پاكدل، بهروز غريب‌پور و ... حضور داشتند.

 در حاشیه

  

در اولين شب كنسرت شجريان در تالار وزارت كشور، حضور دلالان خريد و فروش بليط. به شدت مشهود بود و آنها به صورت دسته جمعي اقدام به خريد و فروش مي‌كردند. قيمت بليط شجريان تا دويست هزار تومان هم خريد و فروش مي‌شد. دلالان نيز هر لحظه كه به زمان برگزاري كنسرت نزديك مي‌شدند به جنب و جوش و فعاليتهاي خود مي‌افزودند.

به گزارش خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در هنگام ورود مردم به سالن، وقتي كه آنها بليط خود را تحويل مي‌دادند چند نفر همرا با بازگرداندن نصف بليط بروشورهاي تبليغي محصولات يك شركت آرايشي بهداشتي خاص را به آنها مي دادند.

ديشب شنيده شد كه نيروي انتظامي با چند نفر كه به صورت گسترده اقدام به خريد و فروش غير قانوني بليط مي‌كرد برخورد نموده است.

شب گذشته افرادي نيز مدعي بودند كه بيش از 90 درصد مردم بليط‌ها از بازار سياه تهيه كرده‌اند.

كاغذهايي ميان برخي از مردم پخش مي‌شد كه در آن به صورت دستنويس نوشته شده بود، فروش بليط شجريان در كوچه آن طرف خيابان!

علي‌رغم آنكه مسوولان برگزاري كنسرت اعلام كرده بودند كه براي جلوگيري از بازار سياه، هر روز صدتا صد و پنجاه بليط در گيشه، فروش مي‌رود ولي هيچ بليطي در گيشه فروخته نشد و همين امر باعث اعتراض بسياري شد. چون آنها از ابتداي صبح سه‌شنبه، براي دريافت بليط به تالار وزارت كشور مراجعه و حتي ليستي را تهيه كرده بودند ولي تا آخرين لحظات از بليط فروش خبري نبود. اعلام خبر بليط فروشي در تالار وزارت كشور، از تلويزيون و روزنامه‌ها، باعث شده بود كه افراد زيادي براي دريافت بليط مراجعه كند و ناكام بمانند.

ترافيك شديدي در اطراف ميدان فاطمي در هنگام آغاز كنسرت به وجود آمده بود و نيروهاي انتظامي در خيابان تالار وزارت كشور مستقر شده بودند.

هنگام آغاز كنسرت يكي از مسوولان برگزاري كنسرت لحظاتي به ميان مردم بيرون از سالن آمد، چند نفر از او پرسيدند با توجه به اينكه گفته مي‌شود الان سالن خالي است چرا بليط فروشي نمي‌شود. او در پاسخ گفت كه سالن خالي نيست پر شده است. برخي اين شايعه را رواج دادند كه اگر سالن خالي باشد، جمعيت اضافي را به سالن راه مي‌دهند به همين خاطر وقتي يك نفر فرياد زد: “درها را باز كردند”، جمعيت به سمت در سالن هجوم آوردند و نيروي انتظامي براي جلوگيري از ورود جمعيت در سالن را كاملا بست.

كساني كه از ورود به سالن وزارت كشور ناكام مانده بودند پشت در ايستاده بودند ناگهان يكي از اين افراد كه توانسته بود با داخل ارتباط برقرار كند موبايل خود را بالاي سرش گفت و خطاب به جمعيت گفت بياييد: صداي كمانچه كلهر گوش كنيد! نفري هزار تومان!

يك از علاقمندان شجريان كه از شهرستان آمده بود مي‌گفت: براي آمدن به تهران، 2000 كيلومتر را طي كرده است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 20:9  توسط دوستدارشجریان   | 

مرغ سحر درتالار وزارت کشور بيدار شد -گزارش گیسو فغفوری

محمد رضا و همايون شجريان، عليزاده و كلهر روي صحنه رفتند تا جمعي  از مشتاقان ساعتي با موسيقي ايراني خود را فراموش كنند.
  

تهران_ ميراث خبر
گروه هنر ،گيسو فغفوري : ديگر از دکور باشکوه بم خبري نيست. اين بار توري سفيد جاي آن دکور باشکوه بم را گرفته است. توري که مي گويند نمادي از دماوند است. 4 جايگاه سفيد براي نشستن گروه قرار دارد که نور آبي بر آن افتاده است. بر کف صحنه نيز تور قرمز قرار دارد با گلبرگ هاي سرخ.
مردمي که وارد شده اند جايگاه و صندلي خود را پيدا مي کنند و بر آن مي نشيبنند. خوان هاي بليت، ترافيک، شلوغي را پشت سر گذرانده اند.
صندلي ها تک تک پر مي شود. عقربه ها هم سريع حرکت مي کنند. 8 مي شود، 8:30 و صداي کف زدن ها بلند مي شود. هر بار از گوشه اي از سالن...و ناگهان سکوت و بعد تشويق ها هماهنگ مي شود. صداي بسته شدن صندلي ها مي آيد. مردم به پاخاسته اند براي حسين عليزاده و تارش،به احترام مردم خم مي شود
بر اولين جا مي نشيند.
سازش را کوک مي کند. او که هر بار با بداهه نوازي اش توانسته زخمه اي بر دل ديگران بزنداين بار هم موفق مي شود؟ ياد رودخانه سفيد و همراهي اش با ژيوان گاسپاريان را تداعي مي کند يا کنسرت قبلي گروه چهارنفره «همنوا بابم» را؟
چراغ ها هنوز روشن مانده اند نورشان بر چشم مردم مي تابد به ناگزير بسياري چشمان خود را مي بندند و بي توجه لبه تلويزيون هاي بزرگ تالار گوش مي سپارند به اين همراهي ساز و انسان.
وقتي چراغ ها خاموش مي شود دوربين ها نيز توان خود را نشان مي دهند و او را هر بار از زاويه اي تصوير مي كنند. پشت و جلو تا مردم عقب سالن راحت تر بتوانند حرکت دستانش را دنبال کنند. ديگر سکوت بر سالن حاکم است تا عليزاده راحت تر بتواند «بزن آن زخمه» را بنوازد.
فاصله بين رفتن او و آمدن گروه با هم فاصله اي کوتاه است که با تشويق پر مي شود. کيهان کلهر، محمدرضا شحريان ،پسرش همايون و عليزاده مي آيند. لباس هاي رنگ روشن پوشيده اند با يقه اي سنتي.مي نشينند.
اين بار نوبت نواختن و خواندن پيش درآمد آواز دشتي از «يوسف فروتن» است.
هرکس سازش را مي نوازد و شجريان با حرکت سر و گردن همراهي مي کندو سرانجام صداي شجريان بار ديگر در تالار وزارت کشور شنيده مي شود. پس از خواندن دوباره اش هنگام حضور در جشن خانه سينما در تالار وحدت که به خواندن تصنيفي که بسيار دوست داشت قناعت کرد. او اين بار خواند:«دل ز دستم رفت و جانم/ بي دل و جان چون کند/سر عشقت آشکار گشت/ پنهان چون کنم»
هم نوازي کمانچه کلهر و تار عليزاده با هم ادامه پيدا مي کند تا شجريان ها بخوانند:« چون خروشم بشنود هر بي خبر گويد خموش / مي تپد دل در برم مي سوزد دل جان چون کند
...
رو سر بنه به بالين / تنها مرا رها کن/ ترک من خراب شبگرد مبتلا کن/ ماييم و آب ديده در کنج غم خزيده »
....
تصنيفي قديمي از اشعار مولانا «چو گل هر دم جامه بر تن کنم چاک از گريبان تا به دامن»
گروه مي نوازد. اينک نوبت «بزن آن زخمه » است، همان که ابتدا بداهه نوازي اش را عليزاده اجرا کرد و آهنگسازي اش را نيز انجام داده است. گروه بر شعري از «شفيعي کدکني» مي خوانند و مي نوازند. پدر و پسر باهم . صداهايشان مي آيد و مي رود، يکي قبل از پايان ديگري هر چند با هم شروع کرده اند«بزن ساز اگر چند از آن سيم گسسته است / بزن زخمه اگر چند در اين کاسه تنبور نمانده است صدايي»
و بخش اول پايان مي گيرد با «اگر اين پرده بيفتد من و تو نيز نمانيم»
و با تنها قطعه جديد بخش اول اين برنامه.

اما بخش دوم همه قطعاتي است که براي اولين بار در ايران اجرا مي شود.شجريان ها «تصنيف قديمي» را با آواز افشاري مي خوانند
«دو چشم مست نيلگونم / دو خواب آلوده /...هر آينه باز نگو تو آزادي و غم گويد گرفتاران /..اگر آن عيار شهرآشوب روزي مال من شود...دمم با جان برآيئدد که درونم يک همدم نمي بيند... من و رازي است به خون ديده ....وليکن با که گويم چو محرم نمي بيند»
و حافظ نيز به کمک آنها مي آيد در قطعه «مقدمه روح الارواح» تا آنان با آواز بيات ترک و افشاري بخوانند:«شب نشين کوي سربازان و رندانم چوشمع/ روز و شب خوابم نمي آيد به چشم غم پرست – بس که در ذر بيماري هجر تو گريانم چو شمع» و پايان مي گيرد اين قطعه با «آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت/ آتش دل کي به آب ديده بنشانم چو شمع»
ضربي افشاري رقص زار همراه با آوازي که مي خواند«اي سلسله مو بر طره پر خم زن /يک سلسله مو بگشا صد سلسله برهم زن»
اما نيايش سهراب سپهري با نام «دستي افشان » قرار بود آخرين قطعه اجرا شده اين کنسرت باشد،اين بار هم آهنگساز حسين عليزاده .
آنان آغاز کردند «دستي افشان، تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد،هر قطره شود خورشيدي باشد که به صد سوزن نور ، شب ما را بکند روزن زوزن»
و تا پايان اين قطعه را خواندند:«اي دور از دست!پر تنهايي خسته است. گه گاه، شوري بوزان باشد که شيار پريدن در تو شود خاموش»
تشويق ها نشان مي داد که حاضران با بد و خوب کنسرت راضي هستند. به سوي صحنه مي روند تا گل هايشان را بدهند جماعت زيادي آن جلو جمع مي شود. گروه چندين بار طولاني تعظيم مي کنند و مي روند. مردم ناباور فرياد مي زنند «مرغ سحر» ، «مرغ سحر» و از گوشه ديگر «فرياد» را مي خواهند.
گروه بر مي گردد. تشويق ادامه پيدا مي کند. شجريان پدر مي خواهد تا سکوت بر قرار شود تا سازها کوک شوند. به افتخار مرغ حق ايران کف مي زنند. او باز هم سکوت مي خواهد تا «دوش دوش ... باز باز.... با دو چشم ابروي پيوسته ...آتش دل من ...» را بخوانند. پدر و پسر با هم. همايون شجريان ورزيده است مثل کنسرت بم صدايش از صداي پدر کم نمي آورد و دوشادوش او مي خواند. پدر نيز او را همراهي مي کند.
تشويق ها و صداهاي پايان قطعه «مرغ سحر» را مي خواهند، يک صدا تا خاطره هاي گذشته را زنده کنند و استاد پاسخ مي دهد:« مرغ سحر ناله سر کن ...داغ مرا تازه تر کن ..» و پسر هم او را همراهي مي کند.
و مردم را در حالي که دستانش را براي همراهي بلند کرده اند همراه آنان مي خوانندbr>اين دست ها با تشويق ها همان بالا مي ماند و بلند و يک صدا ادامه پيدا کرد تا اين سه هزار نفر اولين شب کنسرت از سالن خارج شوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 20:5  توسط دوستدارشجریان   | 

گزارش آمن خادمی خبرنگارمهر از شب اول کنسرت شجريان

گزارش شب اول کنسرت شجریان در تالار وزارت کشور
شب اول کنسرت شجریان در حالی برگزار شد که فقط خبرنگاران معدودی از رسانه ها توانستند - برای تهیه گزارش - خود را وارد تالار نمایند، آن هم در حالی که صندلی برای نشستن نداشتند و تا پایان اجرا، بصورت ایستاده گزارش خود را نوشتند.

به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، محمدرضا شجریان شب گذشته با همراهی تار حسین علیزاده، ‏کمانچه کیهان کلهر و تنبک همایون شجریان در سالن 3000 نفری وزارت کشور با اجرای چند قطعه تازه و نو به صحنه رفت.

کنسرت گروه اساتید، به خوانندگی محمدرضا شجریان ، شب گذشته ، با 45 دقیقه تاخیر، در دو بخش جداگانه در تالار وزارت کشور برگزار شد.

در بخش نخست این کنسرت، حسین علیزاده به صورت مرکب‌نوازی در دو دستگاه "نوا" و "راست پنجگاه" به بداهه‌نوازی تار پرداخت. بعد از بداهه‌نوازی علیزاده، در "آواز دشتی" نیز به ترتیب پیش‌درآمد دشتی از یوسف فروتن، ساز و آواز، یک تصنیف قدیمی با شعری از مولانا، ساز و آواز و "بزن آن زخمه" با شعری از دکتر شفیع کدکنی از ساخته‌های حسین علیزاده اجرا شد.

همچنین بخش دوم با مقدمه "روح الارواح" که اذان موذن‌زاده اردیبلی نیز در آن ساخته شده، با بداهه‌خوانی شجریان و بداهه‌نوازی حسین علیزاده شروع شد. به علاوه یک قطعه سازی و آوازی برگرفته از کلام شعر سعدی، چهارمضراب از حسین علیزاده به همراه آواز، تصنیف قدیمی، آواز افشاری، ضربی افشاری، ساز و آواز و دستی افشان از علیزاده نیز اجرا شد.

حسین علیزاده قطعه "بزن آن زخمه" را در "دشتی " با شعر شفیعی کدکنی همراه کرده بود. این هنرمند قبلا این تجربه را در قطعه ترکمن و آلبوم‌های "فریاد" و "شورانگیز" نیز نشان دادن بود. همچنین در قطعه "دستی افشان" نیز یک بدعت آشکار دیده می‌شد که در آن شجریان برای اولین بار شعری از سهراب سپهری را خواند. شهرام ناظری این تجربه را 15 سال پیش در آلبوم "در گلستانه" به منصه ظهور رسانده بود.

دو تصنیف "دوش دوش دوش" از علی اکبرخان شیدا در افشاری به روایت عبداله دوامی و "مرغ سحر" ساخته مرتضی خان نی‌داوود با شعر بهار پایان‌بخش این کنسرت بود که بعد از اصرار مخاطبان اجرا شد.

به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، طی روزهای گذشته بلیت‌های کنسرت شجریان تا سقف 200هزار تومان در بازار سیاه خرید و فروش می شده است. در حالی که شب گذشته پیش از آغاز اولین اجرای کنسرت، شخصی که در حال فروش تعداد زیادی بلیت بود، توسط ماموران انتظامی دستگیر شد. همچنین به دلیل استقبال زیاد مردم از این کنسرت و فروش بلیت های کلیه شبهای این کنسرت در همان روز اول پیش فروش، قرار بود شب‌های اجرا نیز 150 بلیت روز فروش شود، اما جمعیت زیادی که برای خرید بلیت های روز فروش، جلوی تالار وزارت کشور جمع شده بودند، با بدقولی مسئولان برگزاری کنسرت مواجه شدند و از تماشای کنسرت شجریان بی‌نصیب ماندند.

این گزارش حاکی است : درطول زمان اجرا، علاقه، شور و اشتیاق، در صورت مخاطبان به وضوح دیده می‌شد، این در حالی بود که سکوت جمعی  ناشی از هیجان، مخاطبان را تا آخر اجرا، همراهی می‌کرد. اما این سکوت در آخر به هیاهو مبدل شد.

گفتنی است؛ کنسرت محمدرضا شجریان هشتم تا چهاردهم آذر(غیر از روز دهم) درتالار وزارت کشور برپاست و مدیر برنامه‌های شجریان اعلام کرده است : "عواید این کنسرت به ساخت باغ هنر بم اختصاص نمی‌یابد، چرا که این پروژه 3 میلیارد تومانی به بودجه‌ای بیش از این حرف‌ها محتاج است که با برگزاری 10 تا از این نوع کنسرت‌ها هم کاری از پیش برده نمی‌شود."

همچنین شایان ذکر است ؛ به طور کلی متولیان برگزاری کنسرت های موسیقی از یک قاعده و ضابطه مشخص و منطقی در تعامل با رسانه ها پیروی نمی کنند. لذا در مورد اخیر نیز، رسانه ها مورد بی اعتنایی قرار گرفتند. درحالی که فعالیت های فرهنگی- هنری نیازمند انعکاس رسانه ای هستند تا ماهیت "مردمی" پیدا کنند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 20:3  توسط دوستدارشجریان   | 

گزارش گلاویژ نادری از کنسرت شجريان -خبرگزاری کار ایران

 اولين شب كنسرت شش روزه محمد رضا شجريان با حضور خيل مشتاقان او در تالار وزارت كشور برگزار مي شود.
به گزارش خبرنگار گروه هنر ايلنا، سه شنبه شب خيابان هاي اطراف تالار وزارت كشور با وجود حضور ماموران انتظامي شاهد ترافيك سنگيني بود.
ساعاتي پيش از آغاز برنامه جمعيت زيادي مقابل درب ورودي تالار وزارت كشور جمع شده بودند ؛ در اين جمع افرادي حضور داشتند كه موفق به گرفتن بليت نشده و حاضر بودند با پرداخت رقمي دو تا سه برابر قيمت بليت آن را خريداري كنند.
بليت ها هشت تا 20 هزار توماني كنسرت تا حدود پنجاه هزار تومان نيز در ورودي تالار وزارت كشور به فروش مي رفت.
عده اي از افرادي كه از موسسه فرهنگي هنري دل آواز بليت رزرو كرده بودند تا شروع برنامه موفق به دريافت بليت خود نشده و در سر درگمي به سر مي برند
برنامه با 35 دقيقه تاخير آغاز شد جمعيتي كه از ساعت 20 در صندلي ها خود حضور داشتند پس از گذ شت نيم ساعت و وجود تاخير در برنامه با تشويق ها مكرر خود خواهان شروع برنامه شدند.
حضور حسين عليزاده بر روي سن به عنوان آغاز گر برنامه شوري در جمعيت حاضر برپا كرد كه تا چند دقيقه اي مانع از اين شد كه عليزاده برنامه را آغاز كند.
برنامه با بداهه نوازي عليزاده در دستگاه هاي نوا و راست پنجگاه بود كه مورد استقبال حاضران در تالار قرار گرفت پس از آن پيش درآمد دشتي اثر يوسف فروتن ، ساز و آواز دشتي و تصنيف قديمي با شعر مولانا به اجرا در آمد و در پايان بخش اول برنامه تصنيف بزن آن زخمه با شعر شفيع كدكني كه حسين عليزاده آن را ساخته بود اجرا شد.
زمان استراحت كه بيش از حد به طول انجاميد جمعيت زيادي در اين زمان سالن را ترك كرده وپس از چندين بار اعلام از بلندگوخود حاضر شدند زمان تنفس 45 دقيقه طول كشيد.
بخش دوم برنامه با آواز بيات ترك و افشاري آغاز شد .
مقدمه روح الارواح اثر حسين عليزاده ، چهار مضراب ساخته عليزاده نيز به اجرا درآمد.
آواز افشاري تصنيف و دستي افشان با شعر سهراب سپهري، ساخته عليزاده نيز پايان بخش برنامه بود.
اما جمعيت مشتاق با تشويق هاي مكرر خود باعث شدند تا دوباره شجريان به همراه گروه خود روي صحنه بيايد و قطعه "دوش دوش" از ساخته هاي زنده ياد" شيدا" اجرا كند.
قطعات درخواستي در حالي اجرا شد كه بسياري از حاضران در نزديك صحنه نظاره گر اين قطعات بودند.
پس از به اجرا درآمدن قطعه اول ، شجريان به دليل درخواست هاي زياد تماشاگران كه با صداي بلند خواستار اجراي قطعه مرغ سحر بودند از گروه خود خواست تا اين تصنيف رابه اجرا در بياورد ، صداي جمعيت مشتاق به حدي بود كه شجريان از آنان خواست تا اجازه دهند كه بتواند صداي كوك سازها را بشنود.
به اجرا درآمدن اين تصنيف چنان با استقبال حاضران رو به رشد كه گروه مدتي براي پاسخ به تشويق افراد حاضر در تالار مدتي را روي صحنه سپري كردند.
محمد سرير رسول خادم، بهروز غريب پور و تعدادي از هنرمندان سينما در اولين شب اين كنسرت حضور داشتند.
در سالن انتظار كمك هاي مردمي براي احداث پروژه باغ جمع آوري ميشد عكس هاي مربوط به ساختمان باغ هنر بم و نقشه آن نيز ديده شد.
چند موسسه فرهنگي هنري نيز در گوشه اي از سالن اقدام به برپايي غرفه فروش محصولات خود كردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 20:0  توسط دوستدارشجریان   | 

گزارش آزاده شهمیر نوری از حاشیه کنسرت شجريان

خانمي مي گفت 4بليت خريده 700هزار تومان ،پسري شيرازي آمده بود شايدبليت 8هزارتوماني گير بياورد و...بيرون از سالن كنسرت حكايت هاست

 
   تهران_ ميراث خبر
گروه هنر، آزاده شهميرنوري: «يعني استاد مي داند اينجا پشت ديوار هاي سالن چه مي گذرد. يعني مي داند؟ ما داريم خودمان را مي كشيم كه يك بليت بخريم.» اين را يكي از آقاياني گفت كه آمده بود جلوي در تالار وزارت كشور تا شايد بتواند بليت كنسرت بخرد.
روز گذشته، اولين روز كنسرت از ساعت هشت صبح علاقه مندان به استاد شجريان مقابل در ورودي سالن وزارت كشور تجمع كرده اند. ساعت سه بود و داشتم از ميدان فاطمي پياده به طرف وزارت كشور مي رفتم. دو كوچه پايين تر دو پسر جوان به هم چسبيده بودند و پول رد و بدل مي كردند. بالاتر كه آمدم جمعيتي كه مقابل تالار ايستاده بودند، آنها را با انگشت نشان مي دادند. يكي رو به من كه تازه به جمعشان پيوسته بودم گفت: «خانم بليت مي خواهي برو پيش همان آقا، صد تومان مي فروشد اگر هم پول نداري بيا اسمت را توي اين ليست بنويس، گفتند هر شب صد تا بليت مي فروشند. تا حالا سه بار ليست نوشتيم، يك نماينده هم فرستاديم كه با نوربخش حرف بزند اما ديگر برنگشت خودش هم رفته پيش آنها.»
چرخي بين جمعيت مي زنم. يك مادر و دختر در حالي كه وقتي حرف مي زدند گوشه چشم هايشان اشك جمع مي شد، منتظر خانمي بودند كه در شركت دل آواز كار مي كرد: «ما از سايت خريد كرديم. خريدمان هم ثبت شد و بعد شماره حسابي اعلام شد كه به آن پول ريختيم. اما وقتي رفتيم بليت بگيريم گفتند خريد شما ثبت نشده. آنقدر گريه كرديم كه آن خانم گفت حتما به شما بليت مي دهم. حتي گفت سهميه خودش را مي دهد. يك آقاي ديگري هم همين مشكل را دارد.»
دقايقي مي شد رسيده بودم. مردي با كاپشن بلند مشكي آمد جلو و گفت بليت مي خواي؟ گفتم نه گفت پس براي چي آمدي؟ گفتم بليت اضافه دارم چند مي خري؟ پوزخندي زد و رفت.
سمت راست در تالار پسر جواني با قد كوتاه و يك كت پوست پيازي روي سنگ هاي دور باغچه نشسته بود و دورش را چند نفر گرفته بودند. از لباس و سر و وضعش به راحتي مي شد فهميد كه پول خريد بليت از بازار سياه را ندارد. پسر دانشجويي كه باراني بلندي پوشيده بود و كت و شلوارش را هم با چوب لباسي از اصفهان تا اينجا آورده بود، گفت: «از يكي از دهات هاي شيراز آمده، ديشب هم اينجا خوابيده از صبح تا حالا هم دارد شعر مي خواند. به خدا حاضرم اين برود تو و كنسرت ببيند اما من دست خالي برگردم اصفهان.»
جلو تر رفتم پسر يك ني بلند و كلفت دستش گرفته بود و مثنوي مي خواند. هر كس هم مي پرسيد كه اين ني را براي چي دستت گرفتي مي گفت: «ني حريف هر كه از ياري بريد/پرده هايش پرده هاي ما دريد» بعد هم ادامه مي داد : «من به عشق مرغ سحر آمدم.» جوان خوش لباس اصفهاني برايم توضيح مي داد: «اطلاعاتش هم خيلي زياد است. از همه كساني كه اينجا هستند بهتر موسيقي مي داند.» پسر ساده شيرازي با لهجه زيبا داشت شعر مي خواند هر از چند گاهي هم از داخل جيبش يك كتاب در مي آورد و شروع مي كرد به خواندن. تا جلوي در شلوغ مي شد مي پريد جلو كه از كسي عقب نماند.
نزديك ساعت چهار بود كه كيهان كلهر به اتفاق يكي از دوستانش رسيد. تا آمد به خود بجنبد. جمعيت به طرفش هجوم آورد. مي پرسيدند كه بالاخره بليت مي فروشيد يا نه. كلهر لبخند مي زد و سعي مي كرد هر طور شده خودش را به در برساند. حتما داشت فكر مي كرد چه اشتباهي كرده كه مثل بقيه گروه از در پايين نيامده. فشار جمعيت بيشتر شد. سرش ريخته بودند و مي خواستند روبوسي كنند. كلهر با آن قد بلند مدام پايين تر مي رفت. داشت زير دست و پاي جمعيت گم مي شد. جلوي در زمين خورد. مردم با موبايل از او عكس مي گرفتند. با كمك حراست سالن از در عبور كرد و آن طرف دوباره لبخند زد. جمعيت پراكنده شدند. بين جمعيت قدم مي زدم. هر كسي داشت گوشه اي با چند نفر ديگر حرف مي زد: «تا فاميل هاي درجه پنج و شش و در و همسايه ها سير نشوند نوبت ما نمي شود..... استاد كه از اين چيز ها خبر ندارد وگرنه خيلي ناراحت مي شد.... خانم من فاميل خانم آقاي عليزاده است اما در اين سال ها يك بليت هم براي فاميل نياوردند. از اول همه را اين طور عادت داده است و هر كس بليت بخواهد خودش اقدام مي كند.... تقصير آنها نيست تقصير اطرافيان است. همين هايي كه بليت بازار سياه مي فروشند، اين همه بليت از كجا مي آورند حتما آشنا داشتند. چون مراكز فروش به هر كس فقط دو بليت مي فروختند.... ....اگر شجريان هر سه چهار ماه يك بار كنسرت بده اين طوري نمي شه....»
آقايي كه پنجاه سال سن داشت، بليت هواپيمايي دستش گرفته بود، مدام مي گفت هر طور شده امشب بايد بروم تو، فردا بايد برگردم اهواز. يكي از ميان جمعيت گفت: «شما كه وضعت خوه برو يك بليت هشتاد توماني بگير. اصلا مي خواستي با هواپيما نيايي و پولش را بليت بخري.» آقاي اهوازي چپ چپ نگاهش كرد: «با  دقايقي مي شد رسيده بودم. مردي با كاپشن بلند مشكي آمد جلو و گفت بليت مي خواي؟ گفتم نه گفت پس براي چي آمدي؟ گفتم بليت اضافه دارم چند مي خري؟ پوزخندي زد و رفت. 
چي مي آمدم؟ نمي توانستم كارم را ول كنم.»
گروهي جلوي در داشتند نماينده دوم را مي فرستادند داخل سالن تا با نوربخش حرف بزند: «نري مثل آن يكي بماني تو. خبر بيار. اين ليست را هم بگير ببر.»
كم كم سر و كله فروشنده هاي ديگري هم پيدا شد. آقايي با كيف و وسايلي كه نشان مي داد از سر كار آمده با خجالت جلو آمد و گفت خانم من دو تا بليت براي فردا دارم و مي خواهم بفروشم شما نمي خواهيد؟ خيلي هم گران نمي دهم هر كدام سي تومان اما جايش خوب است. يك دفعه خانم ديگري آمد و گفت: «من يك بليت امشب دارم براي دوستم از بازار آزاد خريدم ولي گفت كه نمياد. همان قيمتي كه خريدم مي فروشم.مي خواهم پنجاه تومانم در بيايد.»
پسر شيرازي ميان جمعيت دور مي زد و آواز مي خواند و از استاد تقليد مي كرد. آآآ...هاي... پسر بچه هفده هجده ساله اي كه فقط يك پيرهن مردانه چهارخانه صورتي پوشيده بود و داشت از سرما مي لرزيد آمد جلو، به موهايش كه آنها را سيخ سيخ به هوا داده بود و لباسش، نمي آمد موسيقي سنتي گوش بدهد. گفت شما هم بليت مي خواهي؟ با سر اشاره كردم نه. گفت پس توي اين سرما براي چي وايسادي؟ بليت اضافه داري؟ گفتم آره ولي براي شنبه آينده است. پرسيد مي فروشي؟ اشاره كردم كه نه. گفت من امروز مدرسه نرفتم. از هفت صبح اينجا هستم. شايد بليت گيرم بياد.
ساعت شش و نيم شده بود و هنوز جمعيت منتظر فروش بليت بودند. كم كم جمعيت بيشتر مي شد. سه نفر آن طرف ميله ها داشتند آماده مي شدند كه بليت ها را جمع و مردم را به داخل هدايت كنند. نگراني و اضطراب جمعيت پشت در بيشتر مي شد و صداي اعتراض ها بلند تر: «اگر مي خواهيد بليت بفروشيد همين حالا قبل از اينكه شلوغ تر بشود بفروشيد....»
يك پرشيا جلوي تالار ايستاد و خانمي از آن پياده شد. آقاي راننده، پرشيا را آن طرف تر پارك كرد. خانم يك راست رفت سراغ بليت فروش كه دورش شلوغ شده بود. بعد از چند دقيقه صداي اعتراض ها بالا رفت خانم كه داشت مي رفت طرف ماشين، رو به جمعيت گفت: «من چهار تا بليت خريدم هفت صد تومان هر كسي مي خواهد مي فروشم.»
جمعيت ساكت شد و خانم سوار ماشين شد و رفت. پسر شيرازي گفت: «من هم هشت هزار تومان بيشتر ندارم و مي خواهم بليت بخرم. شما نداريد.» باز هم شروع كرد به شعر خواندن اين بار شعري مي خواند درباره تهران كه شهر بي وفايي ها و نا مهرباني هاست...پسري كه لهجه كردي داشت گفت :«بياييد پول روي هم بگذاريم و براي اين پسره بليت بخريم. من حاضرم ده هزار تومان بدهم.» ديگران خيلي استقبال نكردند....
ساعت هشت شده و هنوز از بليت فروشي خبري نيست. فكر پسر شيرازي كه صورتش را به ميله ها چسبانده و مرغ سحر مي خواند رهايم نمي كند. سراغ بليت فروش مي روم با همان پسر كردي كه مي گفت حاضر است ده تومان بدهد. گفتم يك بليت شنبه دارم با يك بليت براي امشب عوض مي كني؟ گفت :چند توماني است؟ گفتم دوازده توماني. خيلي گران نباشد. براي خودم نمي خواهم براي همان پسر شيرازي مي خواهم.»
خنديد و گفت: «خانم ول كن ترو خدا. دلت براي اينا نسوزه. من براي هر كسي دلم سوخت سرم كلاه گذاشت. توي خيابون از اينا پر است. تو كه نمي تواني براي همه يك كاري بكني.»
گفتم: «اين حرف ها را نزن تو بليتت را بفروش. گفت: «بليت ندارم. شما هم ول كن. وقتي پول نداره مگر مجبوره بياد كنسرت. بنشيند خانه نوار گوش بده. اين كه چيزي نمي فهمد همش داره شعر مي خوانه، كم داره.»
از خريد منصرف شدم. پسر كرد گفت اين آقا يك بليت اضافه دارد دوستش قرار بوده از اهواز بيايد نرسيده. بليت را نشان دادم آقا گفت: «بليت شما دوازده توماني است. مال من جايش خيلي بهتر است. ده تومان اضافه مي گيرم.» گفتم بليت را براي اين آقا مي خواهم كه از شيراز آمده، نگاهي كرد و گفت خوب من چه كار كنم. گفتم هشت تومان بيشتر ندارد. گفت: «همان هشت تومان را بده.» پسر شيرازي زودتر از همه به بليتش رسيد. بقيه اما همچنان منتظر فروش بليت بودند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 19:50  توسط دوستدارشجریان   | 

ديگه به نوارهاي شجريان هم گوش نمي دهم !

گزارش ايرانيوز از حواشي كنسرت امشب محمدرضا شجريان

  چندين ساعت تلاش بي وقفه علاقه مندان كنسرت شجريان در پايان با يك صحنه كمدي به پايان مي رسد . فردي كه گويا با موبايل توانسته با داخل سالن وزارت كشور ارتباط برقرار كند كساني را كه پشت درهاي بسته مانده اندرادعوت مي كند تا صداي ساز كلهر را از گوشي موبايلش بشوند و بعدبا حالتي خاص اداي كلهررا درمي آورد ...

به گزارش خبرنگار ايرانيوز ، سالن وزارت كشور از ساعتها قبل از اجراي اولين اجراي كنسرت شجريان شاهد حضور قابل توجه مردمي بود كه نمي شد تشخيص داد كه كدام يك علاقه مند موسيقي هستند وكدام يك دلال بليط شجريان ! نيروي اتظامي در اطراف سالن وزارت كشور حضور مشهودي با ماشينها و تجهيزات خوددارد و ترافيك سنگيني در اطراف ميدان فاطمي حكمفرماست..
يك سرباز نيروي انتظامي به عكاس يكي از خبرگزاري‌ها اعتراض ميكند كه چرا از جمعيت بيرون از سالن عكس مي گيرد ! عكاس هم در جواب مي گويد كه درجاهايي بدتر از اينجا كسي به او گير نداده .نشان دادن كارت خبرنگاري هم فايده اي ندارد و سرباز ادامه ميدهد.
در جايي ديگر جوان علاقه مندي در حال خريد بليط شخصي است كه عنوان مي كند به خاطر اينكه پول موبايل قطع شده اش را بپردازد حاضر شده بليطش را بفروشد. جوان علاقه مند براي بليط شجريان 35000تومان مي دهد چون معتقد است هنر قيمت ندارد. اوبليط شجريان را دربازار سياه آن خيلي ارزان خريده است.
بهروز غريب پور و عادل فردوسي پور از چهره‌هاي شناخته شده‌اي هستند كه در شب اول ديده مي شوند.
آقا اگه بليطتو مي فروشي بيا اينجا، جمله‌اي است كه امشب هر شخص حاضر در محل ميتوانست آن را بارها و بارها بشنود. يك نفر مانده در پشت سالن وزارت كشور غر مي زند كه اگرچه حتي پول براي بليط شجريان ريخته ولي بليطي نگرفته و پولش را هم پس گرفته است
يك نفر مي گويد: نيروي انتظامي يك نفررا كه خريد وفروش بليط مي كرده دستگير كرده است.
در كوچه جنب سالن وزارت كشوركسي را راه نمي دهند چون مي ترسند برخي از روي نرده هاي بلند سالن وارد تالار شوند !
ناگهان از ميان جمعيت جلوي در سالن صداهايي بلند مي شود، بليط تقلبي ! يكي بليط را به ديگران نشان مي دهد ومي گويد :چون مهر ندارد تقلبي است .
سربازان نيروي انتظامي به مردم جلوي در ها مي گويند آقا وجلوي در تجمع نكنيد.
دلالهاي بليط در اطراف سالن وزارت كشورفراوانند . يكي از آنها به دوستش مي گويد بيا بريم آن طرف ، اينجا بده به ما گير مي دهند دوستش در جواب مي گويد :مگه داريم دزدي مي كنيم .
قيمت بليط ها در بازارسياه به دويست هزار تومان هم مي رسد.
در يك گوشه جمعيت يك فرد كه خودش يك استاد ايراني دانشگاه توكيو در ژاپن معرفي مي كند و برروي سكويي قرار گرفته كه بالاتر از ديگران ديده مي شود مثل ميتينگي سياسي براي حضار سخنراني مي كند.
او تمام اين بي نظمي ها و به و جود آمدن بازار سياه را گردن مدير برنامه هاي شجريان مي اندازد و بعد بحث به مسائل سياسي و اجتماعي روز كشيده مي شود
يكي از كساني كه بليط گيرش نيامده با عصبانيت مانند ترانه هاي لس انجلسي كه درباب عشاق شكست خورده منتشر مي شود فرياد مي كشد: ديگه نوارهاي شجريان هم گوش نمي دهم.
گويا براساس اخباري كه قبلا از تلويزيون پخش شده قرار بوده چيزي حدود صد و پنجاه بليط در همان روز در گيشه سالن وزارت كشور فروخته شود به همين خاطر از صبح سه شنبه عده اي منتظر همين بليط ها مي مانند وحتي به طور خود جوش ليستي تهيه مي كنند اما از فروش بليط در گيشه خبري نمي شود.
يكي با اعتراض فرياد مي زند ديگر به اخبار تلويزيون هم نمي شود اعتماد كرد.
ديگري هم مدعي مي شود كه خود استاد گفته است كه هرروز بليط فروشي مي شود ديگري مي گويد از دفتر دل آواز به مردم قول داده اندكه حتما 70 -80بليط براي گيشه نگه داشته اند .
يكي كاغذي رانشان مي دهد كه در آن نوشته شده بليط شجريان صدوده هزار تومان آن طرف خيابان !
ديگري با عصبانيت مي گويد :دزدهاي بليط آن طرف هستند.
يك نفر كه گويا از مسولان برگزاري كنسرت هست به ميان جمعيت مي آيد مردم او را سوال پيچ مي كنند.
يكي مي پرسد درست است كه گفتند اگه سالن خالي باشد مردم را راه مي دهيم .اين مسئول مي گويد كه سالن اصلا خالي نيست .
يك سرباز نيروي انتظامي به گزارش نوشتن خبرنگاري اعتراض ميكند. خبرنگار هم در جواب او مي گويد نوشتن او چه ربطي به او دارد و جرو بحث بالا مي گيرد. مردم جمع مي شوند و سرباز خبرنگار را به كناري مي برد و خبرنگار هم مي گويد باشد برويم. بعد كه قرار مي شود بروند سرباز منصرف مي شود.
ناگهان يكي فرياد مي زند: درهارا باز كردند و جمعيت به سمت در هجوم مي آورد .

اين گزارش فقط به حواشي كنسرت پرداخته است چرا كه هيچ بليطي به خبرنگاران رسانه‌ها و مطبوعات از سوي برگزار كنندگان اين كنسرت تعلق نگرفته است و خبرنگاراني كه به هر دليلي موفق به خريد بليط نشده‌اند فقط ميتوانند به حواشي كنسرت آن هم خارج از محل برگزاري بپردازند!.


WWW.IRANEWS.ORG

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 23:20  توسط دوستدارشجریان   | 

گزارش محمد تاجیک خبرنگار خبرگزاری دانشجویان از حواشی جدید کنسرت شجریان

 ظاهرا حواشي كنسرت استاد شجريان پاياني ندارد. در تازه‌ترين حاشيه، يك سايت اينترنتي اقدام به دلالي رسمي و خريد فروش بليط كنسرت شجريان نموده است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اين سايت به كساني كه بليط اضافي تهيه كرده‌اند پيشنهاد خريد بليط‌شان را داده و براي كساني كه مي خواهند بليط شجريان را تهيه كنند قيمت پايه! پنجاه هزار تومان را داده است.

برخورد توهين آميز ؟!

شجريان از سال ‌74 به بعد که كنسرت‌هايش به بهانه‌هاي مختلف تعطيل شد، تصميم گرفت ديگر در ايران كنسرتي اجرا نكند؛ چون به اعتقاد او رفتاري كه با مردم تشنه و علاقه‌مند اين برنامه‌ها مي شد بسيار توهين آميز بود. محمدرضا شجريان تنها پس از سال‌ها به خاطر مردم بم خواند و به مدت سه شب پي در پي از در تالار بزرگ وزارت کشور به اجراي برنامه پرداخت.

شجريان تا روزهاي آخري كه در ايران به سر مي برد، هر گونه اخباري مبني بر اجرا در ايران را بارها تكذيب كرده بود؛ ولي وقتي كه او در اروپا در حال برگزاري تور سي وپنج روزه اش بود، مدير برنامه‌هايش خبرنگاران را به شركت دل آواز دعوت كرد تا خبري كه بارها تكذيب شده بود را اين بار تاييد كند.

تاييد اين خبر در حقيقت آغاز رنج‌ها و مصائب مردم تشنه وعلاقه‌مندي بود كه براي دريافت چند عدد بليط كنسرت برخورد چندان مناسبي با آن‌ها نمي‌شود.

سايت‌ها مختل مي شوند

از هفته گذشته كه روز رزرو بليت كنسرت محمدرضا شجريان، اعلام شده بود، سايت دل آواز براى ساعت ها بالا نمى آمد و مختل شد؛ مسئولين سايت از مردم خواستند تا از مراجعه به اين سايت خودداري كنند و هر كاربر احتمالاً بايد بيشتر از چندين بار دكمه را فشار مى داد تا مى توانست بليت هاى موردنظر خود را رزرو كند

سايت خانه موسيقي نيز كه به رزرو بليط مي‌پرداخت اعلام كرد، به علت اتمام مرحله نخست فروش اينترنتي خدمات فروش اين بليت‌ها تا روز شنبه هفته گذشته متوقف شد.

بااين حال يكي از دست اندركاران خانه موسيقي ديروز، يكشنبه، به ايسنا گفت:

"حتي براي افرادي كه بليط رزرو كرده‌اند تا اين لحظه بليطي وجود ندارد و ما شرمنده اين افراد هستيم."

او در ادامه گفت: قرار بوده بليط در اختيار ما قرار گيرد، ولي هنوز اين كار انجام نشده است."

حمله به مراكز فروش بليط

از هفته گذشته مراكز فروش بليط شجريان هر يك با هجوم علاقه‌مندان كنسرت شجريان به نوعي خود را يا كنار كشيده و يا به گونه‌اي از ارائه خدمات لازم به مراجعه كنندگان سرباز زدند و همين امر باعث شد، بسياري از علاقه‌مندان كه به مراكز خريد بليط كنسرت شجريان مراجعه كرده‌اند، موفق به دريافت بليت نشوند.

در ميان علاقه مندان آثار استاد شجريان

افرادي وجو دارند كه روزهاي متوالي براي تهيه‌ي بليت به تهران مي آيند و به تمام مراكز مربوطه مراجعه كرده ولي موفق به دريافت بليتي نمي شوند.

در ميان اين افراد پيرزن بيماري ‌كه از درد پا مي‌نالد نيز وجود دارد كه به خاطر تنها فرزند بيمارش كه عاشق شجريان است در صف ايستاده است.

هفته گذشته نيز خيابان‌هاي اطراف مراکز فروش بليت کنسرت شجريان به صورت شبانه‌روزي با ترافيک مواجه شد و علاقه‌مندان به شرکت در اين برنامه، شب‌ها را در انتظار تهيه‌ي بليت در خيابان به سر بردند.

هم‌چنين معابر عمومي اين خيابان‌ها و حتي خيابان‌هاي اطراف تا شعاع يک کيلومتري بسته شده و صفي ششصد متري شامل افرادي كه اغلب آن‌ها نگران به دست نياوردن بليت‌هاي اين کنسرت بودند تشکيل شد.

آن‌هايي كه در صف بليط شجريان مي ايستادند، بايد اسم خودرا در ليست اسامي ثبت مي كردند تا در ساعت‌هاي دوازده شب، 3 صبح و شش بامداد در هنگام حضور غياب حاضر باشند!

حتي مراکزي که فروش بليت اين کنسرت را هم به عهده ندارند، با مراجعه و تلفن‌هاي مکرر علاقه‌مندان مواجه شده‌اند که باعث شده دفاتري چون بتهوون و هرمس تلفن‌هاي خود را تا روز آخر كنسرت شجريان روي پيغام‌گير بگذارند.

هم‌چنين دفتر موسيقي اعلام كرده برگزاري كنسرت استاد شجريان توسط بخش خصوصي اجرا مي‌شود و اين مركز هيچ‌گونه دخالتي در آن ندارد.

يكي از مراكز ديگر از هفته پيش بليت رزرو مى‌كرد، ولي بعد كسانى كه به صورت تلفنى اقدام به تهيه بليت كرده بودند، وقتى در روزهاى بعدى براى پرداختن پول و دريافت بليت تلاش مي كردند، با تلفن‌هاى سراسر اشغال و درهاى بسته مواجه شدند. روى تابلوى اين مركز پارچه‌اى هم كشيده شده بود تا بلكه عابران متوجه‌ي آن نشوند!

مردمى هم از شهرهاى ديگر آمده و چند شب جلو مراكز اعلام شده خوابيده بودند.

شجريان به همراه پسرش همايون، عليزاده و كلهر بعد از كنسرت اروپا مستقيما به ايران مي‌آيند، چهار شب در برابر جمعيتي عظيم در تالار وزارت كشور قرار مي‌گيرند و اگر اجرا براي دو شب تمديد شود، بعد از آخرين اجرا به سمت آمريكا پرواز مي‌كنند. ولي آيا استاد شجريان را مطلع خواهند کرد كه عاشقان او براي تهيه بليت‌هاي نه چندان ارزان قيمت رنج‌هاي بسياري كشيده اند و اكثر آن‌ها ناكام مانده‌اند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 18:19  توسط دوستدارشجریان   |